دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اداى دین به زادگاه

No image
اداى دین به زادگاه

اداى دین به زادگاه

او پس از کسب مدارک عالى علوم اسلامى و تسلط بر استنباط احکام الهى تصمیم گرفت به وطن بازگردد. وى حضور در جامعه محروم افغانستان را از هر کشور اسلامى دیگر ضرورى تر مى دانست. او با اینکه مى توانست در هر کشور اسلامى که خواست سکونت گزیند و به تدریس و ارشاد بپردازد و همسرش هم عراقى بود و براى سکونت در عراق هیچ مشکلى نداشت، تحمل مشکلات وطن را بر آسایش حضور در کشورهاى دیگر مقدم داشت.

وى خدمت به مردم افغانستان را دینى بر گردن خویش مى دانست که باید ادا مى شد.[15]

او از فقر فرهنگى و معنوى حاکم بر کشورهاى اسلامى و اختلافات مذهبى نژادى به شدت رنج مى برد و چهار راه نجات را آشنایى با علوم و تمدن اسلامى مى دانست. این حرکت حساب شده وى سرمشق خوبى براى اندیشمندان مسلمان به خصوص افغانستان که باید وظیفه خود را در برابر وطن و مردم، تحت هر شرایط سختى انجام دهند، بود.

در بهار 1354ش با اخذ وکالت نامه هاى تام الاختیار از آیات خوئى و امام خمینى عازم افغانستان شد و در شهرهاى مختلف از جمله هرات، کابل و مزار شریف مورد استقبال علماء و مردم قرار گرفت.

ایشان در ضمن جلسات دید و بازدید و ملاقاتها با مردم، عوامل مؤثر در عقب ماندگى جامعه افغانستان را چنین برمى شمرد:

1 - جهل و بى سوادى توده مردم

2 - اختلاف علما و روشنفکران

3 - عدم هماهنگى علماى شیعه و سنى در مسائل مورد توافق همه مسلمانان و...

4 - نبود برنامه دقیق براى جهت گیریهاى تبلیغاتى بین علماى شیعه و سنى.[16]

بحر العلوم معتقد بود با تربیت افراد باسواد و آشنا به مسائل اسلامى و فنون علمى روز، مى توان گامهایى مؤثر براى شکوفایى و استقلال فرهنگى و سیاسى کشور برداشت.[17]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS