دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ابوعلی سینا

No image
ابوعلی سینا

كلمات كليدي : ابوعلي، ابن سينا، الشفاء، ناتلي، دانش نامه علائي

نویسنده : علي اصغر نجابت

امروزه و در فضای علمی کنونی، "دانشمند" به کسی گفته می شود که تنها بر یک رشته علمی تسلط کافی داشته باشد و بتواند در رشته خود نوآوری کرده و آن دانش را یک گام به جلو ببرد، اما با مطالعه تاریخ علم به دوره هایی بر می خوریم که در آنها " دانشمند" لقب کسی است که در تمامی علوم زمان خود مهارت داشته و در بیشتر آنها صاحب نظر به حساب آید.و دیده شده که بعضی ازاین دانشمندان توانسته اند چندین شاخه از علوم زمان خود را به شکل قابل اعتنایی ارتقاء داده و در آنها تاثیر شگرفی بگذارند؛ بنابراین ممکن است در بررسی تاریخچه علوم مختلف به نام یک دانشمند برخورد کنیم که در رشد تمامی این علوم موثر بوده است و نام او به عنوان یک نابغه در تاریخ ثبت شده باشد.

از این دسته دانشمندان در تاریخ ایران و مشرق زمین فراوان می‌توان یافت، اما بی تردید در میان آنها "ابوعلی سینا"نامدارترین دانشمند مسلمان و ایرانی است که توانسته است در بیشتر علوم زمانه خود تحول ایجاد کرده و نام خود را در تاریخچه بسیاری از علوم به ثبت برساند.

شهرت او محدود به ایران یا حتی عالم اسلام یا محدود به علوم خاصی مانند فلسفه و منطق نیست بلکه شاید بتوان گفت عظمت شخصیت علمی "ابوعلی سینا"در علم طب بیش از مقام علمی او در فلسفه و منطق است، اما ما در این نوشتار "ابوعلی سینا"را به عنوان نماینده یک دوره خاص از تاریخچه منطق مورد بررسی می دهیم. بنابراین بیشتر متمرکز برشرح آراء واحوال منطقی وفلسفی وی هستیم.

زندگی نامه ابوعلی سینا

ابوعلی سینا که نام کامل او "حسین بن عبدالله بن علی بن سینا" و ملقب به "شیخ الرئیس" است، درسال 370 هجری قمری در روستایی به نام " افشنه " از توابع شهر "بخارا" به دنیا آمد.در سیر مطالعه زندگی وی، به برکت شرح حالی که خود او برای یکی از شاگرادنش بیان کرده است، اطلاعات کافی و به نسبت زیادی در مورد چگونگی شروع تحصیل و آموزش او در دوران جوانی و نوجوانیش وجود دارد.او به قول خودش تا ده سالگی، قرآن و بسیاری از علوم ادب را آموخته بود و مردم از او در تعجب بودند.[1]وی تا پیش ازآنکه نزد استاد معتبری شاگردی کند، بسیاری از علوم دیگر مانند هندسه و فقه را نیز به طور مختصر یاد گرفته بود.

وقتی "ابوعبدالله ناتلی" که به فلسفه دانی مشهور بود، به بخارا آمد، پدرش او را نزد وی گذاشت تا منطق بیاموزد. استاد از نبوغ فراوان شاگرد درحیرت ماند و دانشمند جوان مقدمات منطق و بعضی کتابهای اقلیدس را در محضر "ناتلی"درس گرفت. پس از مدتی ناتلی بخارا را ترک کرد وشاگردش به تنهایی شروع به مطالعه کتابهای علمی و شروح آنها کرد. او در این مدت شب ها و روزها مطالعه می کرد و کتابهای ارسطو و بطلمیوس را به خوبی خواند و تا آنجا پیش رفت که به قول خودش "درهای‌ دانش‌ به‌ رویش‌ گشوده‌ شد».[2]

او خودش مراحل بعد تحصیلش را اینگونه توصیف می کند:" سپس به علم طب راغب شدم و کتاب های تصنیف شده در آن فن را خواندم و علم طب از دانش های دشوار نیست پس در کمترین مدت آن را فراگرفتم به نحوی که فاضلان این فن پیش من طب می خواندند."[3]

از این زمان به بعد ابوعلی سینا به عنوان یک طبیب حاذق به علاج بیماران می پرداخت و در این راه شهرت فراوانی پیدا کرد، این شهرت وی باعث شد برای درمان "نوح بن منصور سامانی"حاکم بخارا، که به بیماری صعب العلاجی دچار شده بود به دربار فراخوانده شود و او در ازای درمان حاکم از او درخواست کرد که اجازه داشته باشد از کتابخانه دربار استفاده کند.

در اثر مطالعه کتابهای نایاب و گرانقیمتی که در کتابخانه دربار وجود داشت، ابن سینا توانست تسلط خود را در بیشترعلوم کامل کند و این در حالی بود که هنوز هیجده سال بیش نداشت و در ابتدای راه زندگی بود[4]؛

اوضاع بر همین منوال می گذشت تا آنکه پدرش از دنیا رفت و او مجبور شد به جای پدر وارد دستگاه حکومتی شود، دیری نپایید که "نوح بن منصور"نیز درگذشت و پسرش بر جای وی به حکومت رسید، ابن سینا دیگر نتوانست در دستگاه اداری حکومت باقی بماند و عزم سفر کرده و به سمت حکومت خوارزمشاه در گرگانج حرکت کرد.

از این به بعد، ابن سینا زندگی بسیار سخت و پر فراز و نشیبی داشت و به جز مدتی در پایان عمرش، دیگرنتوانست آن فراغت لازم را که دانشمندان برای مطالعه و تحقیق بدان نیاز دارند، به دست آورد.او بیشتر عمر خود را در مسافرت های طولانی از شهری به شهر دیگر و از حکومتی به ولایتی دیگر گذراند وحوادث گوناگونی را تجربه کرد، از سرگردانی در کویر و گم شدن در بیابان گرفته، تا سکنی گزیدن در روستایی دور افتاده و رسیدن به وزارت سلطان و زندگی در دربار.او حتی متهم به خیانت در وزارت شد وحبس در زندان حکومت را نیز تجربه کرد.سپس مخفیانه از زندان گریخت و با لباس ناشناس به سمت حکومتی دیگر در اصفهان روانه گشت.جنگ ها و صلح های فراوانی را دید و در گرفتاری های سیاسی و اجتماعی متفاوتی زندگی کرد و در تمام این مدت به برکت شهرتی، که بیشتر در علم طب داشت، امرار معاش و گذران زندگی می کرد.

اما "شیخ الرئیس"در تمام این مدت هرگز دست از تلاش و کوشش علمی نکشید و بیشتر کتابهایی که نوشته و شاگردانی که تربیت کرده مربوط به همین دوران است او حتی بعضی از رسائلش را در زندان به رشته تحریر در آورد، ابوعبید جوزجانی، شاگردش، شرایط کارهای علمی او را در زمان وزارت اینگونه توصیف می کند:"در این ایام هرشب طالبان علم در خانه او گرد می آمدند، و من نزد او کتاب شفا می خواندم و دیگر کتاب قانون را می خواند تدریس هم شب ها صورت می گرفت زیرا شیخ روزها کار وزارت ودیوانی داشت[5]"

سرانجام این حکیم دانشمند پس تحمل سختی های فراوان و مجاهدت های علمی بسیار که ثمره آن تا کنون در عالم اسلام نمایان است در سال 428 هجری قمری درحالی که ملازم "علاءالدوله" بود و به سمت اصفهان باز می گشت در شهر همدان جان به جان آفرین تسلیم کرد .

آثار و افکار ابن سینا

تالیفات ابن سینا را از 180 تا 250 کتاب و رساله کوچک و بزرگ شمرده اند، اما تحقیقات جدید نشان می دهد تقریبا 131 اثر به طور قطعی متعلق به ابن سینا ست و 111 اثر نیز منسوب به وی است[6].دامنه محتوی این آثار بسیار وسیع است، از تفسیر بعضی از سوره های قرآن و رساله هایی درعشق و عرفان گرفته تا کتاب هایی در ریاضیات و اخترشناسی وفلسفه و منطق؛

اما بی تردید شاهکار مشائی و بزرگ ترین اثر وی کتاب "الشفا ء" است که به قولی مفصلترین دائره المعارفی است که در تمام زبانها به دست یک نفر نوشته شده است[7].ابن سینا کتاب "قانون" را در علم طب و "الاشارات و تنبیهات" را در منطق و فلسفه نوشت که هر کدام از این دو تا کنون به عنوان کتاب مرجع در رشته خود شناخته می شوند.بیشتر کتابهای ابن سینا به زبان عربی است اما وی به خواهش "علاء الدوله" کتاب "دانش نامه علائی" را به زبان فارسی نوشت که نخستین کتاب فلسفی نوشته شده به زبان فارسی است.

افکار ابن سینا، همانطور که از آثارش پیداست، بسیار وسیع و عمیق بوده و تا سالهای متمادی فضای ذهنی بسیاری از متفکران بعد از وی را تحت تاثیر قرار داده است.ابن سینا را به هیچ وجه نمی توان پیرو یک مکتب فلسفی یا فکری خاص دانست، او بیشتر آثار فکری گذشتگان را خوانده بود و نه تنها توانسته بود تمامی این افکار را به خوبی تلفیق کند بلکه توانسته بود آنها را با معارف عمیق اسلامی نیز درهم آمیزد و خود نیز خلاقیت ها و شکوفایی هایی را در آنها بگنجاند[8]؛

او با تلاش های علمی که انجام داد صاحب یک مکتب فکری – فلسفی شد، که بعد ها به نام مکتب "سینوی" شهرت یافت .البته فلسفه و منطق سینوی به عنوان شاخه ای از جریان فکری مشائی به حساب می آید اما در رشته هایی مانند جهان شناسی و نفس شناسی می توان تفاوت های آشکاری را میان مکتب سینوی با مکتب ارسطویی و یونانی مشاهده کرد.ابن سینا در این بخش ها تا حد زیادی معارف و عقاید اسلامی را با میراث یونانی ترکیب کرده است و افکار تازه ای را برای آیندگان به میراث گذاشته است؛

تاثیرات شیخ الرئیس در منطق و فلسفه

ابوعلی سینا در دوره ای ظهور کرد که منطق و فلسفه یونانی به طور کامل به زبان عربی ترجمه شده و شرح های قابل اعتمادی نیز بر آنها نوشته شده بود .ابن سینا کاملا به کتابخانه ها دسترسی داشت و از کتابهای دانشمندان پیش از خودش به خوبی بهره برده بود او خودش برای نمونه خواندن کتاب فارابی را اینگونه توصیف می کند:

" کتاب ماوراء الطبیعه تألیف ارسطو را پیدا کردم، دیدم بسیارمشکل است. چهل بار از اول تا به آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ کردم، اما چیزی ازمحتوای آن نفهمیدم.تا روزی در بازار صحافان بخارا به سمساری برخوردم، کتابی در دست داشت، گفت :ابوعلی این کتاب را بستان که بسیار ارزان است و صاحبش آن را از سر نیازی که به مال دارد میفروشد. کتاب را به سه درهم خریدم و به خانه آوردم. کتاب یکی ازتألیفات "فارابی"و شرح ماوراءالطبیعه ارسطو بود.آن وقت بود که به کمک این کتاب ارزشمند، مشکلات علم ماوراءالطبیعه همگی بر من روشن شد."[9]بنابراین ابن سینا آنچه از گذشتگان در منطق و فلسفه به جا مانده بود، به خوبی می دانست و خود نیز با نبوغ و خلاقیت فراوانش توانست این علوم را تا حد زیادی رشد داده و تکامل بخشد ؛

ابن سینا در فلسفه ابداعات فراوانی داشت و تاثیر عمیقی را به خصوص در رشته های نفس شناسی و جهان شناسی بر جای گذاشت .به عنوان نمونه، او برای اولین بار وجود را به سه قسمت واجب و ممکن و ممتنع تقسیم کرد و بر اساس همین تقسیم، دسته بندی جدیدی برای فلسفه مطرح ساخت .

در منطق نیز ابن سینا توانست تغییرات شگرفی ایجاد کند، او اولین کسی بود که بحث "قاطیقوریاس"یا "مقولات عشر" را که ارسطو در منطق از آن بحث کرده بود، خارج از منطق دانست .هر چند ابن سینا، در دو کتاب خود به سبک ارسطو، مقولات عشر را نیز جزء منطق آورده است، اما در کتابهایی که در اواخر عمر خود نوشت، این بحث را به این دلیل که جزء معقولات اولیه است در فلسفه جا داد .او همچنین برای اولین بار قیاس اقترانی را به دو نوع شرطی و حملی تقسیم کرد و توانست منطقی را که ارسطو در نه بخش تنظیم کرده بود، در دو بخش تصورات و تصدیقات سامان دهد[10] .

بیشتر این تغییراتی که ابن سینا در منطق و فلسفه ایجاد کرد، تا کنون نیز به قوت خود باقی است و غالب آنها مورد پذیرش متفکران بعد از وی قرار گرفته است.به همین علت است که نام ابن سینا در سراسر دنیا به عنوان یک چهره تاثیر گذار علمی در میان دانشمندان مطرح است؛

مقاله

نویسنده علي اصغر نجابت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.

پر بازدیدترین ها

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از منظر نهج البلاغه

از آنجا که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اسوه حسنه و الگوی مناسب برای همه انسانها در همه اعصار است، باید در پی شناخت آن شخصیت عالی مقام و سیره آن فرستاده الهی باشیم. با توجه به اینکه نزدیک ترین انسانها به نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و آگاه ترین انسانها به شخصیت آن پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) است، بهترین راه برای شناخت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) مراجعه به سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) می باشد.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
پيامبرى و پيشوايى

پيامبرى و پيشوايى

انسان به طور فطرى عاشق کمال مطلق است و خداوند از نوع انسان پیمانى فطرى گرفته است که جز او را نپرستند، اما عوامل مختلفى چون: استکبار، خودخواهى، حرص، تعلق هاى پست و وابستگى ها بر این فطرت سایه مى افکنند و آدمى مصداق کمال را اشتباه مى گیرد و به پیمان فطرت خود وفا نمى کند. پیامبران در رسالت خود مردمان را به وفاى به پیمان فطرى و رو کردن به کمال مطلق حقیقى فرا مى خوانند.
سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول خدا از منظر نهج البلاغه

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
Powered by TayaCMS