دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و عبادت

پرسش: آیا کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی می‌تواند جنبه عبادی، مقدس و خداپسندانه پیدا کند؟ لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید.
کار و عبادت
کار و عبادت

پرسش: آیا کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی می‌تواند جنبه عبادی، مقدس و خداپسندانه پیدا کند؟ لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید.

پاسخ: در فرهنگ اسلامی و براساس آموزه‌های وحیانی کار و تلاش برای امر معاش و گذران زندگی، نه تنها امری مذموم و دنیاپرستانه تلقی نشده، بلکه امری مقدس، خداپرستانه و عبادتی بزرگ شمرده شده است.

پیشوایان دینی ما، آنجا که با برداشت‌هایی ناصواب از ضمانت رزق انسان‌ها از جانب خداوند مواجه می‌شدند، به شدت با این افکار برخورد کرده و به سرزنش آنها می‌پرداختند.

امام صادق هنگامی که از حال یکی از اصحاب خود جویا شد و پاسخ شنید که در خانه خود مشغول عبادت است و زندگی او را عده‌ای از مسلمانان تامین می‌کنند فرمودند:

«به خدا سوگند کسی که زندگی او را تامین می‌کند، عابدتر از اوست» (وسایل الشیعه، ج 17، ص 25)

کسانی که به بهانه عبادت و یا به دلیل تنبلی و کسالت، زحمت خود را بر دوش سایر مردم می‌اندازند، مورد لعن و نفرین عابدترین انسان یعنی پیامبر گرامی اسلام(ص) قرار گرفته‌اند. (همان، ص 32) امام صادق(ع) به صراحت اعلام فرمود:

من از کسی که کسب روزی را رها کرده و لب به دعا می‌گشاید و می‌گوید خداوندا روزی مرا برسان ناخشنود و ناراحتم. (همان، ص 28)

آری پیشوایان معصوم ما، نه تنها ناراحتی خود را از دعا کردن افراد به جای کار کردن آنها اعلام می‌کردند، بلکه از دعا کردن برای رزق و روزی این افراد خودداری می‌نمودند و آنان را به کار و تلاش فرا می‌خواندند. به عنوان نمونه هنگامی که فردی از امام صادق(ع) درخواست می‌کند در حق او دعا کنند تا خداوند روزی او را به راحتی برساند، امام درخواست او را رد کرده و پاسخ می‌دهند:

«برای شما دعا نمی‌کنم. آنچنان که خداوند متعال به تو دستور داده است جویای رزق خود باش» (همان، ص 20)

براین اساس «دعا» جایگزین «کار» نیست بلکه مکمل آن است. در فرهنگ اسلامی کسی که برای تامین هزینه خانواده خود به زحمت می‌افتد، همچون مجاهد فی سبیل الله به عبادت مشغول است.» (همان، ص 67) در مقابل از نظر امام صادق(ع) کسانی که در اثر سستی و تنبلی از تامین زندگی خود ناتوانند مورد سرزنش قرار گرفته، ناتوان‌تر از مورچه خوانده شده‌اند، چرا که مورچه برای گذران زندگی خود، دانه‌ها را به لانه خود می‌کشد.(همان، ص 22)امام علی(ع) بارها فرمود

کسی که «آب و خاک» در اختیار داشته باشد و در عین حال در فقر به سر برد، نشان آن است که خداوند او را از رحمت خود دور کرده است. (همان، ص 41)

و بالاخره در روایات منقول از پیامبر گرامی اسلام(ص) و پیشوایان معصوم(ع) تاکید بر عبادی بودن کار و اهمیت و ضرورت آن، به اندازه‌ای است که در مجامع روایی ما، بابی تحت عنوان باب «استحباب طلب الرزق و وجوبه مع الفروره» آمده و به ذکر روایاتی از این دست اختصاص یافته است. (همان، ص 19) 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS