دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بوشاسپ būšāsp

No image
بوشاسپ būšāsp

كلمات كليدي : بوشاسپ، ديو، زرتشتي، خواب، تنبلي

نویسنده : اميرعمادالدين صدري

واژه بوشاسپ

در اوستایی نو būšyąstā- ، در پهلوی būšāsp/ bwš̕sp، در فارسی میانه مانوی bwšy̕sp و در فارسی‌نو: بوشاسپ و بشاسب و گوشاسپ و گوشتاسپ آمده است. būšyąstā- از افزودن پسوند نام معنی ساز –tā به صفت فاعلی آینده būšyant- از ریشه bav- «بودن» ساخته شده است و جنس آن مونث است.[1]

"p پایانی" در فارسی میانه را ویلیامز به دلیل ریشه‌تراشی (ریشه‌شناسی عامیانه) می‌داند. مکنزی آن را «خواب، کاهلی، رویا» ترجمه کرده است. در زند در تفسیر axwāb «بی‌خواب» būšāsp nēst آمده است. bwšy̕sp/būšyāsp/در فارسی میانه مانوی به معنای «خواب آلودگی» آمده است و زوندرمان آنرا ماده دیوی می‌داند.[2]

در برهان قاطع چهار صورت از این واژه آمده است: 1- بشاسب «به ضمّ اول و ثانی بالف کشیده و به سین بی نقطه و بای ابجد زده، مخفف بوشاسب است که خواب باشد و به عربی نوم خوانند.» 2- بوشاسب «با ثانی مجهول بوزن لهراسب، به معنی خواب دیدن باشد و به عربی رویا خوانند.» 3-گوشاسپ «به ضم اول و ثالث بالف کشیده و به سین بی نقطه و بای فارسی زده، به معنی خواب دیدن باشد که عربان رویا گویند، و به معنی احتلام و شیطانی شدن هم هست.» 4- گوشتاسپ «به سکون سین بی نقطه و بای فارسی، به معنی احتام و شیطانی شدن باشد.»[3]

بوشاسپ در متون اوستایی و فارسی میانه معنای دیوی دارد ولی در فارسی نو وفارسی یهودی دیوزدایی شده است و معنی خواب و رویا گرفته است. در فارسی نو زرتشتی آلودگی شبانه و احتلام (معنای دوم گوشاسپ و همچنین معنای گوشتاسپ) است.[4]

بوشاسپ در اوستا

در مهریشت بند 97 آمده است که: بوشاسپ درازدست ( اوستایی būšyąsta darəγō.gava) در مقابل او (=مهر) به هراس افتد. در اشتاد یشت بند 2 آمده است که (فر ایرانی) بوشاسپ خواب‌آلوده ( اوستایی zairina- ویلیامز آن را زردگون ترجمه کرده است) را شکست دهد. در وندیداد 18 درباره بوشاسپ آمده است هنگامیکه خروس در بامداد می‌خواند او همه کوشش خود را به کار می‌برد که جهان را در خواب نگه دارد و سحرگاهان پلکها را سنگین می‌کند و بدینسان مردم را ازبرخاستن و رفتن سر کار بازمی‌دارد.[5]

نیبرگ būšyąstā را اسم مصدر می‌داند و صیغه آینده به معنای «آنچه در آینده است، در آینده» می‌داند. او آن را حالتی می‌داند که در نظر مجسم می‌شود که چیزهای آینده آشکار می‌شوند یا در خواب معمولی یا در حالت عالم شهود نزد شمن که در آن حالت روح خود را در پرواز می‌بیند و ترجمه دقیق آن را trance می‌داند. سپس خوفنه ( اوستایی xvafna- که خدای خواب است و در ویسپرد هفتم به او نیایش می‌شود) جای او را می‌گیرد. او آمدن نام بوشاسپ در مهریشت و اشتادیشت را افزوده بعدی می‌داند و بی‌گمان بوشاسپ وابسته به زردشتی غربی می‌داند. در فروردین‌یشت، "پربنگی ( اوستایی پورو بنگهه)" صفت نیکی است ولی در وندیداد 19 صفت اهوره مزدا، اخوفنه ابنگهه ( یعنی کسیکه نه خواب دارد و نه بنگی است) است. نیبرگ بدون تردید آن را کشمکشی آگاهانه در نگارش وندیداد بر ضد سنتهای کهنتر انجمن مینوان می‌داند. در این مرحله آن حالت خلسه کهن را کاری پلید دانسته‌اند و خدای مادینه خواب، بوشاسپ به اهریمن خواب آلودگی دگرگون می‌شود.[6]

بوشاسپ در متون پهلوی

در نوشته‌های پهلوی به بوشاسپ اشاراتی شده است. بندهش بوشاسپ را بر ضد خواب می‌داند و در جای دیگر می‌گوید: «بوشاسپ دیو آن است که اژگهانی (=تنبلی) کند». در "داتستان دینیک" بوشاسپ مایه کاهش تنفس دانسته شده است. در "دینکرد سوم" بوشاسپ سومین دیو پس از اکومن و آز است که به انسان در زمان زادن می‌تازد. در صفحه 90 متون پهلوی بوشاسپ تنبل‌ترین و فراموشکارترین خوانده شده است. در "شایست ناشایست" آمده است که: هر شب دو بار بوشاسپ به جهان مادی برسد. در سکه‌ای که از قصر ابونصر یافته شده است لقب hamist- būšāsp به معنای «دشمن بوشاسپ» آمده است.[7]

مقاله

نویسنده اميرعمادالدين صدري
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS