دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بنیان های نظری فرهنگ غرب در بوته نقد تناقضات درونی نظام سرمایه سالار آمریکا

No image
بنیان های نظری فرهنگ غرب در بوته نقد تناقضات درونی نظام سرمایه سالار آمریکا

بنيان هاي نظري فرهنگ غرب در بوته نقد تناقضات دروني نظام سرمايه سالار آمريكا

مهدی جمشیدی

نگاهی به تناقضات درونی امپراطوری سرمایه سالار آمریکا این حقیقت را روشن می‌سازد که چگونه غرب و نظریه پردازان و سیاست مداران آن، نه تنها بشر مدرن غربی، بلکه همه جوامع بشری را گرفتار مصائب و معضلات مختلفی کرده اند:[1]

اول، آمریکا مدعی «اعتقاد به دموکراسی» و احترام به سایر ملت ها»ست اما تجربه عملی تاریخ سیاسی این کشور در طول دویست سال گذشته ثابت کرده که آمریکا در خارج از مرزهای خود علیه دموکراسی، توطئه و سعی در ساقط کردن حکومت‌های دموکراتیک می‌کند! فاجعه شیلی و برزیل در سال 1960 و مخالفت آمریکا با دولت‌های دموکراتیک بولیوی و شیلی از مهم‌ترین مصادیق این ادعا هستند.

دوم، از دو دهه گذشته تاکنون در آمریکا، شاهد افزایش شکاف طبقاتی، نسبت مردم فقیر به ثروتمند، بیکاری، بی سوادی، ورشکستگان اقتصادی و وابستگی مردم و دولت این کشور به قرض‌های خارجی هستیم.

سوم، دکترین نظامی آمریکا براساس افزایش میزان توانایی‌ها و توانمندی‌های ایالات متحده قرار گرفته است به گونه ای که سایر قدرت‌های رقیب، توانایی رقابت نظامی با این کشور را نداشته باشند. برتری طلبی و خودخواهی نظامی ایالات متحده باعث شده تا این کشور، داشتن بیست هزار بمب اتمی و پایگاه‌های نظامی متعدد در سراسر جهان را حق خود بداند اما با دفاع سایر کشورها از مرزهای خود در برابر تجاوز آمریکا و تلاش آن‌ها در راستای پیشرفت نظامی مخالفت کند!

چهارم، مسئله مبارزه آمریکا با تروریسم، بهترین مسئله‌ای است که می‌تواند دوگانگی آمریکا را نشان دهد. زمانی که آمریکا به وسیله شهروندان خود در قضیه اوکلاهاما یا عوامل خارجی در حادثه تروریستی یازده سپتامبر، مورد تعرض و تهدید قرار می‌گیرد، حاضر به مبارزه جهانی علیه تروریسم می‌شود اما در حالی که اقدام به مداخله نظامی در امور سایر کشورها می‌کند، از به کارگیری واژه تروریسم در قبال رفتار خود امتناع می‌ورزد! همچنین، در جریان حمله آمریکا به عراق، در روزنامه‌هایی چون واشنگتن پست، همواره از میزان کشته شدگان سربازان آمریکایی در جنگ با عراق، آمار و ارقام مختلفی به چاپ می‌رسد و حال آن که از میزان تلفات و کشتار مردم بی گناه عراق سخنی به میان نمی‌آید!

پنجم، با سقوط شوروی و اروپای شرقی، ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپای غربی به کشورهای کوچکی چون اسلوونی، صربستان و چک واسلواکی استقلال اعطا کردند اما در مورد بوسنی و هرزه گوین به دلیل ترس ناشی از شکل گیری یک کشور مسلمان مستقل در مرکز اروپا به دلیل بالا بودن جمعیت مسلمان آن، حاضر نشدند استقلال آن را بپذیرند! امتناع غرب نیز باعث شد تا ده‌ها هزار نفر از مسلمانان این کشور به دست صرب‌ها و کروات‌ها به قتل برسند! از سوی دیگر، زمانی که اوضاع بالکان به وخامت گرایید و پایگاه‌های ایالات متحده در مدیترانه شرقی مورد تهدید قرار گرفتند، اروپا و امریکا مصمم به مداخله شدند تا حدی که صربستان و مونته نگرو را بمباران کردند!

ششم. امروزه شاهد قطع همکاری امریکا با سازمان‌های بین المللی در مواردی که تصمیمات آنان در راستای منافع ایالات متحده نباشد، هستیم. امتناع مقامات کاخ سفید از امضای معاهده کیوتو (معاهده مربوط به جلوگیری از آسیب رساندن کشورهای صنعتی به محیط زیست کره زمین)، نپذیرفتن دادگاه بین المللی کیفری، لغو قراردادهای کاهش سلاح‌های اتمی میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و توسل به اقدام نظامی یک جانبه آمریکا علیه رژیم صدام حسین در سال 2003 با وجود عدم صدور مجوز اقدام نظامی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جمله مصادیقی هستند که بی اعتنایی ایالات متحده به تصمیم‌های سازمان‌ها و معاهدات بین المللی را نشان می‌دهند.

علاوه بر این ها، بزرگترین رقم تجارت در دنیای مدرن به مواد مخدر، سلاح‌های کشتار جمعی و امور جنسی اختصاص دارد! سکس و خشونت بر فرهنگ رسانه ای غرب غلبه یافته است! بیش از دومیلیارد نفر از ساکنان کره زمین (یعنی حدود یک سوم مردم جهان) در فقر زندگی می‌کنند! حتی در خود آمریکا، سیزده درصد جمعیت در فقر و گرسنگی به سر می‌برند! و اما درباره جنگ و تلفات انسانی آن در دوره اخیر، گیدنز می‌نویسد:

«سده بیستم، سده جنگ است و در آن، شمار درگیری‌های جدی نظامی با تلفات چشمگیر انسانی، از هر دو سده پیش بسیار بیشتر بوده است. تاکنون در سده بیستم، بیش از صد میلیون انسان در جنگ‌ها کشته شده‌اند که حتی با در نظر گرفتن افزایش جمعیت کل جهان، نسبت تلفات آن بیشتر از سده نوزدهم بوده است! حتی اگر درگیری هسته‌ای محدودی رخ دهد، تلفات انسانی آن تکان دهنده خواهد بود، چه رسد به یک جنگ تمام عیار هسته‌ای میان دو ابرقدرت جهانی که می‌تواند بشریت را سراسر ریشه کن سازد!»[2]

بنابراین، باید گفت: «جهانی که امروزه در آن زندگی می‌کنیم، جهان دلهره آور و خطرناکی است. این قضیه ما را واداشته است که در مورد این فرض که پیدایش مدرنیت به شکل گیری سامان اجتماعی شادمانه تر و ایمن تری خواهد انجامید، تجدید نظر کنیم.»[3] در این حال، غیرطبیعی نیست که متفکران غربی با این پرسش روبرو شوند که: «چرا اکنون ما باید در جهان افسارگسیخته ای زندگی کنیم که با آنچه اندیشمندان روشن اندیش پیش بینی می‌کردند، این قدر متفاوت است؟ چرا تعمیم خرد دوست داشتنی، جهانی را به بار نیاورده که تابع پیش بینی و نظارت ما باشد؟»[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS