دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امواج امیدبخش

۱۱۰ سال پیش شرکت گولیلمو مارکونی اولین سرویس تلگراف بی‌سیم را در اقیانوس اطلس به ‌کار گرفت.
امواج امیدبخش
امواج امیدبخش

وقتی مخترع رادیو، تلگراف بی‌سیم را ساخت

۱۱۰ سال پیش شرکت گولیلمو مارکونی اولین سرویس تلگراف بی‌سیم را در اقیانوس اطلس به ‌کار گرفت. مارکونی که همیشه به علم و الکتریسیته علاقه‌مند بود، در اوایل دهه ۱۸۹۰ کار روی ایده تلگراف بی‌سیم را آغاز کرد. یعنی انتقال پیام‌های تلگرافی بدون اتصال سیم و آن‌طور که در تلگراف‌های برقی انجام می‌شد. این ایده جدید نبود؛ محققان و مخترعان بسیاری بیش از ۵۰ سال به بررسی تکنولوژی الکترومغناطیس و سیگنال‌های نوری پرداختند، اما هیچ‌ کدام از نظر فنی و تجاری موفق نبودند. پیشرفت‌های نسبتاً تازه‌ای از سوی هاینریش هرتز به ‌دست آمد که در سال ۱۸۸۸ نشان داد انسان می‌تواند پرتو الکترومغناطیسی را تولید و شناسایی کند. در آن زمان امواج عموماً «هرتزیان» نامیده می‌شد و حالا به ‌طور کل به آن امواج رادیویی می‌گویند. در جامعه فیزیک علاقه زیادی به امواج رادیویی وجود داشت، اما به‌ عنوان یک پدیده علمی و نه به ‌عنوان پتانسیل نهفته در آن به ‌عنوان یک راه ارتباطی. فیزیکدان‌ها عموماً به امواج رادیویی به ‌عنوان شکل نامرئی نور نگاه می‌کردند؛ پدیده‌ای با برد کوتاه که تنها می‌توانست در امتداد خط افق دید گذر کند و درنتیجه دامنه آن به افق دیدی به شکل سیگنال‌های بصری محدود می‌شد و آن را برای ارتباط راه دور نامناسب می‌ساخت. با مرگ هرتز در ۱۸۹۴ مطالعات پیشین او مورد بررسی قرار گرفت؛ از جمله اثبات انتقال و تشخیص امواج رادیویی توسط فیزیکدان انگلیسی، الیور لوج و مقاله‌ای درباره کارهای هرتز توسط معلم مارکونی، آگوستو ریگی. مقاله‌ ریگی علاقه مارکونی به توسعه یک سیستم تلگرافی بی‌سیم بر مبنای امواج رادیویی را تازه کرد. موضوعی که مارکونی به آن توجه کرد، به نظر از سوی باقی مخترعان رها شده بود.

امواج امیدبخش مارکونی و همکارانش در حال آزمایش تلگراف

پیشرفت تلگراف رادیویی

مارکونی بیست ساله آزمایش روی امواج رادیویی را آغاز کرد و بسیاری از تجهیزات را در اتاق زیرشیروانی خانه‌اش ساخت. او آزمایش‌های اصلی هرتز را عملی کرد و به پیشنهاد ریگی از کوهرر استفاده کرد؛ یک آشکارساز اولیه بر اساس یافته‌های فیزیکدان فرانسوی، ادوارد برنلی در سال ۱۸۹۰ که در آزمایش‌های لوج هم استفاده شد که وقتی در معرض امواج رادیویی قرار می‌گرفت، مقاومت الکتریکی را تغییر می‌داد. در تابستان ۱۸۹۴ او یک زنگ خطر توفان ساخت که با باتری، کوهرر و زنگ الکتریکی ساخته شده بود و وقتی خاموش می‌شد که امواج رادیویی تولیدشده توسط رعد و برق را دریافت می‌کرد. در اواخر دسامبر ۱۸۹۴ مارکونی یک فرستنده و گیرنده رادیویی را به مادرش نشان داد؛ سازه‌ای که باعث می‌شد با فشار دادن یک دکمه از راه دور، یک زنگ در آن سوی اتاق به صدا دربیاید.

او با حمایت مالی پدرش به مطالعه و تحقیق ادامه داد و از ایده فیزیکدانانی که امواج رادیویی را آزمایش می‌کردند ایراد گرفت و به توسعه دستگاه‌ها ادامه داد. دستگاه‌هایی نظیر سیستم‌های فرستنده و گیرنده قابل حمل که قادر بودند از فاصله دور کار کنند. به این ترتیب آنچه را که اساساً یک تجربه آزمایشگاهی بود به سیستم ارتباطی مفیدی تبدیل کرد. در تابستان ۱۸۹۵ او تنظیمات و اشکال مختلف آنتن را امتحان کرد اما با وجود پیشرفت‌های به‌دست آمده، می‌توانست سیگنال‌ها را تنها تا نیم مایل بفرستد؛ فاصله‌ای که در سال ۱۸۹۴ الیور لوج آن را به‌عنوان حداکثر فاصله برای ارسال امواج رادیویی پیش‌بینی کرده بود.

پیشرفت در انتقال

پیشرفت در همان تابستان حاصل شد؛ زمانی که مارکونی متوجه شد با افزایش ارتفاع آنتن، محدوده بسیار بزرگ‌تری قابل دستیابی خواهد بود و با وام گرفتن از تکنیکی که در تلگراف باسیم استفاده می‌شد، فرستنده و گیرنده‌اش را به زمین وصل کرد. با این اوصاف این سیستم قادر بود سیگنال‌ها را تا دو مایل بفرستد. آنتن تک‌قطبی فرکانس امواج را در مقایسه با آنتن دوقطبی که توسط هرتز استفاده می‌شد، کاهش داد و امواج رادیویی قطبی ‌شده را عمودی ساطع می‌کرد. به این ترتیب او به این نتیجه رسید که با یافته‌ها و تحقیقات بیشتر، یک دستگاه می‌توانست مسافت طولانی‌تری را طی کند که این هم به لحاظ تجاری و هم به لحاظ نظامی ارزشمند بود. دستگاه آزمایشی مارکونی اولین سیستم انتقال رادیویی کاملاً مهندسی و تجاری بود.

مارکونی در ژوئیه ۱۸۹۶ طرز کار اولین دستگاهش را به دولت بریتانیا نشان داد و بعد از آن سری بعدی برای بریتانیایی‌ها از راه رسید؛ در ماه مارس ۱۸۹۷ مارکونی سیگنال‌های رادیویی را تا فاصله ۶ کیلومتری فرستاد و در ماه مه ‌اولین ارتباط بی‌سیم دنیا را به دریا فرستاد. آزمایش در ولز پایه‌ریزی شد و یک پیام از کانال بریستول از دشت هلم به پنارت در فاصله ۶ کیلومتری فرستاده شد. سپس تجهیزات انتقال پیام فوراً به ساحل سامرست منتقل شد و فاصله به ۱۶ کیلومتر رسید. تحت ‌تأثیر این اتفاق، ویلیام هنری پریس، مهندس برق و مخترع اهل ولز، کار مارکونی را در دو سخنرانی مهم در لندن به عموم مردم معرفی کرد و او رفته رفته مورد توجهات بین‌المللی قرار گرفت.

در دسامبر ۱۸۹۸ سرویس شناور چراغ‌دار انگلیسی اجازه برقراری ارتباط بی‌سیم بین فانوس دریایی فورلند جنوبی در دوور و شناور گودوین شرقی را با فاصله ۱۲ مایل صادر کرد. در پاییز سال ۱۸۹۹ اولین نمایش از دستاوردهای مارکونی در ایالات ‌متحده صورت گرفت. در ۱۵ نوامبر سنت پاول اولین کشتی مسافربری اقیانوس‌پیما بود که بازگشت قریب‌الوقوعش را به‌ صورت بی‌سیم به بریتانیای کبیر گزارش داد.

انتقال اقیانوسی

با شروع قرن بیستم، مارکونی شروع به بررسی روش‌هایی کرد که بتواند سیگنال‌ها را به‌ طور کامل از این سو به آن سوی اقیانوس اطلس بفرستد و به این ترتیب با تلگراف‌های کابلی به رقابت بپردازد. در سال ۱۹۰۱ مارکونی یک ایستگاه انتقال بی‌سیم در وکسفورد راه‌اندازی کرد تا پولدوی کورنوال را در انگلستان به کلیفدن ایرلند مرتبط کند. سیگنال به کمک آنتن ۱۵۰ متری که با کایت پشتیبانی می‌شد دریافت شد. فاصله بین این دو نقطه چیزی حدود دو هزار و ۲۰۰ مایل بود. این موضوع یک پیشرفت علمی بزرگ محسوب می‌شد اما همچنان شک و تردیدهایی در مورد این ادعا وجود داشت. طول موج دقیقی که استفاده شد مشخص نیست، اما باید چیزی حدود ۳۵۰ متر با فرکانس ۸۵۰ کیلوهرتز بوده باشد. آزمایش‌ها در زمانی از روز انجام شد که کل مسیر اقیانوس اطلس در روشنایی روز بود. امروز ما می‌دانیم (گرچه مارکونی نمی‌دانست) که این بدترین انتخاب ممکن بود.

در این طول موج متوسط، انتقال از فاصله طولانی در روز روشن به ‌دلیل جذب شدید نور خورشید در یونوسفر امکان‌پذیر نیست. این آزمایش نسنجیده نبود، مارکونی از قبل می‌دانست که باید منتظر شنیدن سیگنال تکراری سه کلیک باشد و گزارش‌ها حاکی از آن بود که این کلیک‌ها شنیده شدند، اما ضعیف و پراکنده. هیچ تأیید مستقلی از این دریافت صورت نگرفت و تشخیص آن از نویزهای جوی دشوار بود. برای مواجهه با شک و شبهه‌ها، مارکونی آزمایش سازماندهی‌ و مستندسازی‌شده بهتری را آماده کرد. در فوریه ۱۹۰۲ مارکونی سوار بر کشتی اس.اس فیلادلفیا از بریتانیا به غرب رفت و سیگنال‌هایی را که از ایستگاه پولدو ارسال می‌شد به دقت ضبط ‌کرد. پیام‌های صوتی تا فاصله دو هزار و ۱۰۰ مایلی دریافت شد و بیشترین فاصله‌ها در شب به ‌دست آمد.

این آزمایش‌ها برای اولین بار نشان داد که سیگنال‌های رادیویی برای انتقال طول موج‌های متوسط و بلند در شب بسیار دورتر از روز فرستاده می‌شوند. در ۱۷ دسامبر ۱۹۰۲ اولین پیام رادیویی دنیا از ایستگاه مارکونی در خلیج گلیس کانادا به اقیانوس اطلس فرستاده شد. در ۱۸ ژانویه ۱۹۰۳ هم پیام تبریک رئیس‌جمهوری تئودور روزولت به ادوارد هفتم، پادشاه بریتانیا از طریق ایستگاه ماساچوست ارسال شد. مارکونی برای برقراری ارتباط بین کشتی‌ها در دریا شروع به ساخت ایستگاه‌هایی با قدرت بالا در دو طرف اقیانوس اطلس کرد. در سال ۱۹۰۴ یک سرویس تجاری برای ارسال خلاصه اخبار روزانه به کشتی‌های مشترک راه‌اندازی شد و سرانجام در ۱۷ اکتبر ۱۹۰۷ یک سرویس رادیوتلگراف منظم بین کلیفدن ایرلند و خلیج گلیس برقرار شد.

تایتانیک

نقشی که شرکت مارکونی در نجات دریایی ایفا کرد، آگاهی عمومی را نسبت به ارزش و اهمیت رادیو بالا برد و مارکونی را به شهرت رساند؛ به ‌خصوص با غرق شدن دو کشتی تایتانیک در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ و لوزیتانیا در ۷ مه‌۱۹۱۵. اپراتورهای رادیویی تایتانیک، جک فیلیپس و هارولد براید توسط شرکت ارتباطات دریایی بین‌المللی مارکونی استخدام شدند. پس از غرق شدن این کشتی بزرگ، بازماندگان با کمک کشتی کارپتیا نجات داده شدند. ارتباطات بی‌سیم به مدت ۷۲ ساعت میان کارپتیا و دیوید سارنوف که او هم توسط شرکت مارکونی استخدام شده بود، برقرار بود. در ۱۸ ژوئن ۱۹۱۲ مارکونی برای رسیدگی به تلفات تایتانیک در ارتباط با عملکرد تلگراف دریایی و رویه اضطراری در دریا مدارکی به دادگاه ارائه کرد. رئیس پست و تلگراف بریتانیا با اشاره به فاجعه تایتانیک گفت: «آنهایی که زنده ماندند، به دست یک مرد و اختراع شگفت‌انگیز او نجات پیدا کردند؛ آقای مارکونی.» طی سال‌های آینده شرکت مارکونی به محافظه‌کار بودن از لحاظ فنی شهرت یافت، به ویژه با ادامه استفاده از تکنولوژی ناکارآمد جرقه که تنها می‌توانست برای عملیات رادیوتلگراف استفاده شود، آن هم تا زمانی طولانی پس از آنکه مشخص شد آینده ارتباطات رادیویی با انتقال موج مداوم بسیار کارآمدتر است.

ترجمه: مهرناز زاوه

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: دوشنبه اول آبان ماه 1396

مقاله

مترجم مهرناز زاوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

فرزند کمتر، یا زندگی بهتر؟ مسئله این است

خجالت نکش در نگاه اول فیلم تقابل‌هاست در یک زمینه طنز که مدام به مخاطب یادآور می‌شود چه جای خنده؟ فیلم را می‌توان در چند مضمونِ دوگانه بیان و نقد کرد. همان مضامین دوگانه‌ای که ساختار روایی فیلم را هم می‌سازند: دوگانه روستایی – شهری، دوگانه‌ی سپهر سیاسی - زندگی روزمره، دوگانه‌ی برنامه‌ریزی‌های سیاست اجتماعی و در نهایت دوگانه اراده – تقدیر که سکانس‌های انتهایی فیلم را شکل می‌دهد.
ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

ایستاده در غبار نگاهی به «لاتاری» اثر محمدحسین مهدویان

«لاتاری» فیلم موفقی است در جذب مخاطب عمومی سینمای ایران و البته فتح گیشه. فیلمی که توانسته جمیع جوانب امر را در حوزه جذابیت بخشی اینچنینی به خوبی و با فراست فراهم کند و به مقصود رسد. لاتاری فیلم مخاطب عام است.
عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

عشق امیر به نوشین ; یادداشتی بر فیلم لاتاری

راجر ایبرت بزرگترین منتقد آمریکایی معتقد است کار فیلم، برانگیختن تفکر مخاطب است. فیلمی قابل اعتنا و نقد است که خواب آسوده را از مخاطب بستاند. قطعاً هر فیلمی نماینده انعکاس اندیشه در جامعه مقصد است. در حقیقت فیلم ها ارزش ها و حقایق فراموش شده جوامع را آشکار می سازند.
انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

انسان های هم عصر ما ; نگاهی به فیلم خرگیوش

خرگیوش اولین فیلم مانی باغبانی تجربه‌ای قابل قبول است اما کاستی‎های بسیاری در پردازش موضوع‌هایی دارد که سعی کرده است در فیلم به آنها بپردازد؛ مقوله‎هایی مثل بیماری رو به مرگ نزدیکان، تلاش‌های علمی یک نخبه جوان، ازدواج‎های پنهانی و مفهوم شادی.
بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

بازخوانی یک کمدی سیاسی ; نگاهی به فیلم مصادره

فیلم مصادره اولین ساخته مهران احمدی، بازیگر پر سابقه سینمای ایران، فیلمی کمدی است که تلاش می‎کند با تصویرگری برخی از معضلات فرهنگی جامعه از منظر متفاوتی به مقولاتی بپردازد که به طور جدی جامعه ایرانی معاصر را تهدید می‎کنند.

پر بازدیدترین ها

پيش رو يا پشت سر؟

پيش رو يا پشت سر؟

تا همين يک دهه پيش شبکه‌هاي تلويزيوني مثل امروز گسترده نبود و انواع و اقسام برنامه‌ها و سريال‌ها توليد نمي‌شد، هميشه اين اعتراض و انتقاد وجود داشت که مضمون و داستان فيلم و سريال‌هاي تلويزيون تکراري است و از تنوع و تعدد برخوردار نيست...
لحن غبار آلود یک فیلم

لحن غبار آلود یک فیلم

عنوان ایستاده در غبار، علاوه بر اشاره به سکانسی از فیلم که حاج احمد متوسلیان را بی‌سیم به دست در میان گرد و خاکِ تیر و ترکشِ‌ خمپاره‌ها، برقرار و استوار با حسی سرشار از خضوع، تصویر کرده، دلالت‌های دیگری را نیز به ذهن متبادر می‌سازد
سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

سیری در تاریخ رابطه سینما و واقعیت | مثلث واقعیت: دیدار، پدیدار، پندار

"لرزش تصویری در فیلمی به ما القا کننده واقعی بودن صحنه ای است که میبینیم، هرچند هرگز در نگاه واقعی خود لرزشی را حس نمیکنیم ولی لرزش در فیلم موجب میشود مخاطب احساس کند، با صحنه ای واقعی روبرو است، این واقعیتی است که سینما جایگزین واقعیت میکند"
ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
پیشنهادهای ادبی سال 95 به سینما

پیشنهادهای ادبی سال 95 به سینما

در سالهای اخیر رمان، شکل غالب داستان نویسی در ایران شده است. اغلب انتشارات به علت استقبال مخاطبان از رمان اقبال کمتری به انتشار مجموعه داستان می کنند. گویی داستان کوتاه دیگر جایگاه گذشته را در میان مخاطبان ندارد.
Powered by TayaCMS