دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زمینه و زمانه آگوست کنت

No image
زمینه و زمانه آگوست کنت روزنامه ابتکار

سه شنبه 14 شهریور ماه 1396

به مناسبت زادروز «پدر علم جامعه‌شناسی» بررسی شد

علیرضا صدقی

آگوست کنت در سال 1798 در مونت پلیه (Montpellier) به دنیا آمد. در کودکی استعداد فراوانی در ریاضیات از خود نشان داد و از 1814 تا 1816 دانشجوی مدرسه پلی‌تکنیک بود. در آخرین سال به علت سرسختی و تمرد از این مدرسه اخراج شد و در تمام طول زندگیش از تسلیم شدن به مرجعیتی که در اوایل جوانی در برابر او قرار گرفته بود، سر باز زد. سال‌های بعد در دوره‌های مختلفی با پلی‌تکنیک به عنوان مدرس یا ممتحن همکاری‌هایی داشت، لیکن هیچ‌گاه آن موقعیتی را که درخور قابلیت‌های واقعیش بود به دست نیاورد. ویژگی‌های منش و مشرب کنت در واقع علت آن زندگی بود که فقط می‌توان غم‌انگیزش خواند. سنت‌ها و آیین‌های دانشگاهی در نظر او بسیار تحقیر‌آمیز جلوه می‌کرد و به کسانی که می‌توانستند به سهولت در زمره یارانش قرار گیرند، عمیقاً بدگمان بود. آنچنان در مورد درستی نظرات خود ایمان داشت که با ناشران و مریدان خود ستیز می‌کرد و در برخورد با هواداران دلسوزی چون استوارت میل و گروته، هنگامی که دریافت که حمایت مالی آن‌ها به منزله تسلیم آنان به سلطه معنوی او نیست، راه خشم در پیش گرفت. با این همه هیچ یک از این سختی‌ها و یاس‌ها در گسترش و تکامل برنامه‌های او برای اصلاح دخالت نیافت، برنامه‌هایی که بسیاری از آن‌ها در زمان مرگش در 1857 فقط به مرحله طرح اولیه رسیده بودند.

کنت سال‌ها پس از ترک پلی‌تکنیک به عنوان منشی سن‌سیمون، کنت غیر متعارف، انجام وظیفه می‌کرد؛ سن سیمون پس از یک رشته کارهای مأجراجویانه در فرانسه و کشورهای دیگر، در نیمه زندگی همه نیروهای گسترده و فارغ از نظم خود را وقف بازسازی جامعه اروپایی کرده بود. این پیوند کوتاه با سن ‌سیمون در زندگی کنت اثر اساسی داشت، زیرا به یقین گفته می‌شود که کار کمال یافته کنت در واقع همان گسترش عقاید سن‌ سیمون است در سال‌هایی که کنار هم بودند، کنت کمبودهای سن سیمون را جبران می‌کرد؛ سن سیمون یکی از آن ذهن‌هایی را داشت که در آن نطفه‌های اولیه عقاید چنان سریع در پی هم قرار می‌گرفتند که هیچ یک قبل از ظهور نطفه جدید، فرصت توسعه و تکامل لازم را نمی‌یافت. وی قادر نبود که زحمت آن شرح و تفصیل‌هایی که برای تأیید نظرات کلی درخشان او لازم بود برخود هموار سازد. کنت، در حد خود، انجام پژوهش گسترده‌ای را لازم دید و چون فوق‌العاده در این کار کوشا و علاقمند بود به طور شایسته‌ای می‌توانست این مهم را برعهده گیرد. با این همه، سرانجام این پیوند همکاری گسسته شد، ظاهراً بدین علت که بر سر تألیف یک جزوه درباره «کار لازم برای تجدید سازمان اجتماع» اختلاف‌نظر یافتند، لیکن علت اصلی‌اش این بود که هر دو بیش از آن خودپسند بودند که بتوانند یک کار مشترک را دنبال کنند.

آن اندیشه بدیعی که سن‌ سیمون و کنت هر دو به نشرش علاقمند بودند، به سادگی قابل تبیین است. آنان در روزگاری می‌زیستند که در آن کشفیات بزرگی در شیمی، زیست‌شناسی و ریاضیات صورت گرفته و به سرعت به وسیله کارخانه‌داران و بازرگانان در عمل مورد استفاده قرار گرفته بود. در آن سوی دریای مانش (یعنی در انگلستان) انقلاب صنعتی در گسترش اعلای خود بود، ثروت را انباشته می‌کرد و راحتی بشر را می‌افزود. حتی اقتصاد داخلی و سنتی فرانسه رفته‌رفته از این تحولات اثر می‌پذیرفت. چون این دو اصلاحگر به اطراف خود می‌نگریستند ناسازگاری شگفت‌آوری را میان سرشت پویای علم و صنعت از یک‌سو و ماهیت ایستای سیاست از سوی دیگر مشاهده می‌کردند. حکومت، با وجود دگرگونی‌های سطحی در رژیم‌های سیاسی پی‌درپی، چونان گذشته دست ناطقان، حقوقدانان، روزنامه‌نگاران و دولتمردان باقی مانده بود ـ یعنی همه موجودات بی‌ارزش و «غیر علمی»، آموزش‌ناپذیر در برابر درس‌های ساده پیشرفت و مشغول به برپائی و سرنگونی حکومت‌های نامناسب با مختصات زمان. سن ‌سیمون به جای چنین مردانی، دانشمندان و اربابان صنع را برمی‌نشاند که حکومت‌شان به اعتبار یک مسیحیت «نوین» و «علمی» مشروعیت و اخلاقیت می‌یافت.

جدایی از سن‌ سیمون موجب شد که کنت به عنوان یک اصلاحگر در مسیر مستقل خویش قرار گیرد. وظیفه او به زعم خودش این بود که مردم را به منطقی بودن و گریز ناپذیر بودن حاکمیت علم براجتماع متقاعد سازد. وی در گام نخست به شالوده‌ریزی پایه‌های علمی یک اجتماع نوین همت گماشت و بر این باور بود که چون آدمیان این پایه‌ها را درک کنند نظم نوین را پذیرا خواهند شد. بین سال‌های 1832 تا 1842 کنت به این کار پردامنه پرداخت. نتایج زحماتش در شش کتاب مفصل تحت عنوان دوره فلسفه اثباتی انتشار یافت. در این اثر کنت در پی آن برآمد که قوانین اجتماع بشری را کشف کند، طرحی که در اندیشه او مستلزم نظام بخشیدن به همه علوم و مرور تاریخ بشر ـ یا دست کم مرور تاریخ دنیای غرب ـ بود.

هر چند فلسفه اثباتی برای خواننده این روزگار همچون اثری بیش از حد مفصل و پر پیچ‌وخم خوشایند نیست، در نظر کنت فقط وسیله روشن کردن زمینه مقدماتی توصیف وی از سامان اجتماعی نوین بود. وی این سخن را در «نظام حکومت اثباتی»(The System of Positive Polity) یعنی مجلد اول از اثر خود که در 1851 انتشار یافت، عنوان کرد. این اثر با تفصیلات جامع، آن دولت اثباتی را توصیف می‌کند که کنت معتقد بود بعد از امپراتوری دوم ناپلئون سوم تأسیس خواهد شد.

هر چند آثار کنت پیراسته از نقائص سبک و ذوق ادبی نیست، موضوعات درخور توجهی در سخنان او وجود دارد. وی به چند دلیل شایسته این توجه است. نخست آنکه به مسائلی می‌پردازد که از ما جدایی ناپذیرند، از آن جمله‌اند مسأله قدرت دولت و رضایت افراد در اجتماع، تضاد میان روش‌های دانشمندان و بازرگانان، ابتکارات غیر منتظره دولتمردان، و ضرورت وجود یک افسانه مشروعیت ‌بخش در امور اجتماع. دوم آنکه وی در روزگار خود و در دوره‌های بعد فوق‌العاده اثر گذار بوده است. در دوران حیاتش اثر او درباره روش علمی در میان اندیشمندان اروپایی که به طور کلی فارغ از مدهای اجتماعی دوران خود بودند ـ کسانی چون استوارت میل، لکی (Lecky)، گروته و مولی (Morley) ـ بسیار مهم تلقی می‌شد. نفوذ او همچنین در «برنامه‌ریزی اجتماعی» که رسم زمان بود، و در حرکت‌هایی که علمیت بیشتری به حکومت و اداره امور عمومی می‌بخشید، آشکار است. نیز، پاره‌ای از دیگر عقاید وی هنوز بسیار جاندار است. برای مثال بهره‌گیری از افکار عمومی و مهار آن به وسیله حکومت و سازمان‌های خصوصی تبلیغات و القائات را می‌توان در این ارتباط ذکر کرد. هنگامی که یک «رایزن روابط عمومی» به ما می‌گوید که رضایت افراد چیزی است که می‌توان آن را «مهندسی کرد» از امکانی سخن می‌گوید که کنت با تفصیلات عملی در کتاب نظام حکومت اثباتی به آن پرداخته است. علاوه بر آن، پرستش نوین «علم» نتیجه مستقیم کج راه کردن بحث با ارزش کنت درباره روش علمی است؛ برای مثال، استراتژی تبلیغات جدید بیشتر تکرار این سخن است که فرآورده‌های مورد‌نظر به وسیله «دانشمندان» تأیید شده است. در نهایت، برنامه‌های «آموزش» و ارشاد (Indoctrination) که هنگام بالاگیری موج لیبرالیسم قرن نوزدهم بدعت‌گزارانه و حتی شوم تلقی می‌شد، در این روزگار به طور نظام‌یافته، نه تنها به وسیله حکومت‌های توتالیتر، بلکه تا حد قابل توجهی به وسیله حکومت‌هایی که خود را دموکراتیک می‌نامند، هم انجام می‌پذیرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS