دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کل و کلی

No image
کل و کلی

كلمات كليدي : کل، کلي، جزء، جزئي

نویسنده : مهدي افضلي

در علوم مختلف اصطلاحاتی وجود دارد که از جهات مختلف با یکدیگر شباهت دارند، ولی در حقیقت مختلف می‌باشند. گاه توجه نکردن به تفاوت‌های موجود میان‌ آن‌ها موجب می‌شود ذهن انسان سرگردان شود. از جمله می‌توان به دو اصطلاح "کل" و "کلی" اشاره کرد، که گاه موجب اشتباه می‌شوند. در تعریف کل، آنرا به یک شیء مرکب از اجزا تعریف کرده‌اند، که در مقابل آن جزء قرار دارد، جزء یک شیء به گونه‌ای است که خود دیگر دارای اجزا نمی‌باشد. در مرکبات طبیعی و صناعی موارد بسیاری وجود دارد که یک شیء دارای اجزای مختلف می‌باشد. البته باید توجه داشت که در تحلیل یک شیء به اجزاء ممکن است چیزی که تحلیل می‌شود به لحاظ فلسفی خود مرکب باشد، ولی آن‌چه مهم است نگریستن به آن از دریچة فهم متعارف است. به لحاظ فهم متعارف درخت، یک کل است که به اجزای مختلف ریشه، تنه، شاخه، برگ و مانند آن تقسیم می‌شود؛ یا ماشین به بدنه، چرخ‌ها، فرمان، کلاج، ترمز، دنده و مانند آن تقسیم می‌شود.

در کنار کل، کلی قرار دارد که عبارت از مفهومی است که افراد متعدد را شامل می‌شود و در تحت آن افراد مندرج است. مانند انسان که یک مفهوم کلی است و شامل محسن و سعید و مریم و پروین می‌شود. اهل فن برای هر یک از کلی و کل ویژگی‌هایی را برشمرده‌اند که با توجه به آ‌ن‌ها از اشتباه ایمن خواهیم ماند:

1. کلی بر افراد خود قابل حمل است، ولی کل بر اجزاء خود قابل حمل نیست، از باب نمونه می‌توان گفت: "سعید انسان است"، اما نمی‌توان گفت: "ریشه درخت است".

2. کلی ممکن است در خارج فرد و مصداقی نداشته باشد، بلکه صرفا در ظرف ذهن محقق باشد، مانند "کوه طلا"، "دریای عسل" و مانند آن، ولی "کل" بدون اجزاء امکان تحقق ندارد، نمی‌توان درختی را فرض کرد که ریشه نداشته باشد، یا خانه‌ای که سقف نداشته باشد نیز به معنای متعارف خانه نیست.

3. کلی با از بین رفتن برخی یا تمام افرادش از کلی بودن نمی‌افتد، مفهوم کلی انسان با نابود شدن تمام انسان‌ها باز هم کلی است، ولی کل با از دست دادن چند جزء خود دیگر کل نیست، از باب نمونه اگر بر اثر زلزله سقف و دیوار خانه فرو ریزد دیگر نمی‌توان به آن کل مشتمل بر اجزایی به نام خانه اطلاق کرد.

4. وجود کلی در خارج از ذهن منشأ اختلاف است، پیروان افلاطون معتقدند انواع طبیعی جوهری در خارج به صورت کلی تحقق دارند، که از آن اصطلاحا به رب النوع یا مثل افلاطونی یاد می‌شود، ولی پیروان ارسطو و از جمله اکثر فیلسوفان و منطق‌دانان مسلمان وجود کلی را در خارج منکرند، به نظر این طایفه کلی در خارج صرفا در ضمن افراد خود وجود دارد، اما به نحو مستقل هیچ‌گونه تحققی ندارد. اما وجود کل در خارج از ذهن مورد اختلاف هیچ‌کس نیست، کل اگر بخواهد تحقق پیدا کند موطن آن صرفا خارج خواهد بود، یک ساختمان اگر بخواهد به معنای حقیقی کلمه تحقق داشته باشد حتما در خارج خواهد بود، ساختمان ذهنی و خیالی هیچ اثری ندارد، نمی‌تواند انسان را از گرما و سرما محفوظ نگهدارد و نه می‌تواند اثر دیگری داشته باشد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS