دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از دست ندادن فرصت

ای اباذر! چه بسا کسانی که روز خود را به پایان نمی رسانند و کسانی که در انتظار فردا می باشند؛ ولی به آن نمی رسند.«مجموعه ورّام، ج2، ص52»
از دست ندادن فرصت
از دست ندادن فرصت

از دست ندادن فرصت

قال رسولُ اللهِ: «یا أباذرّ! کَم مِن مُستَقبِلٍ یوماً لایَستَکمِلُهُ و مُنتظِرٍ غداً لاَبلُغُهُ»

شاید هر یک از ما در زندگی فرصت‌های خوبی را از دست داده باشیم و بعدها افسوس از دست دادن آنها را خورده باشیم به طوری که در روایات از دست دادن فرصت‌های زندگی به سخت‌ترین غصّه‌ها تعبیر شده است.

حضرت علی(ع) در این‌باره می‌فرمایند:

«أشدُّ الغُصَصِ فَوتُ الفُرَصِ»[1]

سخت‌ترین غصّه‌ها از دست رفتن فرصت‌ها است.

در این میان اگر انسان فرصت‌های مادّی زندگی خود را از دست بدهد اگرچه قابل برگشت نباشند اما چندان مهم نیست. ولی فرصت‌ها و لحظه‌های زندگی و فرصت جوانی اگر از دست انسان خارج شد دیگر قابل برگشت نیست. فرصت جوانی بهترین فرصتی است که انسان آن را در راه عبادت و بندگی خدا به کار گیرد. اگر انسان در جوانی به دنبال کسب فضائل انسانی نباشد قطعاً در بزرگسالی نخواهد توانست که خود را تربیت و اصلاح کند. شاعر چه خوب سروده است که:

هر که در خردیش ادب نکنند       در بزرگی فلاح از او برخاست

   چوب تر را چنانکه خواهی پیچ     نشود خشک جز به آتش راست

بنابراین فرصت جوانی بهترین دوران برای اصلاح و تربیت نفس است این فکر و اندیشه که انسان در پیری به فکر عبادت و خودسازی و توبه بیفتد از وسوسه‌های شیطانی است چرا که هیچ کس از آینده خود خبر ندارد. حضرت امام خمینی(ره) که خود یک عارف کامل می‌باشند در این‌باره خطاب به جوانان می‌فرمایند: «از مکائد شیطان این است که انسان را، هی توجه می‌دهد به اینکه: خوب حالا که تو جوان هستی، حالا که تو وقت نشاطت است، خوب إن شاء الله وقتی پیر شدی آن وقت جبران می‌کنی کارها را، و این یک امری است که نخواهد شد، انسان اگر در جوانی تهذیب کرد خودش را شده است، اگر بگذارد تا به پیری برسد هم قوای خودش ضعیف می‌شود و هم آن درختی که در دل انسان، شیطانی کاشته است قوی می‌شود و آن درخت را نمی‌شود با یک اراده ضعیف، انسان بکند».[2] این همه تأکید برای از دست ندادن فرصت جوانی برای اصلاح و تهذیب نفس به خاطر این است که قلب جوان هنوز پاکی و نورانیّت خود را از دست نداده است و لذا بیشتر می‌تواند در این راه قدم بردارد حضرت امام خمینی(ره) در جای دیگری در این باره می‌فرمایند: «قلب جوان لطیف و ملکوتی است و انگیزهای فساد در آن ضعیف می‌باشد لیکن هرچه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قوی‌تر و محکمتر می‌گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست».[3] 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS