آیتالله مجتبی تهرانی
آنچه که موجب میشود انسان به حسن عاقبت برسد و سوءعاقبت پیدا نکند، خوف و بیم نسبت به عاقبت است و این از خوفهای ممدوح هم هست؛ ستایش شده و نقش سازندگی در سه رابطه اعتقادی، ایمانی(قلبی) و عملی دارد.
چه میشود خوف انسان نسبت به سوء عاقبتش تضعیف شود یا از بین برود؟ چون خوف از سوءعاقبت موجب میشود انسان در این چند رابطه کار کند تا حسن عاقبت را با تقوی تحصیل کند؛ خوف از سوءعاقبت موجب میشود انسان برود دنبال اینکه برای خودش حسن عاقبت تحصیل کند. حسن عاقبت با چه چیزی تحصیل میشود؟ با تقوا ببینید سطح را آوردم پایین. بنابراین خوف نسبت به سوء عاقبت نقش سازندگی به این معنا دارد که این در تحصیل تقوا نقش دارد.
چه میشود این خوف از دل انسان بیرون برود و در نتیجه سوءعاقبت پیدا کند و اگر هم تقوا و زمینهای از تقوا در کار بود آن هم برود؟ یک بحثی را در مباحث اخلاقی مطرح میکنند و یک بخشی از آن را هم در مباحث عرفانی - معرفتی بحث میکنند؛ و آن را تحت عنوان احساس ایمنی از مکر الهی مطرح میکنند. اگر انسان احساس ایمنی از مکر الهی کند،میگویند این ضدّ خوف ممدوح است. در مباحث اخلاقی میگویند ضد خوف ممدوح، ایمنی از مکر الهی است.
این را در آیات هم داریم که هیچگاه نباید انسان از مکر الهی احساس ایمنی کند. درسوره اعراف فرمود: «و لَو أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُواْ و اتَّقَوا» اگر اهل قریهها بیایند ایمان پیدا کنند، تقوا پیشه کنند «لَفَتَحْنَا علَيهْم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ و الْأَرْضِ و لَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون. أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَاتًا و هُمْ نَائمُون» تا میرسد به اینجا: «أَ فَأَمِنُواْ مَكْرَ الله» مهمّ این است. این ضد آن مسئله تقوایی است که آن بالا آورد. «أَ فَأَمِنُواْ مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُون» اینجا این مسئله را مطرح میفرماید.
سنت استدراج و ایمنی از مکر الهی
در باب اینکه مکر الهی (که در این آیه وارد شده است) چیست؟ میروند سراغ آن آزمایش الهی. خصوصاً آیات قبل آن این بود: «لَفَتَحْنَا عَلَيهْم بَرَكَاتٍ مِّنَ السماء والارض...» که نِعَم الهیّه است. این را کمی باز میکنم و آن اینکه انسان باید آزمایش الهی را در رابطه با نِعَم الهیّه در نظر داشته باشد. ما اینطور هستیم وقتی ببینیم - نعوذ بالله - خطا میکنیم، گناه میکنیم بعد هم خدا دوباره نعمتش را به ما میدهد، این موجب میشود ما احساس ایمنی کنیم. مرحوم علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش مکر را حتی به عذاب الهی تفسیر میکند. مکر الهی را میگوید عذاب خدا. احساس ایمنی از عذاب خدا. جنبه امتحان و آزمایش در همین دنیاست و آن اینکه احساس ایمنی کند.
چه میشود که احساس ایمنی میکند؟ این میبیند وقتی گناه میکند خدا اینجا پسگردنی به او نمیزند، باز هم نعمت به او میدهد. این موجب میشود که آن خوف و بیم که در روابط سهگانه مطرح کردم از بین برود. خدا این کار را هم میکند. این خودش یک نوع آزمایش است به اینکه خدا میخواهد ببیند ما راست میگوییم یا دروغ میگوییم.
اینکه عبد گناه میکند،خطا میکند،بعد خداوند دوباره نعمت به او میدهد، دوباره گناه میکند دوباره نعمت میدهد. این را در بحثهای اخلاقی میگویند استدراج. از خودمان نیست از قرآن است. اسم آن را میگذارند استدراج. یک در میان. یک گناه میکنی یک نعمت میدهد. گاهی میگویند نه همینطور میآید پایین. ایمان میآید پایین. تنزّل میکند. تعبیرات مختلفی دارند.
در همین سوره اعراف میگوید «و الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِاياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُون. و أُمْلى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِين» این کید را بگذارید در همان آیه که در همین سوره بود. آن آیه 99 بود. اینجا 180 است. نگاه کنید اینها چقدر به هم ارتباط دارند. «و أُمْلىِ لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِين» که همان مکر الهی را اینجا تعبیر به کید الهی میکند. اینها همه حساب شده است. اینکه میبینی
- نعوذ بالله – تو گناه میکنی خدا دوباره نعمتش را میدهد این را احتمال بده دارد یک جور امتحانت میکند. میخواهد ببیند چقدر پررویی؟
در ذیل آیه، روایت از امام صادق(ع) است «فَقال هُو العَبد یَذنِبُ الذَّنب فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعمَةً مَعَه» بنده گناه میکند بعد هم خدا یک نعمت تازه به او میدهد «تُلهیهِ تِلکَ النِّعمَة عَنِ الاِستغِفار مِن ذلِکَ الذَّنب» این نعمتی که به او داد، موجب میشود به اینکه او را باز میدارد که برود از آن گناه استغفار کند. چون اگر پسگردنی را بزند اینطور نیست. گناه میکند خدا نعمت میدهد، نعمت را که به تو داد این موجب میشود - نعوذ بالله - تو را باز دارد از استغفار از آن گناه و از آن خطا و همین از نظر درونی (چون آن طرفش مورد بحثم بود) موجب میشود که خوف و بیم از سوء عاقبت از دلت برود. آرام آرام پاک شود.
در یک روایت دیگری هست از امام صادق(ع) دارد «اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً فَأذنَبَ ذَنباً اَتبَعَهُ بِنِقمَةً وَ یُذَکِّرُهُ الاستِغفار» اگر یک عبدی - نعوذ بالله- گناه کرد، اگر خدا خواست خیری به او بدهد، پسگردنی به او میزند. پسگردنی به او میزند برای اینکه او را یادآوری کند که برود استغفار کند. که این موجب میشود که آن خوف از سوء عاقبت از دلش نرود.
«وَ اِذا اَرادَ بِعَبدٍ شَرّا فأذنَبَ ذَنباً أَتبَعَهُ بِنِعمَةً لِیُنسیهِ الاِستِغفار و یَتَمادی بِها» از آن طرف اگر نه، بخواهد شر بشود، میآید گناه میکند بعد هم دوباره نعمت به او میدهد. این موجب میشود که دیگر استغفار نسبت به گناه فراموش شود و ادامه دهد. بعد میفرماید:«و هوَ قولُ الله عزّوجل (سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُون) بِالنِّعَمِ عِندَ المَعاصی» بنابراین همین طور ما ریشهیابی میکنیم و پیش میآییم و آن این است که خوف از سوءعاقبت موجب میشود که انسان برود دنبال اینکه تقوا تحصیل بکند چون «و العاقِبَةً لِلْمُتَّقِين»، «و لاتَمُوتُنَّ إِلَّا و أَنتُم مُّسْلِمُون» یعنی متقون. آن موقعی که میخواهی بروی اگر دستت خالی از تقوا باشد وضعت وخیم است.
این خوف در سه رابطه نقش سازندگی دارد. خوف ممدوح هم هست. چون دارای درجات است و نقش مختلفی نسبت به افراد پیدا میکند. حالا میروی تقوا تحصیل میکنی، مراقبت هم میکنی که از دستت نرود. محافظت میکنی، مراقبت میکنی این ملکه قدسیه تقوا از دستت نرود. اما در مقابل این را هم بدان، حواست را جمع کن، آن چیزی که این خوف را میشکند احساس ایمنی از آزمایش الهی است. (مکر الهی، کید الهی). و آن با استدراجی است که خداوند انجام میدهد که در آیه هم هست « مِّنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون».
خیال میکنی آدم خیلی خوبی هستی؟ بله؟ گناه میکنی بعد هم خدا نعمت میدهد.طرف معصیت میکند بعد هم خدا مثل آن حمار جلوی او جو میریزد بعد این میگوید خوش به حالش. این حسرت میخورد به حال او. خدا برای او خواسته است! بعدش هم میگوید اگر کذا بگذارد. اینهایی که میگویم متداول در ما است. نه! نه! خدا دارد امتحانش میکند. خیر برای او نخواسته است. اینهایی که دارد به او میدهد شرّ است. اگر خیر بود یک پاپوش برای او درست میکرد او را محکم میزد زمین، تا چشمش را باز کند.
لذا این را به شما بگویم ما در روایاتمان داریم بسیاری از این گرفتاریهایی را که چه فرد، چه جامعه پیدا میکند (فرق هم نمیکند)، بر اثر معاصی است و این هم لطف الهی است. خدا نکند که او لطفش را بگیرد. بگذار این پس گردنی را بزند. اگر یک بچهای را بخواهی خرابش کنی راه آن این است که اگر یک بیادبی کرد یک جایزه به او بدهی. چه از کار در میآید؟ اما بیادبی کرد یک پسگردنی بزن.
روزنامه کیهان
تاریخ انتشار: 02 مرداد ماه 1397
از: رسا