دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصول و مبانی تابعیت

No image
اصول و مبانی تابعیت

تابعیت، اصول تابعیت، قواعد تابعیت، لزوم تابعیت، وحدت تابعیت، سیستم خاك، سیستم خون

مقدمه قرارداد لاهه مصوب 12 آوریل 1930 میلادی، به جامعه بین‌المللی توصیه می‌کند که:

«به نفع عموم جامعه بین‌المللی است که هر فرد دارای یک تابعیت باشد و به غیر از آن تابعیت دیگری نداشته باشد».

از این توصیه قرارداد لاهه، دو اصل اساسی استنتاج می‌شود که عبارتند از:

1) اصل لزوم تابعیت: هر فردی باید دارای تابعیتی باشد.

2) اصول وحدت تابعیت: هر فردی باید دارای تابعیت واحد باشد و بیش از یک تابعیت نداشته باشد.اصل سومی هم مورد قبول کشورهای مختلف است که عبارت است از:

3) اصل تغییرپذیری تابعیت: تابعیت یک امر دائمی و زوال‌ناپذیر نیست و امکان تغییر آن وجود دارد.

بنابر اصل اوّل تابعیت، هر فرد باید تابعیتی داشته باشد؛ که علاوه بر قواعد و عرف بین‌المللی، تصدیق این امر از مسلمات عرفی در جامعه کنونی بین‌المللی است.

دانشمندان حقوق بین‌الملل از اصل یاد شده، دو نتیجه گرفته‌اند که هر کدام را قاعده‌ای نامیده‌اند: اول آن که هر فردی به محض تولد بایستی تبعه دولت معینی باشد. این تابعیت ممکن است به یکی از دو طریق سیستم خاک یا سیستم خون از جانب دولت متبوعش به وی تحمیل شود. دوم آن‌ که هیچ فردی نمی‌تواند ترک تابعیت کند مگر آن که تابعیت دولت دیگری را بپذیرد.

متأسفانه برخلاف اصل فوق‌الذکر و دو قاعده منتج از آن، باز هم مواردی یافت می‌شود که اشخاص بدون تابعیت هستند.

دلایل بی‌تابعیتی اشخاص:

1) تعارض قوانین:

مثلاً شخصی از پدر و مادری که کشورش سیستم خاک را قبول دارند، در کشوری به دنیا بیاید که سیستم خون را قبول دارد و در این صورت طفل متولد شده بدون تابعیت می‌ماند.

2) در اثر مهاجرت:

مانند اتباع روسیه شوروی که پس از انقلاب اکتبر 1917 میلادی، به کشورهای خارجی فرار کردند و دولت جدید روسیه اعلام کرد که دیگر آن‌ها را تبعه خود نمی‌شناسد و کشورهای دیگر نیز افراد یاد شده را به تابعیت خود نپذیرفته بودند.

3) بر اثر مجازات:

در صورتی که شخص به عنوان مجازات یا در اثر مجازاتی که درباره‌اش اعمال می‌شود، تابعیتی را که دارد از دست بدهد. در حالی که هنوز به تابعیت کشوری در نیامده است.

4) در اثر قانون خاص:

گاهی ممکن است در برخی قوانین داخلی کشوری مقرر گردد، چنان چه افرادی به قصد ترک وطن، برای مدتی از کشور خود به مکانی دیگر بروند، تابعیت از آن‌ها سلب خواهد شد. در این صورت اگر چنین اشخاصی تابعیت کشور محل سکونت خود را کسب نکرده باشند، بدون تابعیت خواهند ماند.

5) بر اثر اختیار:

گاهی قانون شخصی را مخیر می‌کند که بین دو تابعیتی که می‌تواند اختیار کند، یکی را انتخاب نماید و او هیچ کدام را نمی‌پذیرد که در این صورت نیز شخص بدون تابعیت می‌گردد.

مطابق اصل اول برای این‌که وضع حقوقی شخص و حقوق و تکالیف وی مشخص شود، باید شخص مزبور دارای تابعیت باشد یعنی تحت حمایت حقوقی و سیاسی کشوری قرار گرفته باشد و مطابق اصل دوم هر فرد تنها می‌تواند از حمایت یک کشور و سیستم حقوقی آن بهره‌مند شود.

برخلاف اصل دوم تابعیت (اصل وحدت تابعیت) ممکن است کسی بیش از یک تابعیت یعنی تابعیت مضاعف داشته باشد. و بالاخره بر اساس سومین اصل تابعیت ممکن است تابعیت یک شخص بر اثر عوامل گوناگونی مانند ازدواج و یا موارد دیگری تغییر یابد.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل خصوصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS