دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونگی مسلمان‌شدن عمير با شنيدن اخبار غیبی و قرآن

عميربن وهب يكى از دشمنان سرسخت پيامبر اكرم (ص ) و مسلمانان به حساب می‌آمد و از مردان شرور و بى باك بود كه تعداد سپاهيان و تجهيزات مسلمين را پيش از شروع جنگ بدر، به اطلاع كفار قريش می‌رسانيد.
چگونگی مسلمان‌شدن عمير با شنيدن اخبار غیبی و قرآن
چگونگی مسلمان‌شدن عمير با شنيدن اخبار غیبی و قرآن

عميربن وهب يكى از دشمنان سرسخت پيامبر اكرم (ص ) و مسلمانان به حساب می‌آمد و از مردان شرور و بى باك بود كه تعداد سپاهيان و تجهيزات مسلمين را پيش از شروع جنگ بدر، به اطلاع كفار قريش می‌رسانيد.

او پسرى داشت به نام وهب كه در جنگ بدر به دست مسلمانان اسير شد. پس از اين كه عمير از جنگ بدر برگشت و چند روزى از ورود او به مكه گذشت، روزى با رفيق خود «صفوان بن اميه» در حجر اسماعيل نشسته بودند و بر كشتگان بدر تأسف می‌خوردند و به خاطر آنان آه سرد از دل بر مى‌كشيدند و از غصه زمين‌گير شده بودند.

صفوان گفت: اى عمير! به خدا سوگند پس از كشته شدن آن عزيزان، ديگر زندگى براى ما ارزش ندارد و از آن لذتى نمى توان برد.

عمير گفت: آرى، به خدا راست گفتى، اگر من بدهكار نبودم و ترس از بى سرپرست شدن عيال و فرزندانم را نداشتم، همين امروز به مدينه می‌رفتم و انتقام خود و همه قريش را از محمد می‌گرفتم و او را می‌كشتم؛ زيرا پسر من در دست آنها اسير است و براى رفتن به مدينه، بهانه خوبى است.

صفوان گفت: قرض هايى كه دارى من پرداخت می‌كنم و عيال و فرزندان تو را مانند زن و فرزند خود سرپرستى می‌نمايم، ديگر چه می‌خواهى؟

عمير در جوابش گفت: با اين وضع حاضرم و به دنبال اين كار می‌روم، ولى به شرط اينكه كسى غير از من و تو از اين جريان آگاه نشود. به دنبال اين قرار و گفت‌وگو عمير برخاست و به خانه رفت. شمشيرش را تيز كرد و لبه‌اش را با زهر آب داد، آن را برداشت و به سوى مدينه راه افتاد. بعد از مدتى خود را به مدينه رساند و داخل مسجد شد.

جمعى از مسلمانان در مسجد مدينه نشسته بودند و از جريان جنگ بدر و نصرتى كه خداى متعال نصيب مسلمين كرده بود صحبت می‌كردند.

ناگاه يكى از آنها چشمش به عمربن وهب افتاد كه با شمشيرى حمايل كرده ايستاده است آن شخص فوراً خود را به رسول اكرم(ص ) نزديك كرد و جريان را به عرض مبارك او رسانيد. رسول خدا امر كرد تا او را به نزدش ببرند.

آن حضرت به عمیر فرمود: جلوتر بيا. او نزديك رفت و به رسم جاهليت گفت: صبح بخير. آن جناب فرمود: اى عمير! خدا تحيتى بهتر از تحيت شما به ما آموخت و آن سلام است كه تحيت اهل بهشت می‌باشد.

عمير گفت: اى محمد! به خدا سوگند! قبلاً نيز اين تحيت را شنيده بودم.

سپس فرمود: اى عمیر! براى چه به مدينه آمده‌اى ؟ گفت: براى نجات اين اسيرى كه در دست شما است، اميدوارم با من به نيكى رفتار نماييد. فرمود: پس چرا شمشير به گردن خود آويخته‌اى؟ گفت: روى اين شمشيرها سياه باد. مگر اين شمشيرها «در بدر» چه كارى براى ما كرد؟! حضرت فرمود: راست بگو براى چه آمده‌اى؟ گفت: براى همين كه گفتم. فرمود اكنون من می‌گويم براى چه آمده‌اى.

روزى تو و صفوان بن اميه در حجر اسماعيل با هم نشستيد و در مورد كشتگان بدر سخن می‌گفتيد! اگر بدهكار نبودم و ترس بى‌سرپرست شدن عائله‌ام را نداشتم هم اكنون به مدينه می‌رفتم و محمد را می‌كشتم. صفوان متعهد شد كه قرضت را ادا و عيالت را سرپرستى كند تا بدين شهر بيايى و مرا بكشى. ولى بدان كه خداوند ميان من و تو حايل است و مرا محافظت می‌كند.

پس آياتى از قرآن مجيد را براى او تلاوت فرمود. عمير كه سر تا پا گوش شده بود، آيات قرآن و سخنان رسول خدا را كه عين حقيقت بود كلمه به كلمه شنيد، قلب مرده و ضمير خوابيده‌اش زنده و بيدار شد و بدون تأمل مقدارى جلوتر رفته و گفت:

گواهى می‌دهم كه خدايى جز خداى متعال نيست و تو رسول او هستى، آن خداى يكتا و بى‌همتا. تاكنون خبرهايى را كه از غيب و آسمان می‌دادى تكذيب می‌كردم. اين خبرى كه اكنون دادى، جريانى بود كه جز من و صفوان كس ديگرى از آن اطلاع نداشت. به خدا قسم! من به خوبى دانستم كه اين جريان را فقط خدا به تو خبر داده است. خدايى را سپاس‌گذارم كه مرا به دين اسلام هدايت كرد و به اين راه كشانيد. پس شهادتين را به زبان جارى كرد و مسلمان شد.

رسول گرامى اسلام(ص ) رو به اصحاب كرد و فرمود: احكام دين اسلام را به برادرتان بياموزيد و قرآن را به او ياد بدهيد و اسيرش را آزاد کنید.(1)

____________________

1. کتاب: تأثیر قرآن بر جسم و جان، نوشته نعمت‌الله صالحی حاجی‌آبادی.

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه اول خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS