25 اردیبهشت 1396, 5:21
اصطلاح نفس در عربی و روان در فارسی و همچنين اصطلاح روح انسانی در عربی و جان در فارسی با اينکه در ظاهر تفاوت دارند، ولی در واقع بيانگر يک حقيقت است؛ زيرا اين تفاوت در نامگذاری به تفاوت در اعتبار بازمی گردد.
پس در آدمی يک حقيقت وجود دارد که گاه از آن به روان و جان در فارسی و يا نفس و روح در عربی تعبير می شود.
وقتی گفته می شود: مَن عرفَ نفسه فقد عرفَ ربّه؛ هر کسی نفس (روان) خودش را شناخت پروردگار خودش را شناخت(بحارالانوار، ج2، ص32)، مراد از نفس، همان روحی است که خداوند در آيه 29 سوره حجرات درباره اش فرموده است: وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِی؛ و در آن کالبد آدم از روح خود دميدم.
همين روح و نفس در حقيقت يکتا و يگانه هستند و تفاوت تنها در اعتبار مراتب است. از سوی ديگر، در همين نفس و روح آدمی، فطرت انسانی نهادينه شده و روح و نفس انسانی مفطور به فطرت الهی است که در مرتبه ای از آن به عنوان قلب ياد می شود.
همين نفس و روح است که خداوند هر شب توفی می کند و به تمام می گيرد و سپس برخی را نگه می دارد و برخی ديگر را بازمی گرداند تا در کالبدش قرار گيرد.(زمر، آيه 42)
شاهد بر اينکه روح و نفس، مجرد است آيه 154 سوره بقره و 164 سوره آل عمران است؛ زيرا اين زنده بودن روح شهيد اختصاصی به او ندارد بلکه هر انسانی اين گونه است. شهيد پس از شهادت، حقيقتی «موجود حيٌّ مرزوق عندالله مرتزق برزق» است. اين پنج خصيصه روح و نفس نشان می دهد که روح امری مجرد و غيرمادی است.
در آيات 12 و 13 سوره مزمل و نيز 25 سوره نوح و نيز 99 و 100 سوره مؤمنون، اين معنا برای کافران و همگان نيز اثبات می شود که آنان نيز زنده هايی پس از مرگ هستند که گرفتار عذابند و حتی پيامبر(ص) با کافران قريش، وقتی جنازه هايشان را در چاه بدر ريخت، سخن گفت و به معترضان نيز فرمود: ما انت باسمع منهم؛ اين چنين نيست که شما اين حرف های مرا بهتر از آنها بشنويد، بلکه آنها کاملاً دارند می شنوند، ولی قدرت سخن گفتن ندارند.(تصحيح الاعتقاد، ص92)
شاهد ديگر آيات 27 تا 30 سوره فجر است که خداوند به مرده خطاب می کند و میفرمايد: يَا اَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة ارْجِعِي إِلَي رَبِّکِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي؛ ای نفس مطمئن به سوی خداوند در حالت راضيه مرضيه بازگرد، پس در بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو!
هر کسی که بهتر نفس خودش را بشناسد و ويژگی های فردی و شخصی نفس خويش را به دست آورد، به همان ميزان بهتر می تواند پروردگار خود را که دارد او را ربوبيت می کند بشناسد؛ زيرا هر نفسی روزنه ای به سوی رب العالمين است؛ پس اگر اين نفس، کاملتر باشد و شناخت فرد نيز به همان ميزان کامل باشد، به همان ميزان نيز ارتباط با پروردگاری خواهد داشت که کاملتر است؛ زيرا روزنه و دريچه او کاملتر و بزرگتر است و نمايی بزرگتر و کاملتر در اختيار عارف و بيننده قرار می دهد. از همين رو گفته شده است: اعرفکم بنفسه اعرفکم بربّه؛ هر کسی بهتر خودش را شناخت بهتر پروردگارش را می شناسد (جامع الاخبار، ص4)؛ زيرا آن نفس شخص به همان ميزان روزنه ای بزرگتر برای مقام ربوبيت خدايی است که اين شخص از آن روزنه با آن ارتباط دارد.
از آنجا که نفس پيامبر(ص) کاملترين مرتبه را به خود اختصاص داده است، نفس پيامبر(ص) روزنه ای کامل به سمت خداوندی است که رب العالمين است. از همين رو ايشان رحمةً للعالمين می شوند.(انبياء، آيه 107)
روزنامه كيهان، شماره 21564 به تاريخ 28/11/95، صفحه 8 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان