دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان و توانایی های او

No image
انسان و توانایی های او

انسان و توانايي هاي او

زهرا‌علیخان

من نمی‌بینم، اما می‌توانم بشنوم. دست ندارم، اما پاهایم سالم است. قدرت حرکت ندارم، ولی می‌توانم حرف بزنم و خواسته‌هایم را بر زبان بیاورم یا از حق خود دفاع کنم. خلاصه اگر یک عضو ندارم، خداوند صدها عضو سالم دیگر در بدنم قرار داده است تا با استفاده از آنها کمبودهایم را جبران کنم... آینها و جملات مشابه دیگر نمونه‌ای از هزاران سخنی است که بر زبان افراد ناتوان، ولی موفق جاری می‌شود و ما را به فکر فرو می‌برد.

حال،من و شما که در سلامت کامل به سر می‌بریم،چه می‌گوییم؟جز این است که توانایی‌های خود را نادیده می‌گیریم و در مقابل کوچکترین مشکلی که در مقابلش قرار می‌گیریم،زبان به شکوه و شکایت باز می‌کنیم، آیا می‌دانید علت بسیاری از شکست‌های ما در زندگی همین است. این که ما از خود انتظاراتی داریم که نباید داشته باشیم؟خداوند در وجود هر انسان توانایی‌هایی خاص او و متناسب با جسم و افکارش قرار داده است که بر اساس آن، اعمال و رفتار انسانها را می‌سنجد و به آنها پاداش و یا کیفر می‌دهد. با دقت به پیرامون خود نگاه کنید. عده‌ای هستند که نیروی بدنی خوبی دارند و بدون کمک دیگران اجسام سنگین را به راحتی جا به جا می‌کنند، برخی هم هستند که از هوش بسیار بالایی برخوردارند و هر چیزی را به خوبی می‌فهمند و یاد می‌گیرند،عده‌ای ثروت دارند و گروهی هم از نظر ما هیچ چیز کم ندارند. در مقابل افرادی هستند که بنابر مصلحت الهی و نظام پیچیده خلقت،نقص عضو و یا در یادگیری مشکل دارند و خلاصه یکی یا همه آنچه را که گفته شد،ندارند. حال نگاهی به خود بیندازید و ببینید چه دارید و چه ندارید و چقدر شکرگزار خداوند هستید؟چگونه از توانایی‌های خود استفاده کرده و با ناتوانی خود کنار آمده‌اید؟ ابتدا باید دانست،آینها همه، وسیله‌هایی برای آزمایش انسانها هستند؛زیرا خداوند فرموده است: «احسب الناس أن یترکروا ان یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون»؛ آیا مردم می‌پندارند همین که گفتند ایمان آوردیم،رهایشان می‌کنیم و آنها را مورد آزمایش قرار نمی‌دهیم! (عنکبوت،آیه2). پس هر کس باید بداند که از توانایی‌های خود چگونه در راه کسب رضای الهی،استفاده کند تا از آزمایش الهی سربلند بیرون بیاید. نکته دوم آن که اگر همه انسانها توانایی انجام یک کار را داشته باشند،تکلیف سایر نیازهای آدمی چه می‌شود؟مثلاً در نظر بگیرید همه انسانها کشاورز باشند،در این صورت چه کسی گندم آنها را به نان تبدیل می‌کند و یا وسایل کار آنها از کجا به دست می‌آید؟مشاغل مختلفی که مردم نیاز به محصول آنها دارند،چگونه ایجاد می‌شود؟نکته سوم آن که انسان موجودی اجتماعی است و در تمام مراحل زندگی نیاز به دیگران دارد،اگر هر کس کار خودش را انجام دهد(بر اساس یک توانایی مشترک)در این صورت برای نیازی که رفع آن در توانش نیست،به کجا باید مراجعه کند؟علاوه بر آینها،انسانها حتی در شکل ظاهر هم باید تفاوت دارند. خداوند در آیه سوره حجرات13 فرموده است: «یا آیها الناس إنّا خلقناکم من ذکرو انثی...» ای مردم،به درستی که ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و گروه گروهتان کردیم تا یکدیگر را بشناسید. به درستی که گرامی‌ترین‌تان نزد خدا باتقواترین شماست. پس تفاوت باید وجود داشته باشد تا انسانها یکدیگر را بشناسند و به دلیل شباهت داشتن،به جای همدیگر محاکمه نشوند! اگرچه بعضی توانایی‌ها و استعدادها در انسانها مشترک هستند،ولی باز هم اگر توجه کنیم، تفاوت‌هایی را میان آنها مشاهده می‌کنیم که این تفاوتها موجب متمایز شدن آثار آنها از یکدیگر می‌شوند. شما وقتی دو اثر نقاشی را از دو نفر نقاش می‌بینید،با وجود اینکه هر دوی آنها یک نقاشی هستند،ولی باز تفاوت‌هایی در آنها مشاهده می‌کنید و چه بسا یکی را بپسندید و دیگری چندان توجه‌تان را جلب نکند،همچنین بسیاری از آثار هنری هستند که در جهان به دلیل ویژگی‌هایی خاصی که دارند، طرفدارانی پیدا کرده‌اند اینها همه نشان دهنده تفاوت توانایی‌های افراد با وجود استعدادهای یکسان است. متأسفانه بعضی افراد توانایی‌های خود را نادیده می‌گیرند و حسرت داشته‌های دیگران را می‌‌خورند! این افراد به جای اینکه درصدد کشف استعدادها و توانایی‌هایشان باشند،سعی می‌کنند کارهای دیگران را تقلید کرده و مانند آنها عمل کنند و وقتی هم نتوانستند،خیلی زود نا امید شده، به خداوند بدگمان می‌شوند! بدون شک همه ما زمینه لازم برای رشد و تکامل را داریم،اما نمی دانیم چگونه در این راه قدم برداریم و به اصطلاح استعدادهای خود را کشف کنیم. البته افراد در این رابطه متفاوت هستند. عده‌ای به طور تصادفی متوجه وجود استعدادشان می‌شوند و عده‌ای هم تلاش می‌کنند تا توانایی‌هایشان را کشف کنند. در هر صورت مهم این است که این افراد چگونه از استعداد خود بهره بگیرند و آن را به کار ببرند. بنابراین،هرکس باید بداند استعداد انجام چه کاری را دارد و برای آن کار،تلاش کند تا به نتیجه برسد. بعضی اوقات لازم است کار جدیدی را شروع کنیم و آنقدر آن را تجربه کنیم تا طعم موفقیت را بچشیم. مسلم است که انجام این کار نیاز به صبر زیاد و پشتکار فراوان دارد. اگر کاری را به طور خدادادی بلد هستیم،اصول و فنون آن را یاد بگیریم وآن را تقویت کنیم. نکته‌ای که لازم است در اینجا به آن پرداخته شود،این است که استعداد امری خدادادی است و نباید به خاطر نداشتن بعضی چیزها ناراحت شد و یا به خدا شکایت برد؛یعنی اگر کاری را شروع کردید و سعی فراوانی برای پیشرفت در آن کار از خود نشان دادید، اما نتیجه‌ای نگرفتید،باید بدانید که خداوند توانایی انجام این کار را در وجود شما قرار نداده است. شما دارای استعداد دیگری هستید که بهتر است به آن بپردازید و موفقیت خود را در آن امتحان کنید. موضوع دیگر آن است که در تمام جهان افرادی هستند که دارای معلولیت می‌باشند و از معلولیت خود رنج می‌برند. این افراد با تقویت روحیه ایمان در خود می‌توانند با معلولیتشان کنار بیایند و رنجی حاصل از این مشکل را بر خود هموارسازند. آنها باید بدانند که خداوند به اندازه توانی که به آنها داده است،از آنها انتظار دارد و پاداش عملشان را متناسب با حالشان و حتی بیشتر از آن می‌دهد، همچنین می‌توانند به مطالعه زندگی افراد معلول ولی موفق بپردازند و با تحولی که در خود ایجاد می‌کنند، سر مشق و الگوی دیگران قرار بگیرند. بسیاری از شما با زندگی«هلن کلر»که فردی نابینا و ناشنوا بود، آشنایی دارید. در نظر اول، همه ما تصور می‌کنیم کسی که نه قدرت شنیدن دارد نه قدرت دیدن، چگونه می‌تواند زندگی کند و اصلاً دیگران چگونه می‌توانند با او ارتباط برقرار کنند. اما مربی او که متوجه شده بود این کودک از هوش بالایی برخوردار است؛ با استفاده از این توانایی او، با او ارتباط برقرار کرد و او را به جایی رساند که در تمام جهان شناخته شد و زندگی‌اش سرمشق دیگران قرار گرفت. کم نیستند افرادی که ناتوانی یا نقصی در یکی از اعضای بدن دارند،ولی با استفاده از اعضای سالم بدن کاری را شروع کرده،با انجام تمرین‌های کافی در آن مهارت کسب می‌کنند و به موفقیت می‌رسند. ورزشکاران جانباز و معلول کشورمان که مدال‌های المپیک جهانی را در رشته‌های مختلف ورزشی کسب کرده‌اند، از این نمونه‌ها می‌باشد. پس شما هم از امروز به دنبال کشف استعدادهای خود باشید و با استفاده از مشاوران و مربیان دلسوز،تمرین برای رسیدن به هدف را شروع کنید و با جدیت آنچه را که می‌توانیدانجام دهید،دنبال نمایید. یادتان باشد که خواستن،توانستن است. البته به شرط داشتن توانایی و همّت و اراده بلند. همیشه خدا را در نظر داشته باشید که او یاور همه کسانی خواهد بود که با توکل بر او پیش می‌روند و جز از او استعانت نمی‌جویند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS