دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احترام به شهدا

No image
احترام به شهدا

احترام به شهدا

او تجلیل از شهداى راه دین و فضیلت را بر خود لازم مى شمرد و در فرصت هاى مناسب، از آنان یاد مى کرد و در مجالس و یادواره هاى آنان شرکت مى کرد. آیت الله مولانا بر این باور بود که شهداى عزیز، در حفظ مملکت اسلامى جان را فدا کرده اند و از همه چیزشان گذشته انداز جوانى و آرزوهاى شیرین آن چشم پوشیدند و با اخلاص تمام به شهادت رسیدند. آنها با ایثار و جهاد خود، دشمن را شکست دادند، امّا به مقامات عالى معنوى نایل آمدند و در واقع، تداوم بخش راه شهداى کربلا محسوب مى شوند. آن بزرگوار در مقدمه کتاب «به رنگ آفتاب» که در ترسیم گوشه هایى از معنویات هشت سال دفاع مقدّس تألیف شده و توسط بنیاد نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجى به چاپ رسیده است، در این زمینه مى نویسد:

«شهیدان از همه چیز این زندگى گذشتند و در همین راه جان باختند و خود را از همه تعلقات و لذّات این زندگى آزاد ساختند و تنها رضا و خشنودى پروردگار را در نظر گرفتند و کسب مال و جاه و مقام، همه در نظر آنها بى ارزش بود و آنچه ارزش داشت، اعتلاى اسلام بود.[11]

گشاده رویى، برخورد گرم و صمیمانه و پاسخ به پرسش هاى دینى از عواملى بود که موجب شد تا جوانان متدین تبریز، آیت الله مولانا را به عنوان پشتوانه و پناهگاه اجتماعى و معنوى خود بدانند. آنان در اوقات نماز و در مناسبتهاى مختلف به منزل و یا مسجد استاد و شاگرد شتافته، جان و روح خود را با نفس هاى گرم، سخنان ملکوتى و رهنمودهاى حیات بخش و معنوى این شخصیت خودساخته جلا مى بخشیدند و از صمیم قلب، به او ارادت مى ورزیدند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS