دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معجزه های اشك در عزای امام حسين (ع)

No image
معجزه های اشك در عزای امام حسين (ع)

اميد پيشگر

این کسی که از مجلس عزا بیرون می‌رود غیر از آنی است که دقایقی پیش وارد شد؛ او گنهکاری بود بی‌توبه و این انسان پاکی است که توبه اش را خدا پذیرفته است و این سرّ آرامشی است که در عزاداری و اشک بر سید و سالار شهیدان (ع) نصیب عزاداران می‌شود وگرنه داغ مصیبت او هیچگاه سردشدنی نیست.

نکته اول: در رکاب امام حسین (ع) بودن تا همیشه تاریخ باقی است

معاویه در نیمه ماه رجب مرد و پس از او مردم با فرزندش یزید بیعت کردند.[1] در همان آغاز یزید، به ولید بن عتبه والی مدینه نامه ای نوشت و به او دستور داد از همه بیعت بگیرد و این کار را هم از امام حسین(ع) آغاز کند.[2] پس از رسیدن نامه، ولید شبانه در پی امام (ع) فرستاد [3] و ایشان هم آمدند.نتیجه این شد که امام (ع) با گفتن این جمله: «نَحن أهل بَیتِ النُّبُوَّهِ و مَعدِن الرِّسالَهِ، و یَزید فاسِقٌ، شارِب الخَمرِ، و قاتِل النَّفسِ، و مثلی لا یُبایِع لِمِثلِه » [4] ما، خاندان نبوت و معدن رسالتیم و یزید، مردى فاسق، مى‌گسار و آدمكش است و شخصى مانند من، با كسى مانند یزید، بیعت نمى كند؛ از پذیرش بیعت با یزید خودداری کرد.وقتی خبر به یزید رسید بسیار عصبانی شد و در نامه‌ای دستور داد تا ولید، بیعتی دوباره از مردم مدینه بگیرد اما این بار محکم تر از گذشته و هنگام ارسال جواب نامه نیز سر حسین بن علی (ع) را هم ضمیمه آن کند.[5]در چنین فضای ملتهبی امام (ع) قصد کرد از مدینه هجرت کند. پیش از حرکت نامه‌ای به برادرش محمد معروف به حنفیه نوشتند که سندی شد ماندگار در تاریخ تا همگان بدانند که چرا حسین بن علی علیهما السلام این حرکت را آغاز کرد. در آن نامه آمده است: إنَّما خَرَجت لِطَلَبِ النَّجاحِ وَ الصَّلاحِ فی امَّهِ جَدّی محَمَّدٍ (ص)، ارید أن آمرَ بِالمَعروفِ و أنهى عَنِ المنكَرِ، و أسیرَ بِسیرَهِ جَدّی محَمَّدٍ (ص)، و سیرَهِ أبی عَلِیِّ بنِ أبی طالِب . [6]براى تحقق رستگارى و صلاح امت جدم پیامبر (ص)، قیام نمودم. مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر نمایم و به روش جدم محمد (ص) و پدرم على بن ابى طالب(ع)، رفتار كنم.از این جملات مهم روشن می‌شود که از مهمترین اهداف امام (ع) در این حرکت باشکوه و با برکت امر به معروف و نهی از منکر بود.بر این اساس تا همیشه تاریخ هر کس که در راه تحقق آرمان امام حسین (ع) گام بردارد؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر کند؛ اگر در جامعه اسلامی انحرافی از مسیر قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام دید برای احیای فرهنگ اسلام ناب و اصلاح امت اقدام کند بی تردید از یاران کربلایی حضرت خواهد بود؛ چرا که آنها برای همین هدف حرکت کردند و به شهادت رسیدند.

نکته دوم: اشک بر امام حسین (ع) توبه مقبول است

اگر حادثه‌ای غمبار برای انسان رخ دهد بی اختیار غم وجودش را فرا گرفته بغض سینه اش را سنگین کرده گلویش را می‌فشارد تا جایی که گاه نفس کشیدن سخت می‌شود. در این حال، گریستن بهترین کاری است که می‌تواند او را از این فشار دردآور نجات دهد. وقتی که بغض بترکد و اشک جاری شود راه نفس باز می‌شود و بعد از آن است که آرامش خاصی تمام وجود انسان را فرا می‌گیرد. آنان‌که توفیق اشک بر مصایب اباعبدا... الحسین (ع) را داشته اند این آرامش پس از گریه را تجربه کرده اند؛ اما با یک فرق اساسی و سوال برانگیز و آن اینکه در اشک بر دیگران، اشک مصیبت را کم کرده، داغ را سرد می‌کند و این مهمترین عامل در آرامش پس از چنین گریه ای است.اما در اشک بر اباعبدا...(ع) که چنین سردی داغی معنا ندارد؛ چرا که از رسول خدا (ص) نقل است که فرمود: إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَهً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُد أَبَداً [7]همانا برای شهادت حسین (ع) داغی در دل‌های مؤمنین پدید آمده است که سرد شدنی نیست.پس این آرامش و سبکی بعد از اشک بر مصایب آن حضرت برای چیست؟پاسخ این سؤال را می‌توان در کلام امام رضا (ع) که به ریان بن شبیب فرمود و نیز روایت‌های مشابه ملاحظه کرد. امام رضا (ع) به ریان فرمود: یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ بَكَیْتَ عَلَى الْحُسَیْنِ ع حَتَّى تَصِیرَ دموعُكَ عَلَى خَدَّیْكَ غَفَرَ اللَّه لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَه صَغِیراً كَانَ أَوْ كَبِیراً قَلِیلًا كَانَ أَوْ كَثِیراً [8]ای پسر شبیب! اگر بر حسین (ع) اشک ریختی به شکلی که اشکت بر گونه‌هایت جاری شود خداوند تمام گناهان تو را می‌بخشد کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد. با این توضیح همیشگی که با توجه به دیگر روایات، حساب گناهانی که مربوط به حق‌الناس می‌شود جداست [9] و نیز این بخشش قطعی مربوط به پیامد جزایی گناه است و قضا و تکالیف فرد نسبت به گذشته را جبران نمی کند. برای مثال کسی که به عمد نماز نخوانده ضمن آنکه قضای آن نماز بر عهده اوست به دلیل ترک عمدی واجب الهی گناه نیز کرده است؛ وقتی گفته می‌شود خدا او را بخشید یعنی فقط گناهش را بخشید؛ اما وظیفه قضای نماز همچنان بر عهده او باقی است.پس وقتی کسی بر مصایب سیدالشهداء (ع) اشک ریخت؛ یعنی در او انقلاب درونی رخ داد و بی آنکه بگوید نسبت به کرده‌های بد خود اظهار ندامت کرد بی تردید خدا او را می‌بخشد و توبه بی‌کلام او را قبول می‌کند.نشان به آن نشان که این کسی که از مجلس عزا بیرون می‌رود غیر از آنی است که دقایقی پیش وارد شد او گنهکاری بود بی توبه و این انسان پاکی است که توبه‌اش را خدا پذیرفته است و این سر آرامشی است که در عزاداری و اشک بر سید و سالار شهیدان (ع) نصیب عزاداران و گریه کنان می‌شود و گرنه داغ مصیبت او هیچگاه سرد شدنی نیست.

پی‌نوشت‌ها:

  1. الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة): ج 1 ص 442.
  2. همان
  3. الإرشاد: ج 2 ص 32.
  4. مثیر الأحزان: ص 24
  5. الفتوح: ج 5 ص 17.
  6. همان ص 21.
  7. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص: 318.
  8. الأمالی( للصدوق) ؛ النص ؛ ص 130.
  9. الكافی(ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 330، باب الظلم، حدیث اول.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
Powered by TayaCMS