دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چه کنیم تا از خود بیگانه نشویم؟

No image
چه کنیم تا از خود بیگانه نشویم؟

شناخت «خود» اولین گام رسیدن به سلامت روانی است. به سخن دیگر، غفلت و ناهوشیاری مانع حرکت و عامل اولیه آسیب روانی است. «اولین کار برای آغاز حرکت تکاملی انسان این است که او را از غفلت بیرون بیاورند»،[1] «مادامی که انسان پرده‌ غفلت را کنار نزده باشد نه تنها هیچ اصلاحی رخ نخواهد داد، که اساسا انسان جایگاه خود را در جغرافیای هستی نیز نخواهد یافت»،[2] برای بیرون آوردن انسان از غفلت نیز اولین مرحله این است که در ذهنش ایجاد سوال کنند؛ از این رو، آموزه‌های قرآن درصدد زدودن غفلت بوده و بارها از این شیوه استفاده کرده است. محور دسته‌ای از آیات که این شیوه را به کار برده است «توجه به خود» است. خداوند با طرح سوال‌هایی تصمیم دارد وجدان‌های خفته را بیدار کند و آنها را از تاریکی غفلت بیرون برد. انسان بیهوده آفریده نشده است، چگونه به وجود می‌آید، چگونه از گرفتاری‌ها نجات می‌یابد، چگونه به آسایش و آرامش می‌رسد اینها همگی موضوع سوال از انسان قرار گرفته‌اند.آیا پنداشته‌اید شما را بیهوده آفریده‌ایم؟[3] آیا انسان تصور می‌کند او را رها کرده‌ایم؟[4] آیا انسان خیال می‌کند آزمایشش نمی‌کنیم؟[5] گام دوم خودشناسی، پس از خروج نسبی از غفلت، تأمل و توجه به خود و آغاز خودشناسی است. امیرمومنان علی‌(ع) این نکته را در عبارتی کوتاه چنین بیان فرمود که: «رحمت خدا بر انسانی که بداند از کجاست و در کجاست و به سوی کجا در حرکت است».[6]درواقع توجه به خود، روشن نگاه داشتن چراغ وجدان درونی است. شناخت خود و جایگاه خود در عالم هستی اولین سوال فطرت هر انسانی است. اگر بخواهیم با صرف‌نظر از متون اسلامی و با اتکای به عقل تحلیل کنیم که چه چیز باعث می‌شود فطرت پرسشگر انسان زنده بماند، باید گفت توجه به «خود انسانی» انسان است.«خود انسانی» چیست؟ «هویت انسانی» چیست؟ قرآن کریم در این زمینه سرنخی به دست داده، می‌فرماید: «کسانی که خدا را از یاد بردند، خدا خودشان را از یادشان برده‌اند»،[7] از این آیه روشن می‌شود آن «خود انسانی» هرچه هست با خدا ارتباط دارد، بنابراین گاهی از این خود به «خودِ الهی» یا «هویت الهی» یا «هویت ملکوتی» نیز تعبیر می‌شود.[8] گام سوم: خداشناسی است که ثمره خودشناسی است. خودشناسی پلی است به سوی خداشناسی.[9] اولین ثمره این شناخت که با «از کجاییم و در کجاییم و به سوی کجا می‌رویم» شروع می‌شود، همانا توحید و خداشناسی است. لذا پس از خودشناسی، مهم‌ترین مساله انسان، خداشناسی است. البته می‌توان گفت اندیشه توحید عجین شده با «خود انسانی» بلکه حیات‌بخش آن است. انسان چیزی نیست جز ارتباط با مبدأ افاضه‌کننده‌ وجودش، «اگر خدا را نشناسد طبیعتا فعل خدا ، تعلق به خدا و ربط وجودی به خدا برایش معلوم و مفهوم نخواهد بود، یعنی خودش برای خودش معلوم و مفهوم نخواهد بود و چون خودش چیزی غیر از اینها نیست».[10] بنابراین، به‌طور منطقی و طبیعی توجه به خود و توجه به خدا به هم گره خورده‌اند و این توجه به معنای دقیق کلمه ضد «غفلت» است. یکی انسان را به جاده سلامت و سعادت رهنمون می‌کند و دیگری وی را در جاده تاریکی و شقاوت قرار می‌دهد. پس می‌توان توجه و غفلت را آغازگر سلامت و آسیب روانی و به تعبیر قرآنی آن «احیای نفس» و «خسران نفس» قلمداد کرد. بر همین اساس قرآن کریم خودشناسی را به عنوان یک «اصل» و «ضرورت» مانع اصلی آسیب‌پذیری به شمار آورده و با تأکید و درخواست ویژه، به خصوص از انسان‌های باایمان می‌خواهد به این اصل حیات‌بخش توجه نمایند. نتیجه توجه به این اصل، امری بسیار مهم، یعنی «هدایت و حرکت به سوی رشد و تعالی است، بین توجه به خود و هدایت و سلامت، رابطه مستقیم برقرار است».[11]خلاصه هر سه گام اینکه: «غفلت از «خود انسانی» خویش و غفلت از هویت انسانی و حقیقت انسانیت خود، آغاز همه مفاسد است، آنگاه که انسان به خود توجه می‌کند، ارتباط وجودی خویش را با آن کس که دم به دم به او هستی می‌بخشد می‌شناسد و می‌یابد. آنجاست که می‌یابد، بی‌خدا هیچ است و خود او و هرچه که دارد، نمی‌تواند مستقل از اراده حضرت حق وجود داشته باشد.برای آنکه به عارضه «غفلت» و «خودفراموشی» و «از خودبیگانگی» گرفتار نیاییم، لازم است دقایقی از شبانه‌روز را برای توجه به خود اختصاص دهیم و لحظاتی با خود خلوت کنیم و از خود بپرسیم که: من کیستم، چیستم و کجایم، به دنبال چه می‌گردم و چه سرنوشتی در انتظار من است؟ اگر این توجه، تمرین و تکرار شود، آثاری بسیار مثبت و ارزنده به همراه خواهد داشت».[12]اولین و مهم‌ترین اثر این توجه، به دست‌آوردن مرتبه‌ای از شناخت خدا و درک مرتبه‌ای از عظمت خداوند متعال است که این خود سرمایه‌ای بزرگ و موثر در آغاز حرکت به منبع آرامش[13] و خانه سلامت[14] است. این سرمایه باعث می‌شود انسان از همان گام نخست در جاده سلامت و تکامل قرار گیرد و راه و ابزار حرکت را درست انتخاب کند و خود را تسلیم منبع وجود و فیض‌رسان حیات خود کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS