دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امیراسماعیل سامانی

No image
امیراسماعیل سامانی

كلمات كليدي : تاريخ، سامانيان، اسماعيل، آل بويه

نویسنده : حميده سلطاني مقدم

عموم مورخین سال 279ق؛ یعنی سال استقلال "امیراسماعیل" را تاریخ تاسیس این سلسله می‌دانند و بعضی نیز "نصر"، برادر بزرگتر او را هم جز امرای مستقل سامانی دانسته و امرای سامانی را ده تن شمرده‌اند، ولی اکثرا اسماعیل را موسس واقعی دولت سامانی دانسته‌اند، چرا که بعد از مرگ امیرنصر، اسماعیل بر سراسر ماوراالنهر امارت یافته سایر امرای محلی سامانی تحت فرمان وی بودند. بخصوص اسماعیل در ایام امارت خود ممالک سامانی را وسعت بخشیده. خراسان، گرگان، طبرستان، سیستان، ری و قزوین را هم بر قلمرو خود اضافه کرده است و پس از مرگ وی امرای محلی تحت اطاعت او بودند. اسماعیل در سال 280 فرمان امارت ناحیه ماورالنهر را از "معتضد" خلیفه عباسی دریافت کرد و تا صفر سال 295 با استقلال تمام پادشاهی کرد. وقایع دوره امیراسماعیل جنگ‌هایی است که وی با مدعیان قلمرو سامانیان داشته است. «‌آورده‌اند که نخستین کسی که از سامان بر تخت سرورى نشست سرور جلیل امیر اسماعیل است و او پادشاهى‌ست متخلق به اخلاق کریمه و از جمله اخلاق مرضیه‌اش آنکه در مبادى حال از قبل برادر بزرگترش که نصر نام داشت حاکم بعضى ولایت بخارا بود و آئین عدالت را شعار خود ساخته رعایاى اطراف میل به رعیتى او نموده مملکت او به غایت آبادان شد».[1]

جهاد با ترکان

امیراسماعیل پیش از درگیری با صفاریان در سال 280(ه.ق) با لشگرکشی به شهر دورافتاده طراز در ترکستان و شرق ماورالنهر و برانداختن حکومت این شهر خیال خود را از پشت جبهه که در اختیار ترکان همیشه مهاجم به شهرهای ماورالنهر بود آسوده کرد. ظاهرا امیر طراز و بسیاری از دهقانان در پی شکست از امیرسامانی اسلام آورده بودند، کلیسای شهر تبدیل به مسجد جامع شده بود و پس از خوانده شدن خطبه به نام معتضد امیراسماعیل با غنیمت زیاد به بخارا بازگشت.[2]

جنگ با محمد بن زید علوی

هنگام استیلای امیراسماعیل بر خراسان، گرگان و طبرستان تحت حکومت "محمد بن زید داعی" بود. داعی می‌دانست که امیراسماعیل عامل مستقیم خلیفه عباسی به امر خلیفه یا جهت خوش‌آیند وی دیر یا زود به فکر تسخیر نواحی تحت نفود وی خواهد افتاد، «وقتى محمد بن زید خبر یافت که اسماعیل بن احمد، عمرو بن لیث را اسیر گرفته با سپاهى انبوه سوى خراسان روان شد که در آن طمع بسته بود به این پندار که قلمرو اسماعیل بن احمد، از آن چه در ایام ولایتدارى عمرو بن لیث صفار بر خراسان بوده بود، تجاوز نمى‌کند و کسى او را از خراسان باز نمى‌دارد که عمرو اسیر شده بود و سلطان عاملى آن‌جا نداشت.»[3]

و بدین جهت برای جلوگیری از حمله احتمالی وی سپاهیانی در گرگان گرد آورد اسماعیل نیز لشگریانی به سرکردگی "محمد بن هارون سرخسی" سردار خود تهیه و به دفع وی فرستاد. داعی در معرکه تیر خورد و کشته شد محمد بن هارون سر او را با پسرش به بخارا به خدمت امیراسماعیل فرستاد «امیرالمؤمنین المعتضد فرمان فرستاد به امیر اسماعیل: تا بلاد طخارستان و گرگان از دست امیر محمد زید علوى که در ضبط خود گرفته بود مستخلص گردانید. امیر اسماعیل احمد هارون را بر مقدمه لشکر امیر کرد و پیش فرستاد و میان امیر محمد زید علوى و امیر اسماعیل مقاتله عظیم رفت، و امیر محمد علوى شهادت یافت.»[4]

طغیان محمد بن هارون

امیر اسماعیل پس از کشته شدن داعی سردار خود "محمد بن هارون" را حکومت طبرستان داد محمد یک سال و نیم بعد؛ یعنی در سال 288 بر مخدوم خود اسماعیل عاصی شد. محمّد بن هارون به نیابت امیر اسماعیل در جرجان حاکم گشت و چون امیر اسماعیل او را طلب داشت تمرّد و عصیان پیش گرفته نیامد و در آنجا استقلال تمام پیدا کرد.[5]

اسماعیل سپاهیانی تهیه دید و به طرف وی حرکت کرد و توانست بر محمد غلبه کند محمد بن هارون با گیلان پناهنده شد. در نتیجه این لشگرکشی، ری و قزوین نیز به تصرف اسماعیل درآمد اسماعیل حکومت طبرستان و گرگان را به "ابوالعباس عبدلله بن محمد بن نوح" پسرعم خود و حکومت ری را به "احمد بن سهل" سپرد. و خود به نیشابور رفت. محمد بن هارون پس از پناهنده شدن به گیلان برای آن که انتقام خود را از امیرسامانی بکشد. به سمت دعات علوی کشیده شد و دست بیعت "به حسن بن علی" ملقب به "ناصر کبیر" که خیالی جز کشیدن انتقام خون "محمد بن زید" در سر نداشت داد و او را در پس گرفتن طبرستان و طرد عمال سامانی از آن دیار جدی‌تر کرد. محمد بن هارون بعد از چندی به استدعای مردم ری عازم آن شهر شد حاکم ترک و عامل خلیفه را کشته آن‌جا را تحت نفوذ خود درآورد اسماعیل به ری رفت محمد بن هارون به گیلان گریخت. اسماعیل به راحتی وارد ری شد و ابوصالح منصور بن اسحاق پسرعم خود را در این شهر گذاشت. او همان کسی است که "ابوبکر محمد بن زکریای رازی" کتاب معروف خود "طب منصوری" را بنام وی تالیف کرده است. بدین ترتیب برای نخستین بار پس از فروپاشی ساسانیان حکومت ری در سال 289(ه.ق) رسما به دست ایرانیان افتاد. مکتفی نیز در فرمانی به تاریخ دوم محرم 290 فرمانداری ری ر ابه نام امیراسماعیل صادر کرد و همراه هدایای برای او فرستاد.[6]

حسن بن علی(ناصرکبیر) که به فکر انتقام از خون محمد بن زید بود اقدام به لشگرکشی به طبرستان نمود ناصرکبیر در زمستان 290 به اتفاق محمد بن هارون به طبرستان حمله برد. بعد از جنگ سختی که چهل روز طول کشید لشگریان "ابوالعباس عبدالله بن محمد بن نوح" حکمران سامانی طبرستان و متحدین وی "اسپهبد شهریار" پسر فاذوسبان و "اسپهبد شروین" پسر رستم بن قارن را شکست داد. علت این شکست را خصومت احمد پسر اسماعیل و ابوالعباس می‌دانند. ابوالعباس احمد را مامور به این کار می‌کند. احمد به علت خصومتی که با ابوالعباس داشت در راه خود را معطل کرد تا جنگ به ضرر ابوالعباس خاتمه یافت. در این شکست بیش از هفت هزار تن از سپاه سامانی کشته شدند. ابوالعباس یکی از سران سپاهی خود را به ری فرستاد. او به حیله توانست بر محمد بن هارون دست یابد.[7] او را به بخارا خدمت امیرسامانی فرستاد و بدین ترتیب فتنه محمد بن هارون پایان یافت. ناصرکبیر به دیلمان بازگشت و طبرستان بار دیگر نحت نفوذ ابوالعباس درآمد.[8]

مقاله

نویسنده حميده سلطاني مقدم
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام - دولتهای تابع حکومت اسلامی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS