دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام صادق( علیه السلام) فرمودند:« المُتََّقونَ شیعةُ علیٍّ، و الغَیبُ فَهُوَ الحُجةُ الغائبِ»

امام صادق(ع) فرموده اند: متقین شیعیان علی ( ع)، و غیب، حجت غایب است.( کمال الدین و اتمام النعمه، ج2ٍ ص 14، ح 20)
امام صادق( علیه السلام) فرمودند:« المُتََّقونَ شیعةُ علیٍّ، و الغَیبُ فَهُوَ الحُجةُ الغائبِ»
امام صادق( علیه السلام) فرمودند:« المُتََّقونَ شیعةُ علیٍّ، و الغَیبُ فَهُوَ الحُجةُ الغائبِ»

امام صادق(ع) در مورد آیه شریفه «الم * ذلکَ الکتابُ لا ریبَ فیه هُدی للمتقین* الذینَ یُومِنونَ بالغَیب» ( بقره/  1-3) فرموده اند:« المتقون شیعه علی، و الغیب فهو الحجه الغائب» متقین شیعیان علی ( ع)، و غیب، حجت غایب است.( کمال الدین و اتمام النعمه، ج2ٍ ص 14، ح 20)

مهدی باوری شرط هدایت پذیری است

مهدی شناسی و مهدی محبی ، سالک را به مقام "مهدی باوری" می رساند و مقام والای مهدی باوری ، سرحلقه اتصال سالک به مقام رفیع خدا باوری و قرآن باوری می گردد. بیدین سان " مهدی باوری" با مقام "قران باوری" در پیوندی تکوینی و ناگسستنی است؛ تا جایی که در آغازین آیات سوره بقره، بر این پیوند پر رمز و راز تاکید می گردد و هدایت پذیری از قرآن ، ویژه پرهیزگارانی معرفی می شود که به غیب و حجت غائب ایمان دارند و چرا اینگونه نباشد، در حالی که حجت غایب ما، شریک و عدل قرآن، تجسم یافته قرآن، ودیعه دار حقایق و اسرار قرآن، زنده کننده قرآن و حاکمیت بخش و برپادارنده آن در سرتاسر جهان است.

او که محبت و عشقش است که در عمق روح محبانش موج ایجاد می کند و دل و جانشان را به تب و تبا می افکند ؛ نماز اوست که جان نمازهاست و شیفتگان را به معراج گاه نماز می کشاند؛ صوم و صیام اوست که سوختگان را به امساک از غیز دوست دعوت می کند؛ قرائت قرآن اوست که شیعیان را به جانب قرآن گسیل می دارد و به خاطر همین پیوند عمیق است که هدایت پذیری حقیقی از قرآن فقط برای مهدی باوران میسر است و تلاوت ظاهری قرآن برای منکران مهدی(علیه السلام) جز خسران و زیان چیز دیگری نیست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS