دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یهودیت

No image
یهودیت

كلمات كليدي : تاريخ، جزيرة العرب، يهوديت ، يمن، حجاز

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

مجاورت و رفت و آمدهای مکرر تجاری به کشورهای مختلف از یک سو و پناه‌جویی دیندارانی که از ستم می‌گریختند و این سرزمین را مأوای خویش قرار می‌دادند از سوی دیگر، موجب شد که در کنار بت‌پرستی که بزرگ‌ترین دین شبه جزیره به حساب می‌آمد، ادیانی چون یهودیت، مسیحیت و ثنویت و دهریه نیز به سرزمین عرب راه یابد، این ادیان اگرچه رونق چندانی نداشتند؛ اما از عوامل تأثیرگذار فرهنگی و اجتماعی جامعه عربی به شمار می‌آمدند.

یهودیت

درباره ورود اولین گروه یهودی به شبه جزیره، اقوال چندی از سوی مورخین ذکر گردیده که بعضی از آنها بی‌شباهت به افسانه نیست. اقوال کسانی که قائلند ورود یهودیت به جزیرة‌العرب به دوران حضرت موسی(ع) برمی‌گردد و این که ایشان لشکری را برای مقابله با حجازیان، فرستاد و سرانجام این لشکر در یثرب ساکن شدند[1] و نیز اخبار حضور "داوود نبی(ع)" به همراه سبط "یهودا" در خیبر و هدیه آن به بنی‌اسرائیل[2] بی‌تردید از صحت تاریخی چندانی برخوردار نبوده و معتبر نیستند. بعضی از اخباریون نیز ابتدای ورود یهود به شبه جزیره را، به ایام "بخت‌النصر" مربوط می‌دانند؛[3] اینکه بعد از حمله بخت‌النصر به فلسطین، عدة زیادی از یهودیان فرار کرده، در و«ادی‌القری» و «خیبر» و «تیماء» و «یثرب» ساکن شدند، بعید به نظر نمی‌رسد، چرا که این امر به خاطر وحدت جغرافیایی فلسطین و حجاز و نیز دائر بودن راه‌ها‌، کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد. از قسمت‌هایی از «تلمود» و «یشناه» نیز چنین بر می‌آید که یهودیان از زمان "بنوکد نصر"(بخت‌النصر) به جزیرة‌العرب گریخته و از عادات و رسوم عرب متأثر گشته‌اند.[4]

اخبار نقل شده دیگری نیز حاکی از این امر است که با ظهور دولت روم و حمله آنان به عبرانیان، یهودیان بسیاری ناگزیر از سکونت در حجاز شدند. با تسلط "تیتوس" قیصر روم، بر شام و فلسطین و قدس در سال 70 میلادی، هیکل یهود نابود گردید[5] و یهودیان از ورود به قدس منع گردیدند.[6] بار دیگر نیز در زمان "قیصر هدریان" در سال 132 میلادی، یهودیان تار و مار گردیدند.[7] در نتیجه بسیاری از آنان به حجاز و عده کمی نیز به یمن گریختند.

یهودیان یمن

از یهودیان یمن و اخبارشان خبر چندانی به دست ما نرسیده‌است؛ عده‌ای از مورخین ورود اولین گروه از یهودیان به یمن را همپای ورود یهودیان به منطقه حجاز می‌دانند؛[8] عده‌ای هم انتشار یهودیگری در یمن را از زمان "تبع ابی‌کرب" دانسته‌اند[9] و اینکه بر اثر ظلم و ستم یهودیان یثرب به اوس و خزرج، "مالک بن عجلان خزرجی" ‌تبع را از ستم یهودیان بر خویشتن آگاه نمود. او به یثرب لشکر کشید و عده زیادی از یهودیان را کشت و یکی از فرزندان خود را در آنجا باقی گذاشت؛ تا اخبار آنها را به وی گزارش کند؛ اما یهودیان او را کشتند و موجبات حمله مجدد تبع را پدید آوردند، ‌تبع قصد ویرانی یثرب را کرد؛ اما دو تن از احبار یهود یثرب، به نام‌های "کعب" و "اسد" که از جمله راسخان در علم بودند، او را از این کار برحذر داشتند. آنان او را از عذاب آسمانی بیم داده و این شهر را مأمن و هجرت‌گاه پیامبر آخرالزمان(ص) معرفی کردند.[10] از این‌رو تبع از خواسته‌اش برگشت و به یهودیت تمایل یافته، این دو کاهن را به همراه خود به یمن برد.[11] در جریان مباهله‌ای که بین این دو عالم یهودی و بت‌پرستان یمنی به وقوع پیوست کاهنان به پیروزی رسیده، بسیاری از حمیریان به یهودیت گرویدند.[12]

یهودیان به جهت آزادی کاملشان در یمن، توجه گروهی از ساکنین یمن را به خود جلب کردند، به طوری که بسیاری از «بنی‌ حارث بن کعب» و عده‌ای از «غسان» و «جذام» به جهت مجاورت با یهودیان، به آیین یهود درآمدند؛[13] اما یهودیان به جهت افکار خاص یهودی‌گریشان هرگز آنان را به خود ملحق نکردند و آنان را در جامعه خود جای ندادند، بلکه آنان را «سامریون» می‌نامیدند.[14]

متقن‌ترین اخبار یهود یمن که به دست ما رسیده جریان «واقعه اخدود» در اواخر قرن ششم میلادی است. در این زمان یهودیان یمن با تأثیرگذاری بر "ذی‌نؤاس" پادشان یمن، او را به کشتار مسیحیان نجران برانگیختند.[15] در پی این واقعه، ‌نصارای حبشه به انتقام خون هم‌کیشان خود پرداخته، به فرماندهی "اریاط بن اصمحه" حکومت ذونؤاس را در هم شکستند. بعد از مرگ اریاط، حکومت "ابرهه" فرار بسیاری از یهودیان یمن و پراکنده شدنشان را در نقاط مختلف، در پی‌ داشت. یهودیانی هم در آنجا باقی ماندند تا اینکه اسلام آنجا را فرا گرفت. پس بسیاری از آنان از جمله "کعب‌الاحبار" و "وهب بن منبه" به اسلام گرویدند.[16]

یهودیان حجاز

یثرب از اولین سکونت گاه‌های یهود در جزیرة‌العرب به شمار می‌آید و مهمترین قبایل یهود که شامل بنی‌نضیر، بنی‌قنیقاع، بنی‌تهدل، بنی‌زعورا، بنی‌ثعلبه‌، بنی‌محمر، ‌بنی‌عکرمه و بنی‌زید می‌شدند، در این شهر ساکن بودند.[17] بعضی از این قبایل یهودی، ‌از قبایل اصیل یهودی به شمار می‌آمدند که از زمان "تیتوس" و "هدریان" و ما قبل آنها به این منطقه آمده بودند. آنان از قدمای یهود بوده که نسبتشان به «کاهنین»(کاهن فرزند هارون) و «اسباط عشره» بر می‌گشت.[18]

بعد از سیل ارم و کوچ اوس و خزرج و أزد به یثرب، ‌یهود طبق عهدی که با آنان بسته بود، با آنها به زندگی پرداخت؛ اما بعد پیمان شکسته و به جهت کمی نفرات، اوس و خزرج در دستشان زبون و خار بودند.[19] به طوری که مردی یهودی به منزل یک اوسی یا خزرجی یا ازدی وارد می‌شد و او نمی‌توانست مانع تجاوز او به اموال و ناموسش گردد.[20] تا اینکه "مالک بن عجلان" نزد "تبع ابی‌کرب" رفته و او را از غلبه یهود بر خویش آگاه نمود. او هم به یثرب حمله برد و سیادت یهود بر عرب را در هم شکست. گفته شده که مالک بن عجلان، از "ابوجبلة غسانی" امیر غسانی، یاری طلبیده و به مدد نیرنگ او، مالک عده‌ای از سران یهود را به بهانه صلح به شام دعوت کرد، سپس از این فرصت استفاده کرده همه را از دم تیغ گذراند.[21] از آن پس یهود،‌ متعرض اوس و خزرج نشدند و زمام امور یثرب به دست اوس و خزرج افتاد[22] و یهودیان دژنشینی اختیار کردند. آنان در منطقه‌ای که از یثرب تا خیبر و تا تیماء کشیده می‌شد، ساکن شدند و به جهت فراوانی آب این منطقه، کشاورزی را پیشه‌ی خود ساختند و در کنار آن به تجارت نیز می‌پرداختند. آنان به تجارت خشکبار و آب‌جو و مشروبات شهره بودند[23] و در تربیت حیوانات و طیور و نیز صید ماهی در سواحل دریای سرخ نیز تبحر داشتند.[24] آهنگری و زرگری و نساجی نیز از صنایع معروفشان بود.[25]

یهودیان سایر نقاط حجاز

از مواضع دیگر یهود در حجاز، «مقنا» و «ایله» بود که یهودیانی چون «بنوجنبه»، «مقنا‌«، «بنوغار» یا «بنوعریض» در آن ساکن بودند.[26] بعد از شکل‌گیری حکومت اسلامی در مدینه، پیامبر(ص) با ارسال نامه‌ای از آنان خواستند که یا اسلام بیاورند و یا جزیه بدهند. آنها هم به پرداخت جزیه راضی شدند.[27]

در تیماء و یمامه و عرض نیز تعدادی یهودی ساکن بودند، تجارشان در مکه و دیگر نقاط عربستان تجارت می‌کردند و مال با ربای زیاد قرض می‌دادند.[28] وادی‌القری نیز از مواضع مهم یهود به شمار می‌آمد. آنان با اعراب معاهده بسته بودند و در سال هفتم هجرت با حضرت جنگیدند.[29]

عده‌ای از مطرودین یهود از یمن و یثرب، در طائف به سر می‌بردند و در آن به تجارت می‌پرداختند. آنان نیز با قبول صلح پذیرفتند که به پیامبر(ص) جزیه بپردازند. [30]

حیات سیاسی اجتماعی یهودیان

در حیات اجتماعی و سیاسی یهودیان با اعراب جاهلی، غیر از دین، اختلاف چندانی به چشم نمی‌خورد. آنها در اکثر امور همچون اعراب جاهلی بودند و این، شاید به جهت تأثیر اعرابی بوده که یهودی شده بودند.[31] یهودیان از اعراب زن می‌گرفتند و به آنها زن می‌دادند، ‌لباسشان را به تن می‌کردند و حتی به رسم اعراب جاهلی، وارد جنگ‌های جاهلی نیز می‌شدند و خون هم‌کیشان خود را به زمین می‌ریختند.[32] مغرور بودن به اصالت نژادی و آرزوی حکومت بر مردم، آنان را دائماً به تفرقه افکنی بین رؤسای قبایل و دشمن‌ ساختن آنها وا می‌داشت، چراکه اتحاد اعراب را خطری جدی برای خود می‌پنداشتند.[33] مبالغه در مفاسد و کارهای زشت و نیز پیمان شکنی و ضایع ساختن حقوق مردم از مشخصات اصلی دیگرشان بر شمرده می‌شد.[34]

یهودیان در عصر ظهور پیامبر اکرم(ص)

یهودیان قبل از ظهور پیامبر(ص) پیوسته، از ظهور پیامبر(ص) خبر می‌دادند و اخبار حضرت را پیوسته در مکه دنبال می‌کردند؛[35] اما با ظهور پیامبر(ص) راه عداوت و دشمنی در پیش گرفتند. دلایل بسیاری برای این دشمنی برشمرده‌اند که از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: «یهودیان به اصالت نژادی خود همیشه مغرور بوده‌اند و می‌خواسته‌اند به همه مردم خاصه فقرا و ضعفا حکومت نمایند، تصور باطلی داشته‌اند که دین آسمانی فقط دین ایشان است و هیچ کس غیر از ایشان، حقی در رسالت و پیامبری ندارد؛ نسبت به اعراب از این لحاظ که بر ایشان همیشه چیره بوده‌اند، کینه و عداوت کورکورانه و تقلیدی دارند، شیفتگی ناپسندشان به امور مادی و حرص زشت ایشان بر زندگی و لوازم آن، مبالغه آنها در مفاسد و کارهای زشت و احساس آنها به اینکه نبوت مردی از عرب چیرگی و سلطه‌شان را از میان بر خواهد داشت و به سود‌های کلانشان از بازرگانی نا‌مشروع و ربا خاتمه خواهد داد، با پیامبر(ص) و مسلمانان عداوت شدیدی ابزار می‌کردند. به علاوه، آنان مردمی بودند که تقوی نداشتند، سنگ‌دلی و بی‌رحمی و ارتکاب به گناه در همه کارهایشان به چشم می‌خورد. از این‌رو دشمنیشان نسبت به پیامبر و مسلمانان عرب و عموم بشریت زیاد بود.»[36] چنانکه حضرت(ص) و اصحابش از بدو ورود به مدینه پیوسته مورد هجو و دشنام یهودیان قرار داشته، ‌از تحریض دشمنان اسلام از سوی یهودیان، ایمن نبودند.[37] تا اینکه سرانجام قبایل یهود، یکی پس از دیگری‌، مغلوب سپاه اسلام شدند، ‌بسیاریشان کشته و بسیاری هم به سرزمین‌های دیگر کوچ کردند.

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.
Powered by TayaCMS