دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افطسیه

No image
افطسیه

نویسنده : ولي عبدالهي

كلمات كليدي : افطسيه، افطس، حسين بن حسن بن علي، ابن طباطبا، ابوالسرايا

از جمله گروههایی که برضد بنی­عباس در زمان مأمون دست به قیام زدند، گروهی موسوم به افطسیه است که از پیروان حسین بن حسن بن علی بن علی بن حسین بن علی(ع) معروف به افطس بودند. در ابتدا از پیروان ابن طباطبا از رهبران زیدیه بود و بعد با ابوالسرایا و سپس با محمد بن جعفر بن علی به قیام خود ادامه داد. تاریخ این گروهها برای نشان­دادن ضعف دولت عباسی و سیاستهای عباسیان در قبال این قیامها مورد استفاده است.

معنی افطس

افطس به معنی کسی است که استخوان بینی­اش فرورفته باشد و به همین سبب بینی­اش پهن باشد. ظاهرا حسین بن حسن بن علی به دلیل چنین ظاهری به این اسم ملقب می­شود.[1]

ورود افطس به مکه

گفته­ شده وی در آغاز، دعوت ابن­طباطبا را رواج می­داد و بعد از مرگ ابن طباطبا به مکه رفت.[2] اما مشهور این است که او به دستور ابوالسرایا به فرمانداری مکه منسوب شد و همچنین سرپرست حجاج شد. چون داود بن عیسی از سران لشگر بنی­عباس فهمید که افطس به نزدیکی مکه رسیده، تصمیم به خروج از مکه گرفت. از طرفی مسرور با عده­ای از نظامیان به جنگ با افطس آماده می­شدند اما عیسی بن داود به دلیل ماه حرام با جنگ مخالف بود.[3] مسرور به داود گفت: ملک و حکومت خود را به دشمن تسلیم می­کنی که درباره دین و حرمت و مال تو ارزشی قائل نیست.

داود گفت: من ملکی ندارم، به خدا با آنها(بنی­عباس) ماندم تا پیر شدم و برای من حکومتی قرار ندادند تا اینکه پیر شدم و عمرم تمام شد! از حجاز جز به اندازه زندگی­ام به من نسپرده­اند. این ملک از آن تو و امثال تو، اگر می­خواهی نبرد کن!![4] به این ترتیب داود از جنگ کناره گرفت و مسرور نیز نجنگید وبه عراق بازگشت. به این ترتیب مکه از حضور عباسیان خالی شد و حسین بن الحسن الافطس با عده کمی پیش از غروب عرفه وارد مکه شد و بعد از طواف و سعی بن صفا و مروه به سوی عرفه رفت. مردم که در چند روز سرپرست نداشتند نماز صبح را در مزدلفه به امامت افطس خواندند. این واقعه در حج سال 199هـ ق اتفاق افتاده است.[5]

افطس در مکه

در نخستین روز سال 200 هجری پس از اینکه حاجیان پراکنه شدند، پشت مقام بر فرشی دیبا نشست و دستور داد تا پرده کعبه را بازکنند ، آنگاه دوجامه از ابریشم ظریف که ابوالسرایا برای او فرستاده بود را برکعبه پوشاند. این عمل از جمله اقدامات سیلسی برعلیه بنی­عباس بود که ابوالسرایا در نامه­ای که به همراه جامه کعبه برای افطس فرستاده بود، به ان اشاره کرده­است: اصفر بن اصفر، ابوالسرایا، دعوتگر آل محمد برای پوشش کعبه این را سفارش داده است تا پوشش ستمگران بنی­عباس را از کعبه بردارند و پاک کنند. افطس نیز جامه قبلی کعبه را بین علویان و پیروانش به ترتیب منزلتی که در نزد وی کسب کرده بودند، تقسیم کرد. سپس اندوخته کعبه که نزد عباسیان بود را به تصرف خود دارآورد و به خانه کسانی که از بنی­عباس سپرده­ای داشتند، حمله کرد و آن اموال را بازپس می­گرفت و اگر اموالی نمی­یافت به شکنجه افراد می­پرداخت تا اعتراف کنند که از پیروان سیاه جامگان عباسی هستند. کسی که شکنجه این افراد را به عهده داشت فردی به نام محمدبن مسلمه از اهالی کوفه بود. خانه او به شکنجه خانه معروف شده بود و بسیاری از مردم به این بلا گرفتار شدند. این کسب اموال به طلاکاریهای و چوبهای ساج و آهن پنجرههای زمزم و مسجدالحرام نیز سرایت کرد و به بهای ناچیزی فروخته شد.[6]

بیعت با محمد بن جعفر

وقتی حسین بن حسن و یارانش دیدند که مردم نسبت به رفتارشان نارضایتی دارند و از طرفی خبریافتند که ابوالسرایا کشته شده و علویان در عراق پراکنه شدند و حکومت به عباسیان بازگشته، به نزد محمد بن جعفر(ع) رفتند که نزد مردم محبوب بود و از وی تقاضا کردند که رهبری ایشان را به عهده بگیرد. محمد مردی زاهد و عالم بود و از پدر خویش (امام صادق (ع)) برای مردم حدیث نقل می­نمود. وی در ابتدا پیشنهاد ایشان را نمی­پذیرفت اما بعد از اصرار در ششم ربیع الاول، بعد از نماز جمعه به همراه عده­ای از مردم مکه و اطراف آن با او بیعت کردند و لقب امیرالمومنین را براو نهادند. گفته شده که وی اولین نفر از علویان است که به امیرالمومنین خوانده شده است.

اشتباهات افطس

افطس که قبل از بیعت با محد بن جعفر به اعمال و رفتار ناخوشایند با مردم پرداخته بود، بعد از این نز به اعمال ناشایست و منکرات خود ادامه داد و این درحالی بود که علی فرزند محمد بن جعفر نیز با ایشان همراه شده بود و به اعمال قبیح دست زدند. این اعمال مردم را وادار کرد که بازار را تعطیل کنند و به نزد محمد بن جعفر دادخواهی کنند و او را تهدید به خلع و قتل کردند. در تاریخ دیگر از افطس نامی نیامده و تا این حدود از زندگی او بیان شده­است.

شکست محمد بن جعفر

اسحاق بن موسی که از سرداران بنی عباس بود از یمن آمد و در نزدیکی مکه اردوگاه زد. علویان به نزد محمد بن جعفر آمدند و از محمد خواستند که با وجود خندق و همذاه آنان با لشگر اسحاق به مبارزه بپردازد. به این ترتیب بعد از جنگ و نبرد، اسحاق صحنه را ترک کرد و به عراق رفت. در بین راه ورقاء بن جمیل با یاران خود و عده­ای از یاران جلودی به اسحاق رسیدند و از او درخواست کردند که با آنان به سوی مکه رود و به نبرد بپردازند. این بار در نزدیکی بئر میمون با لشگر محمد بن جعفر جنگیدند و در روز بعد محمد عقب نشینی کرد و قاضی مکه را برای امان گرفتن برای خروج از مکه به سوی اسحاق و ورقا فرستاد. ایشان نیز سه روز مهلت دادند تا مکه را ترک کنند و بعد از سه روز در جمادی الآخر مکه به دست عباسیان افتاد و بعدانیز محمد بن جعفر دسگیر شد و برای مأمون از او بیعت گرفتند.[7]

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - زیدیه - سایر فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS