دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چه کنیم که گناه نکنیم؟

انجام طاعت و ترک معصیت به حسب ظاهر مشکل است و مسلمان شدن مشکل، بلکه کالمحال [مانند محال] است
چه کنیم که گناه نکنیم؟
چه کنیم که گناه نکنیم؟

گفتاری از آیت الله العظمی بهجت(ره)

انجام طاعت و ترک معصیت به حسب ظاهر مشکل است و مسلمان شدن مشکل، بلکه کالمحال [مانند محال] است و بنابراین غیر از معصومان(ع) همه به ترک طاعت و فعل معصیت مبتلاهستیم و معصوم بودن مثل اینکه نشدنی است، ولی در افراد بشر، شمر هم بسیار است؛ امّا آیا چیزی هست که مطلب را آسان کند؟

انجام طاعت و ترک معصیت به حسب ظاهر مشکل است و مسلمان شدن مشکل، بلکه کالمحال [مانند محال] است و بنابراین غیر از معصومان(ع) همه به ترک طاعت و فعل معصیت مبتلاهستیم و معصوم بودن مثل اینکه نشدنی است، ولی در افراد بشر، شمر هم بسیار است؛ امّا آیا چیزی هست که مطلب را آسان کند؟

از اموری که خیلی سهل الموونه و آسان است ـ اگرچه عمل بر خلاف قول باشد ـ این است که انسان ملاحظه کند و ببیند اگر ملتزم به طاعت و ترک معصیت باشد، آیا حال او مثل صورتی است که ترک طاعت و فعل معصیت می کند و آیا این حال، مثل حالت اوّل است؟

فرض کنید اگر انسان نزد رئیس جمهور یا هر رئیس مطلق، مقرّب باشد، این برای او بهتر است یا اینکه نزد فقیر تهیدست و محروم؟! آیا خوب است به ذاتی که موت، حیات، مرض، صحّت، غنا و فقر به دست اوست، مراجعه کنیم و رابطه دوستی داشته باشیم، یا با کسی که خود محتاج، ناتوان و بیچاره است؟! در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین اینکه با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر، مرض و صحّت، مریضخانه و دکتر، خزانه و ثروت و... به دست اوست؛ مجالست کنیم یا با کسی که هیچ ندارد؟! انسان کدام را اختیار می کند و محبّت وجدانیّه (نه به حسب خوف نار یا شوق بهشت) با کدام طرف است؟

به حسب ظاهر، بنده مطیع، پشتیبانش مثل کوه، محکم و استوار و منبع همه خیرات است و بنده عاصی پشتیبانش، محتاج تر از او و دشمن دانایی (شیطان) است که از دوست نادان، بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است. نظیر شخصی که نزد کسی رفت تا او را از فقر، فشار و ناراحتی روزگار نجات دهد، او گفت: شایسته ترین کار برای شما، اقدام به مرگ و خودکشی است! صلاحدیدش از این قبیل است که بگوید: صلاح و نجات شما در این است که قرص مرگ آور یا خواب آور بخورید تا راحت شوید! بنابراین، ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت، دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم. اگر این معنا را درست تشخیص دهیم و بفهمیم و به طور واضح و روشن باور کنیم، خواهیم فهمید که در اطاعت سود برده ایم، نه زیان و خسارت؛ به دلیل اینکه دیده ایم افرادی «و اُحی الموتی بإذن الله؛1 مردگان را به اذن خدا زنده می کنند » و کراماتی از این قبیل را داشته اند و شدنی است و محال نیست و اختصاص به انبیا(ع) هم ندارد، بلکه هر که از آنها متابعت کند، می تواند از این راه به مقامات، کمالات و کرامات آنها دست یابد، البتّه بدون تحدّی نبوّت و کذّابیت مدّعی آن. پس اگر انسان یقین کند و برای او واضح و آشکار شود که در طاعت، با غنی، قادر، کریم و... رفاقت کرده و در معصیت با عاجزتر و محتاج تر از خود، طبعاً هیچ گاه به معصیت تمایل پیدا نمی کند و از قصر شاهنشاهی و از کنار هرگونه ناز، نعمت، آبادی و آسایش، به کاروانسرای خرابه و ویرانه نمی رود و با صاحب آن رفیق و همنشین نمی شود، در حالی که خود آن صاحبخانه هم راضی نیست که رفیق او و همراهش باشیم و از هر چیز محروم گردیم!

بنابراین، برای تسهیل طاعت و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجّه شویم و یقین [پیدا] کنیم که طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها، خوشی ها، دارایی ها، عزّت ها و... است و معصیت، عبارت است از محرومیّت، ناخوشی، نداری، ذلّت و... .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS