دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق هنجاری و اصول اخلاقی

No image
اخلاق هنجاری و اصول اخلاقی بخش اندیشه:
فلسفه اخلاق، شاخه‌اى از فلسفه است که به تفکر فلسفى در باب اخلاق، مسائل و احکام آن مى‌پردازد. دو حوزه اصلى فلسفه اخلاق، اخلاق هنجارى و فرااخلاق است. در قرن بیستم و در میان فیلسوفان تحلیلی، میان این دو حوزه اخلاقی، تمایزى مبنایى برقرار شد. فرااخلاق بررسى فلسفى ماهیت، توجیه، عقلانیت، شرایط صدق و شان احکام و اصول اخلاقى است. احکام و اصولى که بدون مضمون خاصشان در نظر گرفته مى‌شوند. بنابراین از آنجا که فرااخلاق، اخلاق و اصول اخلاقى را موضوع بررسى خود قرار مى‌دهد، آن را نوعى مطالعه درجه دوم دانسته‌اند. در مقابل نظریه‌هاى اخلاق هنجاری، خود گزاره‌هایى اخلاقى هستند و بنابراین اخلاق هنجاری، مطالعه درجه اول است. مطالعات هنجارى اخلاق را از حیطه فلسفه اخلاق خارج کردند. چنین تفکرى چندان به طول نینجامید و امروزه اخلاق هنجارى یکى از مهمترین موضوعات مورد بررسى فیلسوفان اخلاق است. فلاسفه معاصر اگرچه به موضوعات فرااخلاقى همچون مباحث روانشناسی، معرفت شناسى و وجودشناسى و معناشناسى اخلاق اهمیت شایانى مى‌دهند، در آشکار نمودن مواضع هنجارى خود نیز احساس آزادى بیشترى مى‌کنند. فلسفه اخلاق معاصر را مى‌توان چالشى میان دو سنت واقع گرایى وغیرشناخت گرایى دانست. واقع گرایى اخلاقی، مدعیات اخلاقى را گزاره‌هایى صدق و کذب پذیر و بیانگر باورهایى نسبت به واقعیت مى‌داند. در مقابل غیرشناخت واقع‌گرایی، معتقد است که مدعیات اخلاقى بیانگر هیچ‌گونه باورى نیستند و بنابراین نمى‌توانند واقعا صادق و یا کاذب باشند. بر طبق دیدگاه غیر شناخت گرایی، مدعیات اخلاقى صرفا بیان احساسات نگرش‌ها یا توصیه‌هاى عملى هستند.

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS