دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتش

رزمندگان مایه پیروزی دین و قلعه های حاکمانند.
ارتش
ارتش

ارتش

قال امیرالمؤمنین علیه السلام: «الْجُنُودُ عِزُّ الدِّینِ وَ حُصُونُ الْوُلَاة» (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم حدیث7671)

نیروی نظامی قسمت لاینفک جامعه است که برای حفظ حکومت و دفاع از کیان اسلامی ضروری است. از مردم در لسان شارع تعبیر به عیال الله آمده است[1]و تأکید خاصی بر محبت نسبت به آنها و نفع رساندن به ایشان شده است.[2] و چه نفعی بالاتر و ضروری تر از حفظ جان و مال انسانها!

اسلام دین جنگ و خشونت نیست اما در جای خود دفاع از خود و خانواده و جان و مال علاوه بر اینکه مذموم نیست بلکه مقدس نیز شمرده شده است تا جایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:

« مَنْ رَدَّ عَنْ قَوْمٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَادِیَةَ [مَاءٍ] أَوْ نَارٍ أُوجِبَتْ لَهُ الْجَنَّة»[3]

هر کس تجاوز [آب] یا آتشى را از گروهى از مسلمین برگرداند، بهشت برایش واجب گردد.

و حال اگر آتش ظلم دشمن و یا سیل فتنه به سوی مردم حمله کند کیست که از آنها حمایت کرده با نثار جان خویش رضایت خداوند را جلب کند؟

حضرت در حدیث شریف «الْجُنُودُ عِزُّ الدِّینِ» لشکریان و رزمندگان را برای دین ضروری می‌داند و علاوه بر آن عزت دین را در گرو وجود رزمندگان و قوای نظامی می‌داند. عزیز به معنی شکست ناپذیر است و حضرت اشاره می‌کند که اگر دین بخواهد شکست نخورد باید برای خورد نیروهای دفاعی تدارک ببیند. علاوه بر کیان و وطن خاکی، دین نیز به وجود رزمندگان و لشکریان نظامی نیاز دارد و این همان جنبه قدسی جبهه و جنگ است. 

پی نوشت:
[1] . «الخلق عیال الله ...» کلینی، محمد، الکافی (اصول)، اسلامیه، تهران، 62 ج 2 ص 164.
[2]. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: «الْخَلْقُ عِیَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ سُرُورا»همان
[3] . همان ص 165

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS