دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان نیازمند به خدا

همه چیز در برابر خدا خاشع و همه چیز با یاری او بر جای مانده است. خدا بی نیاز کننده هر نیازمند است.
انسان نیازمند به خدا
انسان نیازمند به خدا

انسان نیازمند به خدا

قال علی(ع) :« کلّ شئ خاشع له وکل شئ قائم به، غنی کلّ فقیر »(نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی، خطبه 159)

اگر انسان خود را فقیر بداند به سراغ غنی خواهد رفت. غنی هیچ وقت سراغ غنی را نمی‌گیرد بلکه غنی دنبال آن است که غنی دیگری نباشد. غنی همیشه غنی را دفع میکند همچنان که دو قطب همنام یکدیگر را دفع می‌کنند و هیچ کدام نسبت به یکدیگر جاذبه‌‌ای ندارند. خداوند غنی است اگر انسان هم خود را غنی بداند دیگر خدا برای او هیچ جاذبه‌ای ندارد.[1]

انسان و نه تنها انسان بلکه تمام موجودات و کائنات محتاج به او و در برابر او ناچیز هستند. هر چیزی در مقابل خدا خاشع و مغلوب است.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

«کلّ غالب غیر الله مغلوبٌ[2]»

انسان باید در هر حالی همواره خود را محتاج به خدا بداند و دست نیاز به سوی او دراز کند.

خداوند در قرآن می‌فرماید :

«قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضّرّ عنکم ولا تحویلا[3]»

بگو کسانی را بجز خدا موثر می‌دانید بخوانید آنها نمی‌توانند ضرری و تغییری را از شما دفع کنند.

انسان باید یقین داشته باشد که او در سیطره قدرت الهی قرار دارد و او در هیچ حالی بی‌نیاز از او نیست.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

«عجبت لمن یشکُّ فی قدره الله و هو یری خلقه[4]»

تعجب می‌کنم از کسی که در قدرت خداوند شک می‌کند در حالی که آفرینشش را می‌بیند.

    پی نوشت:
  • [1] - حائری شیرازی، تنثیلات، قم، انتشارات شفق، چاپ اول، 1372هش ، جلد دوم ، ص64
  • [2] - آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش، حدیث1307
  • [3]- اسراء / 56
  • [4] - تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 1302

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS