دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخذ کفیل

No image
اخذ کفیل

قرار اخذ كفیل، كفالت، شرایط كفیل، وجه‌الكفاله، پایان كفالت

نویسنده : خسرو بهمن یار

کفالت یکی از قرارهای تامین می باشد، در این نوع تامین، قاضی تحقیق آزادی متهم را موکول می‌کند به اینکه شخص دیگری حضور مُرتب متهم در مواقع احضار را در برابر مبلغ معینی وجه، تعهد و کفالت نماید. ماده ، کفالت را چنین تعریف می‌کند:

«کفالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل طرف دیگر، احضار شخص ثالثی را تعهد می‌کند. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفولٌ له می‌گویند»(مفاد ماده 734 قانون مدنی)

شرایط کفیل:

کفیل باید اهلیت قانونی داشته باشد. اشخاص غیر رشید و صغار و مجانین، اهلیت کفیل شدن را ندارند. به‌علاوه کفالت شخصی پذیرفته می‌شود که اعتبار او برای پرداخت وجه‌الکفاله، محل تردید نباشد. تشخیص این امر به‌عهده قاضی صادر کننده قرار است که از طریق زیر حاصل می‌شود.: شناختن شخص بازپرس، ارائه سند مالکیت، اوراق سهام، جواز کسب و ... .

ترتیب صدور قرار کفالت:

1) صدور قرار اخذ کفیل از طرف قاضی تحقیق که یک عمل قضایی بوده و حالت آمرانه دارد.

2) صدور قرار قبولی کفالت: قاضی تحقیق پس از این‌که شرایط کفیل معرفی شده از سوی متهم را کافی دانست، اقدام به صدور و قرار قبولی کفالت می‌کند.

میزان وجه‌الکفاله:

تعیین میزان آن برعهده مقام قضایی صالح است که باید متناسب با اهمیت جرم باشد وکمتر از خسارتهای احتمالی نباشد.

«تامین باید با اهمیت جرم و شدت مجازات و دلایل واسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بین رفتن آثار جرم و سابقه متهم و وضعیت مزاج و سن و حیثیت او متناسب باشد» (مواد 134 قانون آئین دادرسی کیفری)

ترتیب احضار متهم:

در مواقع لازم، مقامات قضایی با اخطاریه به خود متهم، او را ملزم به حضور و معرفی خود می‌کنند. اگر متهم حاضر نشود با اخطار واقعی (بنابر نظر دیوان کشور در رأی وحدت رویه 2042-5/5/1340) به کفیل، احضار او را خواستار می‌شوند و کفیل 20 روز از تاریخ اخطار مهلت دارد که متهم را تسلیم کند؛ و الا به دستور دادستان وجه‌الکفاله اخذ خواهد شد. کفیل و متهم می‌تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ دستور، به دادگاه شکایت کرده و دلایل زیر را ارائه کند:

1) اثبات حضور به موقع

2) اثبات عذر موجه

3) اثبات فوت متهم قبل از موعد مقرر

4) اثبات معسر شدن پس از صدور قرار قبولی کفالت.

تذکر 1: خواستن متهم از کفیل، جز در موردی که حضور وی برای تحقیقات یا محاکمه یا اجرای حکم ضرورت دارد، ممنوع است.

تذکر 2: اگر متهم در موعد لازم حاضر نگردد و نیز کفیل عاجز از تسلیم ‌باشد و حکم برائت متهم صادر گردد، اخذ وجه‌الکفاله وجهه قانونی ندارد. امّا در صورت محکومیت، ابتداء خسارت‌های وارده به مدعی خصوصی پرداخت و مازاد به نفع دولت ضبط می‌گردد.

تذکر 3: کفیل یا وثیقه‌گذار در هر مرحله از دادرسی می‌توانند با معرفی و تحویل متهم از خود رفع مسئولیت نمایند.

پایان تعهد کفیل:

اگر حکم مجازات به اجرا گذاشته شد یا حکم تعلیق مجازات صادر و به اجرا درآمد یا به هر علتی پرونده خاتمه یافت، مسئولیت کفیل هم پایان می‌یابد.

مقاله

نویسنده خسرو بهمن یار
جایگاه در درختواره حقوق جزا و جرم شناسی - آیین دادرسی کیفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS