دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نخستین گام‌های پارلمان در ایران چگونه برداشته شد؟

No image
نخستین گام‌های پارلمان در ایران چگونه برداشته شد؟

روزنامه ابتکار

چهارشنبه 29 شهریور ماه 1396

داستان یک مجلس

در دوره دو ساله اولین مجلس شورای ملی، فراز و فرودهای بسیاری رخ داد که کلید درک آن را باید در نظام‌نامه انتخاباتی این مجلس، حزب‌های تشکیل ‌شده در قالب آن و میزان آشنایی نمایندگان با قوانین مشروطه و نظام پارلمانی جست تا به واسطه آن دریابیم چه طبقاتی و با چه میزان ثروت، تقسیم‌بندی شهری، شیوه فکری و نگرشی، به عنوان نمایندگان ملت برگزیده شدند.

نقطه عطف تحولات سیاسی ـ اجتماعی عصر قاجار را می‌توان انقلاب سال‌های 1284 تا 1290 دانست که در تاریخ با نام نهضت مشروطیت شناخته می‌شود. در این دوران اولین مجلس شورای ملی (1285-1287)، به عنوان نخستین تجربه نظام پارلمانی در ایران شکل گرفت و توانست برای تبیین حقوق اساسی مردم ایران، گام‌های اولیه و مهمی بردارد. البته در دوره دو ساله این مجلس، فراز و فرودهای بسیاری رخ داد و گاه منافع جناحی و طبقاتی بر منافع ملی ارجحیت پیدا کرد که فهم علل آن نیازمند بررسی و پژوهش است. هدف فهم چگونگی تشکیل مجلس شورای ملی اول، یعنی بررسی و ارزیابی نظام‌نامه انتخاباتی مجلس اول، حزب‌های تشکیل‌ شده در قالب آن و میزان آشنایی نمایندگان با قوانین مشروطه و نظام پارلمانی است تا به واسطه آن به کلید درک پیامدهای مجلس اول شورای ملی دست یابیم و مشخص کنیم چه طبقاتی و با چه میزان ثروت، تقسیم‌بندی شهری، شیوه فکری و نگرشی، به عنوان نمایندگان ملت برگزیده شدند و در انتها ریشه فراز و فرود‌های اولین تجربه نظام پارلمانی در ایران بررسی خواهد شد.

نظام‌نامه انتخاباتی و تقسیم اجتماعی مجلس شورای ملی اول

پس از موافقت مظفرالدین ‌شاه با مجلس شورای ملی، بلافاصله یک هیئت موقت برای تدوین قانون انتخابات و ساماندهی اساسنامه مجلس تعیین گردید. عاملان این امر به دلیل عجله و کمبود وقت در تدوین قوانین نظام‌نامه و همچنین ناآگاهی از نظام انتخاباتی، مجبور شدند به نحو ناقصی از قوانین انتخاباتی فرانسه، بلژیک و بلغارستان نمونه‌برداری کنند و علاوه بر آن ملاحظات طبقاتی خود را نیز در روند نگارش اساسنامه و چگونگی شیوع انتخاب نمایندگان وارد کنند. این ملاحظات طبقاتی به گونه‌ای بود که بعدها نظام‌نامه انتخاباتی مجلس اول به «نظام‌نامه انتخابات اصنافی» معروف شد. این نظام‌نامه، که پس از تدوین، به امضای شاه رسید، در مقایسه با نظام‌نامه‌های انتخاباتی کشورهای دموکرات دیگر نقص عمده‌ای داشت؛ در این نظام‌نامه به حاکمیت ملت اشاره نشده و فقط مقرر شده بود که «... مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان و علما و قاجاریه و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف تشکیل شود».

بدین ترتیب به موجب قانون انتخابات تدوین‌ شده، نمایندگان مجلس شورای ملی به شش دسته تقسیم می‌شدند: «شاهزادگان قاجار، علما، اعیان و اشراف، ملاکین، تجار و اصناف». با توجه به این مسئله شگفتی‌آور نبود که در این نظام‌نامه انتخاباتی، خاستگاه‌های اجتماعی و علایق منطقه‌ای منظور شده است. همچنین در این نظام‌نامه انتخاباتی جزئیات دیگری نیز ذکر شد تا مشخص شود چه افرادی به چه طبقه و قشری تعلق دارند و آیا می‌توانند در انتخابات مجلس شرکت کنند یا خیر. این جزئیات عبارت بود از: «طبقه شاهزادگان و قاجاریان، علما و طلاب؛ اعیان و اشراف و تجار باید دارای محل معین کسب و کار باشند»؛ «زمینداران باید دارای املاکی حداقل به ارزش 1000 تومان باشند»؛ یعنی با این معیار دهقانان عمدتاً از حق نمایندگی محروم می‌شدند؛ «صنعتکاران اصناف شناخته‌ شده نیز باید دارای مغازه‌ای که اجاره‌اش برابر با حداقل میزان اجاره متوسط محل باشند». این نیز بدان معنی بود که کارگران و تهیدستان شهری از حق انتخاب شدن محروم می‌ماندند.

جزئیات دیگر این نظام‌نامه بدین صورت بود که کل کشور به 156 حوزه انتخاباتی تقسیم شده بود و مطابق آن، تهران 60 کرسی و ایالات دیگر در مجموع فقط 96 کرسی داشتند. حتی ایالت پرجمعیت آذربایجان فقط دوازده کرسی داشت. افزون بر این، سواد خواندن، نوشتن و گفت‌وگو به زبان فارسی برای نمایندگان مجلس الزامی بود. انتخابات ایالات در دو مرحله انجام می‌شد: هر طبقه در هر بخش یک نماینده انتخاب می‌کرد و به مرکز ایالتی می‌فرستاد، سپس این نمایندگان، نمایندگان ایالتی را برمی‌گزیدند و روانه مجلس می‌کردند. انتخابات تهران در یک مرحله انجام می‌شد و نمایندگان طبقاتی آن بدین صورت بود: قاجار و شاهزادگان 4 نماینده؛ زمین‌داران 10 نماینده؛ علما و طلاب 4 نماینده و تجار 10 نماینده. در مورد اصناف، ابتدا 103 صنفِ شناخته‌شده در تهران را به 32 صنف مرتبط به هم تقسیم کردند و به هر کدام از آنها یک کرسی دادند.

در نظام‌نامه انتخاباتی ذکر شد چه افرادی به چه طبقه و قشری تعلق دارند و آیا می‌توانند در انتخابات مجلس شرکت کنند یا خیر؛ از جمله آمده بود: «زمینداران باید دارای املاکی حداقل به ارزش 1000 تومان باشند»؛ یعنی با این معیار دهقانان عمدتاً از حق نمایندگی محروم شدند؛ «صنعتکاران اصناف شناخته‌شده نیز باید دارای مغازه‌ای که اجاره‌اش برابر با حداقل میزان اجاره متوسط محل باشند». این نیز بدان معنی بود که کارگران و تهیدستان شهری از حق انتخاب شدن محروم می‌ماندند.

در انتها ترکیب اجتماعی مجلس بدین صورت بود که از کل نمایندگان، 26 درصد از بزرگان اصناف، 20 درصد روحانی و 15 درصد از تجار بودند.6 تمامی اینها بدین معنا بود که صاحبان مشاغل کم‌درآمد از انتخابات محروم بودند و افراد یک طبقه خاص، به دلیل قرار گرفتن در آن طبقه از امتیاز ویژه‌ای برخوردار می‌شدند که کاملاً با اصل برابری حقوقی افراد در نظامهای پارلمانی مغایرت داشت. سرانجام پس از انتخابات، مجلس روز 15 مهر 1285 با حضور نمایندگان تهران تشکیل شد و قانون اساسی در اواخر آبان‌ماه آماده گردید و مظفرالدین‌شاه هنگامی که در بستر بیماری بود در تاریخ 9 دی 1285 آن را امضا کرد.

تقسیم‌بندی جناحهای سیاسی مجلس شورای ملی اول

پس از مشخص شدن نمایندگان مجلس شورای ملی اول، که بر اساس ملاحظات طبقاتی و اجتماعی شکل گرفته بود، مجلس به ‌تدریج به سه جناح سیاسی سلطنت‌طلب (استبدادی)، میانه‌رو و ترقیخواه تقسیم شد. اینها سازمانهایی بسیار سست بودند که با تکیه بر شخصیت افراد شکل می‌گرفتند و ایدئولوژی مشخصی نداشتند. در واقع با توجه به گرایشهای طبقاتی و اجتماعی نمایندگان، وجود سه مسلک غیرمنسجم، ولی مشخص که کم کم گسترش یافتند و جناحهای سیاسی مجلس را شکل دادند، چیز دور از انتظاری نبود. جزئیات دقیق این جناحها بدین قرار بود:

سلطنت‌طلب: سلطنت‌طلبها یا همان مستبدان، کم‌شمارترین جناح مجلس اول بودند و حامیان چندانی در مجلس نداشتند. این عده طرفدار سرسخت شاه و حکومت قاجار بودند و قاعدتاً بیشتر آنان از میان شاهزادگان، اعیان و زمین‌داران به مجلس آمده بودند.

معتدلین (میانه‌روها): اکثریت مجلس از این گروه بودند و طبقه متوسط سنتی و بازاریان آنها را حمایت می‌کردند. رهبری این جناح در دست محمدعلی شالفروش و امین‌‎الضرب، دو تاجر ثروتمند، بود؛ همچنین این گروه از پشتیبانی ارزشمند آیت‌الله طباطبایی و بهبهانی برخوردار بودند.

ترقیخواه: جناح ترقیخواه یا همان به اصطلاح آزادیخواهان نیز عموماً نماینده طبقه روشنفکر به ‌شمار می‌آمدند. آنان به رهبری تقی‌زاده از تبریز و یحیی اسکندری از تهران، پشتیبان اصلاحات گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بودند. بیشتر اعضای این جناح، که 21 نفر بودند، از کمیته انقلابی، مجمع آدمیت یا گنج فنون وارد مجلس شده بودند. در دوره برقراری مجلس شورای ملی اول، این سه جناح به ‌شدت با یکدیگر خصومت داشتند و همین مسئله سبب شد مجلس کارآیی خود را از دست بدهد.

میزان آشنایی نمایندگان با وظایف پارلمانی

ترکیب نمایندگان مجلس به گونه‌ای بود که فقط 19 درصد آنها دارای تحصیلات جدید و آگاه به وظایف نمایندگی مردم و نظام پارلمانی بودند. این مسئله وجهه سنتی مجلس اول و بیگانگی آن با مبانی حقوقی را به ذهن متبادر می‌کند. به نظر می‌رسید نمایندگان این دوره نه تنها تخصص لازم را برای نمایندگی ملت نداشتند، بلکه از آشنایی ابتدایی با مباحث حقوقی هم به دور بودند. این ناآشنایی به گونه‌ای بود که حتی نخستین رئیس مجلس، یعنی صنیع‌الدوله، اعلام کرد که شصت جلد کتاب از اروپا درخواست شده است تا سطح آگاهی نمایندگان را بالا ببرد و آنها را به دانش روز مجهز گرداند. علاوه بر این مورد، وجود نامهای مستعاری مانند مشهدی باقر بقال، حاج عباسقلی نانوا، استاد کربلایی غلامرضا یخدان‌ساز، حاج محمدباقر صابون‌پز و سید مصطفی سمسار در بین نمایندگان هر ناظر و جست‌و‌جوگری را در برابر این سؤال قرار می‌داد که آنها چگونه خواهند توانست حقوق اساسی ملت را تبیین کنند و اساساً تا چه اندازه با چنین مفاهیمی آشنا بودند. بدین ترتیب در این دوران، میزان آشنایی نمایندگان با قانون و وظایف خود، به دلیل ناآگاهی، بسیار پایین بود و هریک از آنها به فراخور سطح آگاهی از قوانین مجلس و گستره خواسته‌های خویش، معنایی از قانون و وظایف خود می‌جستند و آن را با اهداف خود همراه می‌کردند، در حالی‌ که وظیفه اصلی این نمایندگان مهار خودکامگی شاه و پاسداری از حقوق اساسی ملت بود. اما ناگفته نماند که با وجود تمام این نقاط ضعف، در میان آنها اشخاص کاردان و دلسوزی حضور داشتند که در کارهای خود از اشخاص آگاه به مبانی حقوقی مشاوره گرفتند و بر اساس آن و با پشتیبانی و حمایت توده مردم و رهبران دینی توانستند برای نخستین‌بار در تاریخ ایران حکومت مستبد را محدود و آن را وادار کنند که در راه مردم‌سالاری و حاکمیت ملی برآمده از خرد جمعی گام بردارد. در مجموع، کاستیهای ذکر شده برای مجلس شورای ملی اول سبب شد نظام‌نامه انتخابات مجلس دوم اصلاح شود و به موجب قانون جدید انتخابات، تعداد نمایندگان شهرستانها افزایش و میزان وابستگی به طبقات و میزان ثروت داوطلبان نمایندگی کاهش پیدا کرد. بدین ترتیب تا حدودی کاستیها برای خدمت به ملت و منافع ملی برطرف، راه برای ورود نخبگان بیشتری به مجلس هموار و بر تعداد نمایندگان ایالتهای دیگر در مجلس افزوده شد. اگرچه مجلس شورای هرگز نشد، آنگونه‌ای که باید می‌شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS