دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آدم وسواسی عاقل نیست!

عبدالله بن سنان مى‌گوید: مردی از آشنایان ، در وضو گرفتن و نماز خواندن، وسوسه داشت، و با اینکه چندین بار اعضاء وضو را مى‌شست، ولى باز به دلش نمى‌چسبید و آن را نادرست مى‌پنداشت و دوباره تکرار مى‌کرد.
آدم وسواسی عاقل نیست!
آدم وسواسی عاقل نیست!

امام صادق: آدم وسواسی عاقل نیست!

عبدالله بن سنان مى‌گوید: مردی از آشنایان ، در وضو گرفتن و نماز خواندن، وسوسه داشت، و با اینکه چندین بار اعضاء وضو را مى‌شست، ولى باز به دلش نمى‌چسبید و آن را نادرست مى‌پنداشت و دوباره تکرار مى‌کرد.

روزی در حضور امام صادق که درود و سلام خدا برو و خاندام پاکش باد بودم که او به خاطرم آمد. به امام عرض کرد: با اینکه او یک مرد عاقلی است، اما در وضو وسواس دارد.

امام صادق (ع) فرمود: این چه عقلى است که در او وجود دارد؟ و چه عاقلی است که از شیطان پیروى مى‌کند؟

شگفت زده پرسیدم: چگونه از شیطان پیروى مى‌کند؟

امام فرمود: از خود او بپرس که این وسوسه کارى، از کجا به سراغ او می‌آید؟، خودش جواب خواهد داد که :از کار شیطان است.

چرا که او به خوبی مى‌داند که وسوسه و سستی در اراده، از القائات شیطان است، زیرا خداوند مى فرماید: "من شر الوسواس الخناس - الذى یوسوس فى صدور الناس؛ پناه مى برم از شر وسوسه‌هاى شیطان مرموز، که در سینه‌هاى انسانها وسوسه مى‌کند"(سوره ناس آیه 4، 5)

ولى او هنگام عمل بر اثر ضعف اراده‌، قادر بر جلوگیرى از اطاعت شیطان نیست.

آنچه از کلام والای امام می‌توان استخراج کرد این است که: عقل باید تقویت کننده‌ی اراده وموجب تشخیص درست از نادرست و درک وسوسه‌های شیطانی از الهامات ربّانی باشد.

و کسی را می‌توان عاقل شمرد که: راه را بشناسد و در آن استوار و مصمم پای نهد، بی آنکه اضلالات شیطانی او را به یمین و یسار کشاند، یا آنکه به سستی از راه بازش دارد.

و دست‌آویز عاقلِ اینچنینی، در این مسیر؛ پناهندگی به خدای بزرگ و دست‌گیر است،

هماگونه که خود آموخته: قل اعوذ بربّ ... 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS