دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دو حکایت از شیخ

No image
دو حکایت از شیخ

دو حکایت از شیخ

مرحوم شیخ العراقین فرزند شیخ نقل می کند: یک شب پدرم در حرم کربلا مشغول نماز بود. پس از آن که نمازش به پایان رسید، زنی آمد و مدتی مدید با شیخ حرف زد. وقتی آن شب می خواستیم به منزل برگردیم، پدرم به فانوس کش گفت: «از راه دیگری برود.». مدتی رفتیم تا به در منزلی رسیدیم. شیخ در زد و مردی که قهوه چی بود در را باز کرد. او تا شیخ را دید دست پاچه شد. خم شد. دست شیخ را بوسید. پرسید: «آقا چه فرمایشی دارید؟». شیخ به او گفت: «از تو می خواهم که به زنت رجوع کنی.». آن مرد که این را شنید گفت: «اطاعت می کنم و رجوع کردم.».

بعد فهمیدیم که این مرد با وجود چند فرزند، زن خود را از منزل بیرون کرده و او را طلاق داده است. آن زن که دست خود را از هر جا کوتاه دیده بود، به شیخ متوسل شده بود تا به شفاعت او اقدام کند[87].

روزی کسی خدمت شیخ زین العابدین آمد و از تنگی معاش خود شکایت کرد. شیخ به فرمود: «برو حرم مطهر ابی عبدالله، علیه السلام، و زیارت عاشورا بخوان. رزق و روزی به تو خواهد رسید. اگر نرسید نزد من بیا به تو خواهم داد.». آن شخص رفت و بعد از مدتی خدمت شیخ رسید و گفت: «در حرم مشغول خواندن زیارت عاشورا بودم که کسی آمد و وجهی به من داد و در وسعت قرار گرفتم[88].»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

انجام صحیح عبادات

در این بخش موضوع " انجام صحیح عبادات" مطرح شده است.
No image

آثار کرامت

در این بخش به "آثار کرامت" پرداخته شده است.
No image

تسلیم بودن در برابر خداوند

در این بخش موضوع "تسلیم بودن در برابر خداوند" مطرح شده است.
No image

حل مشکلات اجتماعی با خدمت به مردم

در این بخش موضوع "حل مشکلات اجتماعی با خدمت به مردم" بیان شده است.
No image

خشوع و تأثیر پذیری

در این بخش به موضوع "خشوع و تأثیر پذیری " اشاره شده است.
Powered by TayaCMS