دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصحاب فیل

No image
اصحاب فیل

كلمات كليدي : اصحاب فيل، ابرهه، يمن، مكه، ابابيل، تاريخ

نویسنده : منيره شريعت جو

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند] چه کرد؟! (1)

آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟! (2)

و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد، (3)

که با سنگهاى کوچکى آنان را هدف قرار مى‌دادند (4)

سرانجام آن ها را همچون کاه خورده ‌شده (و متلاشى) قرار داد! (5)[1]

اصحاب فیل

پس از واقعه اخدود[2] و سختگیری یهودیان نسبت به مسیحیان یمن، مردم این منطقه از امپراطوری روم درخواست کمک نمودند، در نتیجه، فرمانروای حبشه به فرمان امپراطور روم حاکمی را به سمت این سرزمین فرستاد. وی پس از جنگ با ذونواس، حاکم یمن، حکومت این منطقه را به دست گرفت، ضمن ارائه تاریخ های گوناگون، طبق نظر اکثر مورخان چهل سال پیش از بعثت رسول اکرم(ص)، سپاهی از یمن، که به اصحاب فیل معروف است به فرماندهی ابرهه، با هدف ویرانی کعبه، راهی این منطقه گردید و "محمود" نام فیلی است که ابرهه بر آن سوار بود. [3]

انگیزه حمله

پس از آن که "ابرهه" فرمانروای مطلق یمن گشت، کلیسای باشکوهی در "صنعا" ساخته و در نامه‌ای به نجاشی پادشاه حبشه نوشت:

«اى پادشاه! من در اینجا براى شما معبدى ساخته‌ام که هیچ پادشاهى پیش از آن نتوانسته نظیر آن را بنا کند و قصد من این است که به هر وسیله‌ای که شده آن را بدان پایه از عظمت برسانم که اعراب براى مراسم حج خویش بدین جا بیایند و ایشان را از مکه منصرف سازم.»

پس از انتشار متن نامه، در مخالفت با این اقدام، یکی از اعراب به این کلیسا رفته و آن جا را آلوده ساخت، ابرهه نیز در مقابل، سوگند یاد نمود که خانه کعبه را ویران سازد،[4] برخی انگیزه‌های سیاسی را هم دخیل دانسته‌اند.

سلطه حبشه و امپراطوری روم بر سرزمین‌های عربی، ایجاد پایگاهی در برابر ایران و حذف واسطه‌گری ساسانیان در روابط تجاری روم با سیلان و هند، ابرهه را بر آن داشت که از موقعیت، استفاده نموده، به مکه حمله نماید.[5]

سرانجام اصحاب فیل

در مخالفت با این اقدام، بزرگان و قبایلی چند به صورت جداگانه، در مسیر مکه با ابرهه به جنگ پرداختند که همه آنها با شکست مواجه شدند، پیش از ورود به مکه در ابتدا، یکی از سرداران ابرهه به نام "اسود بن مقصود" به فرمان وی به غارت اموال مردم این منطقه دست زد که از جمله این اموال شتران عبدالمطلب بود.

در روایات تاریخی آمده است در ملاقاتی که بین عبدالمطلب به همراه دو تن از بزرگان مکه با ابرهه صورت گرفت وی حاضر نشد در مقابل ثلث اموال مردم تهامه از خرابی کعبه صرف نظر نماید. همچنین آمده است عبدالمطلب، در حالی که هیبت و شکوه او ابرهه را به خود جذب نموده بود با وی دیدار نموده و از او درخواست آزادی شترانش را نمود، ابرهه که فکر می‌نمود خواسته عبدالمطلب درباره ویران ننمودن کعبه می‌باشد، پس از شنیدن این جمله که؛

«من صاحب شتران هستم و کعبه نیز صاحبی دارد که از آن محافظت می‌نماید »

آماده ورود به مکه به منظور تخریب کعبه گردید، عبدالمطلب نیز مردم را از مکه خارج ساخت و از خداوند طلب یاری نمود.

ابرهه هنگامی که می‌خواست تصمیم خویش را عملی سازد، سپاهیان وی با حادثه‌ای مواجه گشتند که منجر به نابودی آنان شد، این حادثه در قرآن کریم در سوره "فیل" بیان شده است.

ابرهه که از صحنه حادثه جان سالم به در برد به سبب بیماری‌ای که در اثر این واقعه به آن دچار گردید در یمن جان خود را از دست داد.[6] این واقعه چنان مهم بود که آن سال در نزد عرب به "عام الفیل" مشهور گشته و مبدئی برای تاریخ گردید. [7]

درباره جزئیات نابودی سپاه ابرهه نظرات مختلفی وجود دارد؛ یکی این که گروهی از پرندگان به نام ابابیل[8] از سمت دریا در حالی که سه سنگریزه برمنقار و پاها داشتند به سپاهیان حمله نمودند که با اصابت هر کدام از سنگ ها بدن فرد متلاشی گشته یا دچار تاول‌هایی‌ می‌شد.[9] نظر دیگر این که عامل نابودی سپاه ابرهه سنگریزه های مذاب آتشفشانی است که بر اثر اصابت، فرد دچار جراحاتی آبله گون گشته و نابود می شد.[10]

به هر حال، این حادثه به هر گونه‌ای که رخ داده باشد، با معجزه‌ای که خداوند نیز آن را در قرآن بیان نموده است با شکست مواجه شده و مکانی که بر پایه توحید به دست حضرت ابراهیم(ع) بنا گشته بود از معرض نابودی در امان ماند.

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS