دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آب

No image
آب

كلمات كليدي : مطلق، مضاف، گذرگاه

نویسنده : مؤسسّه دائرة المعارف فقه اسلامي

آب: آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز.

افزودن بخش دوم شناسه بدین جهت است که اطلاق آب بر مثل آب مضاف (-آب مضاف)به نحو مجاز است.از آب، در باب های طهارت، اطعمه و اشربه و احیاء موات از جهات گوناگون سخن رفته است.احکام آن افزون بر باب های یاد شده به مناسبت در باب های صلات، خمس، انفال، صوم، حج، جهاد، تجارت، مزارعه و صید و ذباحه نیز آمده است.

آب به مطلق (- آب مطلق) و مضاف، مشکوک (- آب مشکوک) و غیر مشکوک، مشتبه (- آب مشتبه) و غیر مشتبه و مستعمل (- آب مستعمل) و غیر مستعمل، کثیر (- آب کثیر) و قلیل (- آب قلیل) تقسیم می شود.[1] در این جا به احکام کلی آن اشاره می شود.

طهارت و نجاست: آب، پاک و پاک کنندۀ هر چیز نجسی است که قابل پاک شدن است، و نیز برطرف کنندۀ حدث (-حدث) می باشد.[2] آب قلیل به محض ملاقات نجس به قول مشهور و آب کثیر با تغییر رنگ، بو یا مزه آن به وسیلۀ نجاست، نجس می شود[3] (آب نجس).

عبادات: وضو و غسل جز با آب صحیح نیست.[4] ادرار کردن در آب، مکروه است.[5]

نماز گزاردن در گذرگاه آب[6] و نیز آب بستن به منطقۀ دشمن در حال جهاد کراهت دارد.[7] به قول مشهور، روزه با فرو بردن سر در آب باطل می شود و این کار در روزۀ واجب معین[8] و نیز قضای روزۀ ماه رمضان در بعد از ظهر، حرام نیز می باشد.[9]

تملّک: آب موجود در زمین مباح (- مباحات اصلی) از مشترکات (- مشترکات) است که با حیازت (- حیازت) قابل تملّک است. همچنین به قول مشهور، کندن چاه در زمین مباح به قصد تملّک یا در ملک خود، سبب تملک آب آن است.[10] آب های مباح مانند چشمه و باران که در جوی های شخصی جمع می شود، به قول مشهور از آنِ مالک آن است.[11]

خرید و فروش:فروختن آب با پیمانه، وزن یا مشاهده در صورت محصور بودن، مانند آب حوض جایز است.[12]لیکن در صحت خرید و فروش مثل آب چاه که دارای جوشش است و دائم آب تازه با آب قبلی مخلوط می شود اختلاف می باشد (- آب چاه). در آب، ربا (- ربا) نیست.[13]

نوشیدن: نوشیدن آب دارای آدابی همچون گفتن بسم الله، نشسته نوشیدن در شب و ایستاده در روز می باشد[14] (- نوشیدن).

مزارعه: از شرایط صحّت عقد مزارعه (- مزارعه)، قابلیّت زمین برای بهره برداری به دلیل داشتن آب است.[15]

حیوان: دادن آب به حیوان پیش از ذبح آن، مستحب است.[16]عرضۀ آب بر حیوان هنگام رسیدن به آب از حقوق چارپا بر صاحبش شمرده شده است.[17]

مقاله

نویسنده مؤسسّه دائرة المعارف فقه اسلامي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS