دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انس با عارفى بزرگ

No image
انس با عارفى بزرگ انس با عارفى بزرگ

آیت الله معصومى با عارف سالک، مرحوم سیّد مرتضى کشمیرى معاشرت داشت و با آن عارف وارسته و پرهیزکار همنشین بود. در همین زمینه، شهید دستغیب داستان زیر را از آیت الله کشمیرى نقل کرده است:

«سیّد جلیل، جناب آقا سیّد على نقى کشمیرى فرزند صاحب کرامات باهره، مرتضى کشمیرى فرمود: شنیدم از فاضل محترم جناب آقاى سیّد عباس لارى که فرمود: در اوقات مجاورت در نجف اشرف براى تحصیل علوم دینیّه، روزى از ماه مبارک رمضان، طرف عصر خوراکى براى افطار خود تدارک کرده، در حجره گذاردم و بیرون آمده، در را قفل کردم و پس از اداى نماز مغرب و عشا و گذشتن از شب برگشتم مدرسه براى افطار کردن.

چون به در حجره رسیدم، دست در جیب نموده، کلید را نیافتم. اطراف داخل مدرسه را فحص کردم و از بعض طلاّب که در مدرسه بودند، پرسش نمودم. کلید را نیافتم. بواسطه فشار گرسنگى و نیافتن راه چاره، سخت پریشان شدم. از مدرسه بیرون آمده، متحیّرانه در مسیر خود تا به حرم مى رفتم و به زمین نگاه مى کردم.

ناگاه مرحوم حاج سیّد مرتضى کشمیرى اعلى الله مقامه را دیدم. سبب حیرتم را پرسید. مطلب را عرض کردم. پس با من به مدرسه آمدند. نزد حجره ام فرمودند: مى گویند نام مادر موسى را اگر کسى بداند و بر قفل بسته بخواند، باز مى شود. آیا جدّه ما حضرت فاطمه(علیها السلام) کمتر از اوست؟ پس دست به قفل نهاد و ندا کرد «یا فاطمه» قفل باز شد[8]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS