دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبدالله بن جعفر و نقش او (در حادثه کربلا)

No image
عبدالله بن جعفر و نقش او (در حادثه کربلا)

كلمات كليدي : عبدالله بن جعفر، امام حسين عليه السلام، كربلا، مكه، عمرو بن سعيد

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

عبدالله بن جعفر بن ابیطالب در سال اول هجری در حبشه به دنیا آمد.[1] وی اولین مولود مهاجران مسلمان است که در سرزمین حبشه به دنیا آمد.[2] نام مادرش اسماء بنت عمیس[3] است. وی به همراه پدر و مادرش و سایر مهاجران به حبشه در سال هفتم هجری به مدینه بازگشتند.[4] عبدالله از جمله صحابه پیامبر اکرم(ص) محسوب می شود.[5] وی مردی بسیار بخشنده و بزرگوار بود،[6] که با حضرت زینب(سلام الله علیها) دختر حضرت علی علیه السلام ازدواج کرد.[7]

وقتی به مردم مدینه خبر رسید که امام حسین علیه السلام قصد دارد از مکه به سمت عراق حرکت کند، عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب(سلام الله علیها) نامه‌ای برای آن حضرت نوشت و از حضرت درخواست کرد که به مدینه بازگردد، چرا که بیم کشته شدن خودش و خاندانش وجود دارد.

از امام سجاد علیه السلام روایت شده: وقتى از مکه خارج شدیم نامه عبدالله بن جعفر همراه دو پسرش عون و محمد رسید که به پدرم حسین بن على علیه السلام نوشته بود: «... تو را به خدا، وقتى این نامه را دیدى بازگرد که بیم دارم این سفر که در پیش دارى باعث نابودى تو و خاندانت شود. اگر کشته شوى نور زمین خاموش شود. که تو راهنمای هدایت جویانى و امیرمؤمنان، در رفتن شتاب مکن که من از دنبال نامه مى‌رسم.»[8] سپس عبدالله بن جعفر که به مکه آمده بود، نزد عمرو بن سعید، فرماندار مکه رفت و از او خواست نامه‌اى به امام حسین علیه السلام بنویسد و او را امان داده و با وعده نیکى از او بخواهد که بازگردد.» عمرو بن سعید گفت: «هر چه مى‌خواهى بنویس و پیش من آر تا مهر بزنم.»[9]

عبدالله بن جعفر نامه را نوشت و پیش عمرو بن سعید برد و به او گفت:

«مهر بزن و همراه برادرت یحیى بن سعید بفرست که کاملا مطمئن شود و بداند که قضیه جدی است.»[10] عمرو بن سعید پذیرفت. امام حسین علیه السلام در این زمان از مکه خاج شده بود و به سمت عراق در حرکت بود، یحیی بن سعید و عبدالله بن جعفر خدمت امام حسین علیه السلام رسیدند یحیی نامه را به حضرت داد دراین نامه آمده است:

«... از عمرو بن سعید به حسین بن على علیه السلام، اما بعد، ...شنیدم جانب عراق روان شده‌اى خداوند تو را از مخالفت به دور بدارد که می‌ترسم باعث کشته شدنت شود. من عبدالله بن جعفر و یحیى ابن سعید را پیش تو فرستادم. با آنها پیش من بیا که به نزد من امان دارى و من نسبت به تو با نیکى و ادب رفتار خواهم کرد. خدا را بر این شاهد و ضامن و مراقب مى‌گیرم. …» امام حسین علیه السلام که پیش از این تصمیم جدی خویش را به منظور رفتن به کربلا گرفته بود، به او نوشت: «برای من امان نامه نوشته ای، بهترین امان، امان خداست ... از خدا مى‌خواهیم که در این دنیا ترسى دهد که به روز رستاخیز موجب امان شود. اگر از آن نامه قصد رعایت و نیکى نسبت به من داشته‌اى خداوند در دنیا و آخرت به تو پاداش دهد، و السلام.»[11]

امام حسین علیه السلام پس از اصرارهای عبدالله بن جعفر و یحیی بن سعید به آنها فرمود: خوابى دیده‌ام که پیامبر نیز در آن بود و دستورى یافته‌ام که به ضررم باشد یا به سودم انجام مى‌دهم.» عرض کردند: این خواب چه بود؟» گفت: «به هیچ کس نگفته‌ام و به هیچ کس نخواهم گفت تا به پیشگاه پروردگارم روم.»[12]

پس همین که عبداللَّه بن جعفر از بازگشت او ناامید شد به دو فرزند خویش عون و محمد دستور داد ملازم آن جناب باشند و به همراهش بروند، و در رکابش شمشیر زنند، و خود با یحیى بن سعید به مکه بازگشت.[13]

عبدالله بن جعفر هر چند خود توفیق نداشت در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت برسد؛ اما فرزندان خویش را در این راه فدا کرد وی پس از واقعه کربلا به این امر افتخار می‌کرد. شیخ مفید و برخی دیگر از مورخان نوشته‌اند: «پس از واقعه کربلا و شهادت فرزندان عبدالله یکى از غلامان عبداللَّه‌ بن‌ جعفر بر او وارد شد و به او تسلیت گفت در همین وقت ابو السلاسل‌ یکی دیگر از غلامان عبدالله گفت: این هم ناراحتى است که از ناحیه حسین علیه السلام به ما رسید عبداللَّه متأثر شده کفش خویش را به سوی او پرتاب کرد و گفت: اى پسر زن بد بو! آیا درباره حسین علیه السلام چنین می‌گویی؟ سوگند به خدا اگر همراه او بودم دوست می‌داشتم از وى دست برندارم تا در رکاب او شهید شوم و سوگند به خدا عملى که مرا مسرور مى‌کند و اندوه فرزندان مرا بر من آسان می‌سازد همان است که یادگارهاى من در رکاب برادر و پسر عموى من شهید شده و پا به پاى او حرکت کرده و به ستمِ ستمگران شکیبائى ورزیده‌اند آن گاه رو به حاضران کرده گفت: سپاس خدا را که اندوه مرا به شهادت حسین علیه السلام بزرگ ساخت و هر گاه من نتوانستم با حضرت او مواسات نمایم فرزندان من در راه‌ وى جان سپاردند و مرا روسفید ساختند.[14]

مقاله

نویسنده یدالله حاجی‌زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS