دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نیویورکی ها زباله فروش شده اند

اکنون سال ها است که در غرب به مردم گفته می شود زباله های قابل بازیافت خود را تفکیک کنند و در سطل های مخصوص بیندازند تا ماموران شهرداری آنها را جمع آوری کنند و در اختیار سازمان هایی قرار دهند که آنها را بازیافت می کنند.
نیویورکی ها زباله فروش شده اند
نیویورکی ها زباله فروش شده اند

اکنون سال ها است که در غرب به مردم گفته می شود زباله های قابل بازیافت خود را تفکیک کنند و در سطل های مخصوص بیندازند تا ماموران شهرداری آنها را جمع آوری کنند و در اختیار سازمان هایی قرار دهند که آنها را بازیافت می کنند.

به گزارش شبکه BBC ، در شهر نیویورک بازیافت زباله ها به تجارتی بزرگ تبدیل شده به طوری که برخی از مردم زباله های دیگران را جمع آوری می کنند تا از فروش مواد قابل بازیافت آن درآمد کسب کنند.

مسوولان شهر نیویورک می گویند ، این کار سرقت مسلم است و برای جلوگیری از آن جریمه ای هنگفت به مبلغ 2000 دلار تعیین کرده اند.

در شهری که کارآفرینان، حکومت می کنند مردم همیشه راه های جدیدی را برای کسب درآمد پیدا می کنند و استفاده از زباله سایرین یکی از این راه های کسب درآمد است.

در پایان هر روز هزاران کیسه زباله در پیاده روهای نیویورک دیده می شوند. بسیاری از آنها راهی گورستان های زباله می شوند اما بخش قابل توجهی از آنها قابل بازیافت است و هر یک تن این زباله ها 20 دلار ارزش دارد؛ درآمدی که شهرداری نیویورک حاضر به چشم پوشی از آن نیست.

مایکل مک ماهون، رییس کمیته بازیافت شهرداری نیویورک می گوید ، این مواد متعلق به این شهر است و برای شهرداری اهمیت زیادی دارد.

اما اخیرا مقدار زباله قابل بازیافت خیلی کم شده زیرا در نیمه شب «کارآفرینان» یا به قول شهرداری نیویورک «سارقان» کیسه های زباله را باز می کنند و موادی را که قابل بازیافت هستند از میان سایر زباله ها جدا کرده و با خود می برند.

مک ماهون می گوید ، آمار این «سرقت ها» بالا است: براساس قوانین شهر نیویورک زباله ای که کنار خیابان گذاشته می شود بلافاصله جزئی از دارایی های شهرداری محسوب می شود. از درآمد حاصل از فروش زباله های قابل بازیافت ما هزینه تفکیک زباله را پرداخت می کنیم. با کم شدن میزان مواد قابل بازیافت، شهرداری در هر دوره بین 150 تا 200 هزار دلار متضرر می شود.

در برخی محله های مرفه نشین نیویورک مقدار زباله های قابل بازیافت به میزان 20 درصد کاهش یافته است و ساکنان این محله ها از سرنوشت زباله های خود به خوبی با خبر هستند.

یکی از ساکنان می گوید: من هر روز که سگم را بیرون می برم آنها را می بینم. آنها می آیند و مقواها را از میان زباله ها جمع می کنند. به نظر من آنها دزد نیستند، فقط برای امرار معاش تلاش می کنند. این که کار بدی نیست. زباله این منطقه به اندازه ای است که همه می توانند از آن سهم ببرند.

یکی دیگر از ساکنان می گوید: من نمی فهمم که مقامات شهرداری از چه چیزی شکایت دارند، این طوری یک کار از روی دوش آنها برداشته می شود. اگر هم برای آنها هزینه ساز است تقصیر خودشان است که به موقع و به دفعات بیشتر زباله ها را جمع آوری نمی کنند.

شهرداری نیویورک به تازگی جریمه دزدیدن زباله را از 100 دلار به 2000 دلار افزایش داده است. اما این قانون بدون نقص نیست. براساس این قانون فقط افرادی جریمه می شوند که زباله ها را با خودرو حمل کنند ، بنابراین ، بسیری از افراد با سبد چرخدار زباله ها را با خود می برند.

مایک استرلینگ، خانه بدوش است و با سبد چرخدار وسایل خود را اینجا و آنجا می برد. او می گوید برای جمع کردن 250 قوطی از سطل های زباله روزانه 12 دلار دریافت می کند.

اگر فقط یک نفر می تواند روزانه 250 قوطی جمع کند پس حتما برای کل شهر 10 تا 12 میلیون نفری نیویورک به اندازه کافی زباله وجود دارد که همه از آن سهمی داشته باشند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS