دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم الاجتماع دینی

No image
علم الاجتماع دینی بخش اندیشه
تمامى نظریه‌پردازى خرد و کلان در علوم انسانى واجتماعى در تحلیل نهایى بر دو رکن اساسى استوارند: یکى کیستى انسان و دیگرى چیستى سعادت و کمال انسان. البته ممکن است نظریه‌پردازان مواضع خود را در قبال این دو سوال به صراحت بیان نکرده‌ باشند ولى وقتى آثار آنها را به دقت مطالعه مى‌کنیم، به موردى بر مى‌خوریم که حاوى تلقى‌اى از ماهیت انسان و سعادت انسان است. مثلا مى‌گویند: “معلوم است که انسان...”، “مگر مى‌شود که انسان...” و مواردى از این قبیل. روشن است که در قفاى این قبیل اشارات، نظریه‌اى یا تلقى‌اى از انسان نهفته است. سخن بر سر صدق و کذب این قبیل اظهارات و تلقیات نیست سخن این است که تمام نظریه‌هاى ارائه شده در حوزه‌هاى علوم انسانى و اجتماعی، مبتنى بر این دو نگرش انسان شناسانه است و تفاوت نظریه‌ها را نیز براساس تفاوت این دو نگرش مى‌توان تبیین نمود. براى مثال وقتى جان استوارت میل صحبت از آزادى بى‌حد و حصر در قلمرو خصوصى مى‌کند، در واقع یک تلقى از کیستى و چگونگى انسان و یک تلقى از کمال و سعادت انسان را در نظر دارد. در حقیقت تمامى ترتیبات و نهادهایى که نظریه پردازان مستقیما توصیه مى‌کنند و یا هنجارهایى که در نظریاتشان مضمر است،‌ابزارهایى هستند براى رساندن انسان از جایى هست به جایى که باید باشد، به جایى که به پندار ایشان، انسان در آنجا سعید و سعادتمند خواهد بود. از سقراطیان تاکنون هنوز فیلسوفان سیاسى واجتماعى وانسان شناسان به اجماعى در مورد کیستى و ماهیت انسان و سعادت و شقاوت او نرسیده‌اند و حتى مى‌توان اعتراف نمود که دورنمایى از نیل به چنین اجماعى را هم در آراى متفکران و فیلسوفان نمى‌بینیم. به نظر مى‌رسد یکى از مواضعى که دین و ارزشها و بینش‌هاى دینى مى‌توانند در ساختن علوم انسانى واجتماعى نقش بسیار بنیانى ایفا کنند این موضع است. آموزشهاى الهى مى‌توانند از یک منظر فر‌ا تاریخى و فراانسانى و فرااجتماعى و به تعبیر کلى‌تر از منظرى فارغ از تعلقات وارزشها و بینش‌هاى بشرى وانسان ساخته و تاریخ ساخته و جامعه ساخته دو رکن رکین و مقوم جمیع علوم انسانى واجتماعى را در اختیار نهند و مناقشات ظاهرا بدون فرجام بنیانى آنها را خاتمه بخشند.
اصولا عالمان و فیلسوفان سیاسى واجتماعى روش‌شناسى ندارند. آنها صرفا نظریه‌هایى را مطابق طبع و امیال و تعلقات خود تولید مى‌کنند.این فیلسوفان علم هستندکه روش شناسى عالمان و فیلسوفان را نه کشف که معمولا تجویز مى‌کنند. کمتر عالم یا فیلسوف سیاسی- اجتماعى را پیدا مى‌کنید که در ابتداى کارش بگوید یا بتواند بگوید روش شناسى من فلان است و براساس آن به نظریه‌پردازى مشغول شود. سوال از روش شناسى حضور دین در ساختن علم یکى از رسوبات متصلب و متحجر به جا مانده از تلقى پوزیتویستی، نگتیویستى در دانشگاهها و حوزه‌هاى ماست. یکى دیگر از موانعى که براى ساختن علم الاجتماعى دینى مطرح مى‌کنند، مبتنى بر تمییز مزعوم میان عرصه وضع نظریه‌ها و عرصه نقد نظریه‌هاست. به این تعبیر که دین مى‌تواند در عرصه وضع نظریه‌هاى علمى حضور داشته باشد ولى نقد وارزیابى نظریه‌ها تنها براساس روش علمى انجام مى‌گیرد. این عقیده و باور نیز ریشه در تفکرات پوزیتویستى و نگتیویستى دارد. این تمییز تنها توسط این دو نظریه روش شناختى مضمحل مطرح شده است وامروزه در فلسفه علم هیچ جایگاهى ندارد.

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نبوت در نهج البلاغه

نبوت در نهج البلاغه

همچنين در هدف اين پيام بحث مى كنيم، آيا هدف در اين حادثه چه بود: رفاه زندگى مادي، برداشتن فاصله طبقاتي، بالا بردن سطح انديشمندى و هوشمندي، مخالفت با قدرتها، با توجه به قدرتها؟، اينها سوالهائى ست كه براى شناختن آن حادثه، حادثه اى كه بى گمان يك واقعيت اجتماعى به حساب مى آيد، لازم است و پاسخ به اين سوالها روشنگر آن حادثه خواهد بود.
No image

نبوت شناسی

پزشك امت رسول الله صلى الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و اءحمى مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پزشكى است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مى پردازد و مرهم ها را به خوبى آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مى برد.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʂ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)

حضرت در خطبه اى ديگر اين نكته را متذكر مى شوند كه پيامبراكرم صلوات الله عليه در زماني ظهور نمودند كه هيچ پيامبر ديگرى حضور نداشته است." أرسله على حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پيامبر(ص) را هنگامى فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته هاى دوستى و انسانيت از هم گسسته بود.
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغهʁ)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
No image

بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين علیه السلام

آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريف ترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحم هايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برمي بست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را مي گرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمين ها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود.
Powered by TayaCMS