دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقاید بشریه Bshryh

No image
عقاید بشریه Bshryh

نویسنده : محمد محسن مردانی

كلمات كليدي : معتزله، تولد، ايمان و كفر، لطف، مجازات كودكان، توبه

در رابطه با تاریخچه ُبشریه در مقاله ابتدایی بُشریه بحث شد. در این مقاله به لطف خدا به برسی اعتقادات آنها خواهیم پرداخت.

1.نظریه تولد

بُشر بن معتمر نظریه خاصى در مورد تولد دارد و معتقد است که اگر اسباب و عوامل لازم در اختیار انسان باشد او قادر بر ایجاد رنگها و مزه­ها و بوها و... دیگر اداراکات می­باشد.[1] شهرستانى معتقد است که او این نظر را از فلاسفه طبیعى اخذ کرده است. اما در واقع این اعتقاد مأخوذ از نظر معتزله درباره قدرت انسان است. بُشر، حوزه قدرت انسان را گسترده­تر از سایر معتزله مى­پنداشت.[2]

2.ایمان و کفر

بُشر، درباره ایمان و کفر، مؤمن و کافر معتقد است که روا نیست خداوند بنده مؤمنى را در حال ایمانش دوست داشته و بنده کافرى را در حال کفرش دشمن بدارد. چرا که اگر چنین باشد لازم می­آید خداوند مؤمن را به خاطر ایمانش پاداش داده و کافر را بخاطر کفرش مجازات کند. حال آنکه مى­دانیم چنین نیست. به همین دلیل او مانند دیگر معتزله معتقد نیست که ولایت یا دوستى خداوند، خاص مؤمنان و دشمنى او، خاص کافران است.[3]

3.قدرت انسان و لطف خدا

معتزله با تعابیر و تفاسیر مختلف، موضوع قدرت را براى انسان ثابت مى­کنند. امّا بیشتر آنان رابطه میان انسان و خدا را منقطع دانسته و در مسائل مختلف پیرامون آن بحث کرده­اند. از جمله این موارد بحثى است که معتزله در باب لطف دارند. آنان درباره چگونگى لطف خداوند و حدود آن با یکدیگر اختلاف کرده­اند. نظر خاص بُشر بن معتمر درباره لطف این است که خداوند نباید لطف خود را به کسى ارزانى کند که فقط به واسطه لطف او ایمان آورد. چرا که اگر چنین کند او شایسته ثواب و در خور پاداش خواهد بود و از این حیث تفاوتى میان او و فردى که بدون بهره­مندى از لطف حق، ایمان آورده، نخواهد بود و این ستمى است در حق شخص اخیر. او معتقد است که نباید توانائى خداوند را با سودمندى و مصلحت خلق محک زد. این وظیفه مخلوق است که به آنچه که سودمندى و مصلحت وى در آن است، عمل کند. خدا موانعى که بنده را از اداى تکلیف باز مى دارد، از سر راه او برخواهد داشت و موجبات عمل به تکلیف را براى او فراهم خواهد ساخت و این لطف خداوند در حق انسان است.[4]

4.مجازات و عذاب کودکان

در مورد مجازات و عذاب کودکان، بُشر معتقد است که خداوند قادر بر تعذیب کودکان هست. اما اگر خداوند طفلى را عذاب فرماید مى­توان او را ظالم نامید و چون ساحت مقدس او از ظلم مبّراست و روا نیست که به خداوند ظالم گفته شود بنابراین اگر خداوند طفلى را عذاب کند باید آن طفل، عاقل و بالغ باشد و به ارتکاب گناهى، سزاوار آن عذاب شده باشد.[5]

5.حرکت در نظر بُشر

در مورد حرکت، بُشر معتقد است که حرکت از جمله عوارض است. حرکت، جسم را از مکان اول به مکان دوم انتقال مى­دهد اما در عین حال خود حرکت نه در مکان اول است و نه در مکان دوم.[6]
بطور کلى نظر متکلمین با فلاسفه در موضوع حرکت، اختلافات زیادى دارد. همچنین میان خود متکلمین و از جمله متکلمین معتزلى در این زمینه اختلافاتى دیده مى­شود. برخى از معتزله، چون نظّام حرکت را ثابت کرده و وجود سکون در خارج را نفى مى­کردند. او اعتقاد داشت که سکون خود نوعى حرکت است. به این جهت او سکون را حرکتِ اعتماد نامیده است. ابوبکر بن اصم، وجود حرکت و سکون، هر دو را در خارج انکار مى­کرد و مدعى است که آنچه در خارج موجود است متحرک و ساکن است نه حرکت و سکون.

معمر، موجود متحرک را در خارج به کلى انکار کرده و عقیده داشت که موجودات پیوسته ساکن هستند. نظر بُشر بن معتمر بیش از همه به نظر معمر نزدیک است. او نیز چون معمر معتقد به جزء لایتحزى بود. در واقع نتیجه طبیعى چنین اعتقادى اینست که فرد، اجسام و ابعاد و... را مجموعه­اى از اتم­ها و یا جواهر فرد بداند که در کنار هم نشسته­اند. بنابراین بُشر، نتیجه مى­گرفت که هر موجودى در مکان اول و دوم و در همه مکانها ساکن است. به عبارت دیگر حرکت، مجموعه­اى از سکون­هاى به هم پیوسته است.

6.عقاب برای مرتکب کبیره

بُشر معتقد بود که هرکس از گناه کبیره توبه کند و دوباره آن گناه را انجام دهد مستحق عقاب برای گناه اول نیز هست. مثلا اگر کافری مسلمان شود و بعد شراب بنوشد و توبه نکند و بمیرد خدا می­تواند او را به خاطر کفر هم عذاب کند. چون توبه به شرطی پذیرفته می­شود که دیگر گناه را تکرار نکند.[7]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS