دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکمت عملی درنهج البلاغه/ قسمت اول

نمونه‌هایی از حکمت عملی در نهج‌البلاغه را مرور می‌کنیم و در این راستا به شرح نامه امیرمؤمنان به امام مجتبی(ع) یا ابن حنفیه می‌پردازیم که پیرامون تهذیب نفس و پرورش روح است.
حکمت عملی درنهج البلاغه/ قسمت اول
حکمت عملی درنهج البلاغه/ قسمت اول
نویسنده: حضرت آیت‌الله جوادی آملی

نمونه‌هایی از حکمت عملی در نهج‌البلاغه را مرور می‌کنیم و در این راستا به شرح نامه امیرمؤمنان به امام مجتبی(ع) یا ابن حنفیه می‌پردازیم که پیرامون تهذیب نفس و پرورش روح است.

- امیرمؤمنان علی(ع) در صدر این نامه چنین نوشته است: از پدری که در آستانه مرگ است و ...، به فرزندی آرزومند...، و تو پاره تن منی، بلکه تمام جان منی، اگر خیر یا آسیبی به تو برسد، گویا به من رسیده، و اگر مرگ به سراغ تو آید، مانند این است که من در آستانه افول و مرگ باشم... آنچه را در مکتب حق و از تجارب گذشته اندوخته‌ام، برای تو نوشتم تا پشتیبان تو باشد، تو این وصیت تعلیمی و تربیتی مرا بپذیر، خواه من در کنارت باشم یا وفات کنم.

سفارش به تقوا

علی(ع) در شروع بیانات خود می‌فرماید: من تو را به تقوای خدا دعوت می‌کنم، "فإنی أوصیک بتقوی‌الله ای بنی و لزوم أمره"، تقوا نوری است که کلید هر کار سنگین و محکم و ذخیره قیامت است و انسان را از بردگی رذایل رها می‌سازد و از هر هلاکتی حفظ می‌کند، "فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد وعتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه"

حکمت حیات قلب است و انسانی که می‌کوشد آزاد بشود، باید بداند که آزادی او در چیست. حضرت‌ علی(ع) در این باره می‌فرماید: ای مردم بدانید کسی که با شنیدن تهمت ناروا و سب و لعن برنجد و رسالت مهم خود را رها سازد و گوشه‌گیری کند، عاقل نیست، و آن کس که از ستایش جاهلان خوشحال می‌شود، حکیم نیست، او بنده ستایش و کرنش است، "أیهاالناس إعلموأنه لیس بعاقل من انزعج من قول الزور فیه و لا بحکیم من رضی بثناء الجاهل علیه"

اگر انسان وارسته بود و تقوا داشت، در برابر گناه خود را حفظ کرد و در برابر خلاف فرمان حق از خود خویشتن‌داری نشان داد، از سلطه هر مالکی آزاد می‌شود، هیچ چیز نمی‌تواند مالک او شود، نه مال، نه مقام و جاه و نه ستایش یا اعتراض بی‌مورد دیگران، چون ترس از خدا، خویشتن‌داری، توانایی حفظ خود در برابر بدی‌ها و ترک وظیفه کلید هر کار سنگین و محکم و ذخیره قیامت است و انسان را از سلطه هر مالکی می‌رهاند و از هر هلاکتی نجات می‌دهد.

انسان متقی مملوک هیچ کس نیست، نه مقام او را مسرور می‌کند ، و نه وقتی که از آن مقام عزل شد، غمگین می‌شود، (لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتیکم)

انسان با تقوا خود را از هر پرتگاهی می‌رهاند و از هر لغزشگاهی در امان است،از سقوط مصون است و از بردگی محفوظ.

متقی می‌تواند از مهلکه فرار کرده، به مقصد برسد و می‌تواند در پرتو تقوا به آن چه مرغوب است، دست یابد، "بها ینجح الطالب و ینجو الهارب و تنال الرغائب"

انسان با تقوا حسابگر خویش است، چنان که علی(ع) می‌فرماید: "عبادالله زنوا انفسکم من قبل أن توزنوا و حاسبوها من قبل أن تحاسبوا" بندگان خدا پیش از آن که شما را توزین کنند، خود را وزن کنید و پیش از آن که روز محاسبه فرا رسد، حسابگر خود باشید. آیا روح ملکوتی خود را فروختید یا خریدید و آیا در این داد و ستد سود بردید یا زیان؟

وزن در قیامت

قرآن در بیان ترازوی روز قیامت می‌فرماید:" والوزن یومئذ الحق"در قیامت انسان‌ها و اعمال آن‌ها رابا حق وزن می‌کنند. پس در قیامت وزن "حق" است و "موزون" جان و عمل انسان خواهد بود، چون در توزین و سنجش، هم وزن لازم است و هم موزون. اگر جان و عمل از حق بهره‌مند بود، سنگین می‌شود، و گرنه سبک است. آنان که میزانی سنگین دارند، اهل نجات هستند، و سبک میزان‌ها اهل عذابند.

علی(ع) می‌فرماید: قبل از آن که شما را با حق بسنجند، خود را با آن توزین کنید، ببینید سبک هستید یا سنگین؟ کارتان به روال حق است یا نه؟ از حق شروع شده و برای حق است یا نه؟ انسان می‌تواند تبه‌کاری‌هایش را برای دیگران توجیه کند، ولی نمی‌‌تواند برای خود توجیه کند، (بل‌الانسان علی نفسه بصیره* و لو ألقی معاذیره) بلکه انسان بر نفس خویش بیناست، هر چند عذر تراشی می‌‌کند.

"تای" کلمه (بصیره) برای مبالغه است نه تأنیث، یعنی خیلی بینا، مانند "تای" "علامه" که یعنی خیلی دانشمند. ممکن است انسان خود را از دیگران مستور کند و روی تبه‌کاری‌های خود پرده توجیه بکشد، ولی در پیشگاه جانش می‌داند چه کرده و چه می‌کند، گرچه عذر تراشی کند.

اگر خود را با حق سنجیدی و سنگین بودی شکرگزار خداباش و آن راه را ادامه بده و اگر سبک بودی، توبه و استغفار کن، با حق مأنوس شو، سنگین شو و راه حق را ادامه بده.

آباد کردن دل

امام علی(ع) می‌فرماید: توصیه می‌‌کنم که خلب خود را با یاد خدا آباد کنی، "و عماره قلبک بذکره".

ذکر حق بر لب و یاد او در دل، موجب حیات دل است، یاد حق آب زندگانی است و جانی که به یاد حق زنده است، آباد است و همیشه میوه می‌دهد، (تؤتی أکلها کل حین)

جانی که از یاد خدا غافل است، مخروب و ویران است، جان ویران هرگز بار نمی‌دهد، انسان غافل در حال غفلت یا برده شهوت خواهد شد یا بنده غضب و کینه و انتقام، و سرانجام در پرتگاه حیوانیت سقوط می‌کند.

چنگ زدن به ریسمان الهی

علی(ع) می‌فرماید: به ریسمان الهی بیاویز، "والاعتصام بحبله" "حبل" ریسمانی است که یک طرف آن به جایی بسته شده و طرف دیگر آن در دست کسی باشد که نیازمند به آویزه است تا با چنگ زدن به آن بالا برود.

قرآن حبل خداست و درجاتی که دارد، علمی که به انسان می‌آموزد، و راه‌های عملی که فراسوی انسان قرار می‌دهد، طنابی است که یک سوی آن به دست خداست و سوی دیگرش به دست مردم. بشر با هر درجه‌ای از درجات قرآن انس بگیرد و بر اساس آن بفهمد و به حکم آن عمل کند، به این ریسمان چنگ زده و به همان میزان بالا آمده است، پس علم و عمل تار و پود این ریسمان است که انسان را به مرحله عقل می‌رساند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS