دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توسعه فرهنگی

No image
توسعه فرهنگی

توسعه فرهنگي

علیرضا استادیان

خبرگزاری رسا ـ فرهنگ از اموری است که به تدریج در جامعه‌ای شکل می گیرد، چون فرهنگ فراتر از قانون بوده و ابزارهای بازدارنده و الزام آور در آن راه ندارد، بلکه اگر امری ارزشی در تک تک افراد جامعه به یک درخواست عمومی تبدیل شود، می‌توان ادعا کرد که فرهنگ تحقق پیدا کرده است.

توسعه در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌تر شدن، قدرتمندتر شدن و حتی بزرگ‌تر شدن است.

منظور از فرهنگ، مجموعه اعتقادات، باورها و سنت‌ها در یک جامعه است؛ و منظور از توسعه فرهنگی، تنها گسترش و افزایش نیست، بلکه اصلاح و یا تغییر برای رشد جامعه را نیز دربرمی گیرد.

فرهنگ از اموری است که به تدریج در جامعه ای شکل می گیرد، چون فرهنگ فراتر از قانون بوده و ابزارهای بازدارنده و الزام آور در آن راه ندارد، بلکه اگر امری ارزشی در تک تک افراد جامعه به یک درخواست عمومی تبدیل شود، می توان ادعا کرد که فرهنگ تحقق پیدا کرده است.

یکی از ابعاد مظلومیت فرهنگ، لحاظ نکردن جهات رشد و توسعه در آن و مغفول ماندن تعریف سازمان های سامان دهنده پیشرفت آن است، زیرا فرهنگ بر خلاف اقتصاد و صنعت و تجارت کمتر به چشم آمده و در ستون های آمار می گنجد.

در منشورات سازمان جهانی یونسکو ، توسعه فرهنگی را این گونه تعریف کرده‌اند: توسعه و پیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزش‌های فرهنگی، به صورتی که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد.

در توسعه فرهنگی، متولیان می کوشند با بالا بردن فرهنگ در بین عموم جامعه، توازن را بین ساحت های گوناگون زندگی بشر مانند اقتصاد، سیاست و همچنین بین افراد مختلف جامعه ایجاد کنند.

توسعه فرهنگی باید بر اساس ارزش‌های دینی و ملی مقبول صورت گرفته و البته به آرمان‌ها و ارزش‌های مطلوب تحقق نیافته، توجه ویژه شود و مراحل سازمان دهنده برای آن تعریف شود، به عنوان مثال در ادبیات دینی ما، ایثار از امور پسندیده و مطلوب است و به معنای مقدم کردن دیگران بر خود است، که نهادینه کردن این ارزش در جامعه به تعریف آن در چند مرحله و البته با بازده زمانی مناسب، نیاز دارد.

توضیح آنکه، تا زمانی که افراد جامعه نسبت به یکدیگر بی تفاوت باشند و مشکلات دیگران را مشکل خود نپندارند، و تکاثر اموال و یا عقلانی رفتار کردن به معنای علم اقتصاد در جامعه، برای فرد، مطلوب معرفی شده باشد، ترویج ایثار ره آوردی به جزء لوث شدن این ارزش ندارد و نمی توان امید به کاربردی شدن آن داشت، اما اگر جامعه به عنوان یک پیکره تعریف شد و گزاره بنی آدم اعضای یک پیکرند، تبیین شود و انفاق، منفعتی بازگشت پذیر به انسان معرفی شود، آنگاه می توان امید داشت که در آینده و البته با بسیج ابزارهای تبلیغاتی و بکار بردن تکنیک‌های رسانه‌ای، ایثار در بدنه جامعه شکل گیرد.

از همین رو است که در اسلام، شراب و میگساری به تدریج ممنوع می‌شود، توضیح اینکه، شرابخورى در زمان جاهلیت و قـبـل از ظـهور اسلام فوق العاده رواج داشت و به صورت یک بلاى عمومى در آمده بود.

روشـن اسـت کـه اگـر اسلام مى‌خواست بدون رعایت اصول روانى و اجتماعى با این بلاى بزرگ عـمومى به مبارزه برخیزد ممکن نبود، و لذا از روش تحریم تدریجى و آماده ساختن افکار و اذهان براى ریشه کن کردن میگسارى که به صورت یک عادت ثانوى در رگ و پوست آنها نفوذ کرده بود، استفاده کرد، به این ترتیب که نخست در بعضى از سوره هاى مکى اشاراتى به زشتى این کار نمود، ولى عادت زشت شرابخوارى از آن ریشه دارتر بود، که با این اشاره ها ریشه کن شود، لذا هنگامى که مـسلمانان به مدینه منتقل شدند و نخستین حکومت اسلامى تشکیل شد، دومین دستور در آیه219 سوره بقره در زمینه منع شرابخوارى به صورت قاطع ترى نازل گشت ، آشنایى مسلمانان به احکام اسـلام سـبـب شـد که دستور نهایى با آیه 5 سوره مائده با صراحت کامل و بیان قاطع که حتى بهانه جویان نیز نتوانند به آن ایرادگیرند نازل گرد.

رنج امروز ما این است که فرهنگ را مهندسی نشده به جامعه تزریق می کنیم و پیکره‌ای می تراشیم که ناهمگونی اجزاء آن، هیچ بیننده ای را به تماشا وا نمی دارد؛ مگر غیر از این است که فرهنگی غربی که تابوی ملت های دیگر شده، با تمام سستی‌های بنیادی اما از رشد متوازن برخوردار است.

تفکرات اومانیستی تمام ارزش را به انسان می دهد و چون خدا را از صحنه زندگی حذف می کند، از منبع وحی و الهام محروم می شود، پس اصل دیگری تاسیس می کند که پزوتویست نام دارد و به جز، تجربه به امر دیگری اهمیت نمی‌دهد و به دنبال آن برای مبانی حکومت، سکولاریزم را می گزیند و توافق بشری را مبنای مشروعیت حکومت می‌داند.

سخنم این است که اگر فرهنگ ما مهندسی شده بود، باید تعارضات داخلی خود را حل می کرد نه اینکه آموزه‌ای فرهنگی به جنگ با گزاره‌ای دیگر برخیزد و این در حالی است که هر دو، ادعایی مانند دینی بودن داشته باشند.

توسعه فرهنگی به سازمان دهنده‌ای از عقلاء نیاز دارد تا موج باورها و ارزش‌های مطلوب را در جامعه سرازیر کند و در تبدل‌های زمانی و مکانی، گستره اخلاقی را حراست و محافظت کند و از فراموشی ارزش‌ها، جایگزینی ارزش‌ها با بی‌ارزشی‌ها و فرودست شدن ارزش‌های دارای اولویت محافظت کند.

توجه به جنبه های گوناگون فرهنگ و تغییر پذیری شرایط و عنصر پویا بودن فرهنگ، اقتضا می کند تا نخبگان در مبادی ورودی مستقر شده و به رصد گری بپردازند.

سازمان‌های ارزش گذر از آنجا می توانند در توسعه فرهنگی نقش ایفاء کنند که با مطالعات آینده شناسانه و بررسی شرایط اجتماعی و خلاءهایی که می‌تواند مورد دست اندازی بیگانه قرار گیرد، در صدد شناسایی معضلات برآمده و با تعریف مدل‌های از پیش تعریف شده، از منفعلانه شدن فرهنگ خودداری کنند.

در اینجا لازم می دانم متذکر شوم که فقدان همین آینده نگری در برنامه ریزی فرهنگی در جامعه ما باعث شده تا پیوسته به جای موج آفرینی فرهنگی در جامعه وبلکه در جهان، در جایگاه طبیبی برآییم که درنبرد فرهنگی انجام شده، به درمان مشغول است و دامنه تلفات ما باعث می‌شود پس از تهاجم فرهنگی در شبیخون فرهنگی و سپس در جنگ نرم گرفتار شویم.

توسعه فرهنگی، روندی است که باید با مشارکت تمام سازمان های ارزش گذار جامعه همراه گردد و سازمان های گوناگون در جهت واحد، بدون موازی کاری با همپوشانی کامل عمل کنند.

توسعه فرهنگی مقوله ای است که می تواند ظرفیت های معطل مانده یک جامعه را برای رشد و پیشرفت عادلانه به کار گیرد و با سرمایه گذاری به هنگام در آن از بسیاری آسیب ها در امان ماند.

توسعه فرهنگی می تواند استعداد های بالقوه را بارور کرده و جامعه را در مسیر حداکثری شدن در طبقات نسل بعدی رهنمون سازد، به این توضیح که اگر نسلی از اجتماع با هدف گذاری و سرمایه گذاری به حد مطلوب فرهنگی خود برسد، در مسیر توسعه فرهنگی نسل بعد، بسیار راهگشا است، زیرا به قهقرا رفتن فرهنگ از اموری است که به سختی جبران‌پذیر است.

عقب ماندن در توسعه فرهنگی اگرچه خسارتی است که قابل جبران نیست و باید به صورت عاجل پیگیری شود اما نباید به این بهانه از سازه های بنیادین فرهنگ مغفول ماند بلکه لازم است پشتوانه های فلسفی مورد مداقه قرار گرفته و بر اساس آن نظام ارزش‌ها تعریف شود.

کشور اسلامی ما برای توسعه فرهنگی باید مبانی معرفتی خود را از منابع غنی استخراج کند و با تطبیق با شرایط زمانی و مکانی و با ابزار تدریج، و بازخوردگیری در صحنه زندگی مردم، به تدوین نقشه جامع تربیتی در سطوح و مقاطع مختلف مانند مدرسه، دانشگاه، ورزشگاه ها، محل کار و مبادرت ورزد.

تدوین نظام جامع تربیتی می تواند دستگاه‌های مختلف فرهنگی را در جهت همگرا شدن و حرکت در مسیر واحد یاری دهد و از اتلاف هزینه های مادی و معنوی در راه تعالی فرهنگی یک ملت بکاهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS