دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اولیات

No image
اولیات

كلمات كليدي : اوليات، موضوع محمول، نسبت

نویسنده : مهدي افضلي

اولیات از جمله قضایایی است که کمتر کسی در بداهت و مبدا برهان بودن آن تردید کرده‌ است. منطق‌دانان و فیلسوفان متقدم اولیات را در زمره بدیهیات و دارای ارزش معرفتی بالا می‌دانستند، برخی از معاصران نیز که در بداهت برخی از مبادی که نزد گذشتگان بدیهی انگاشته می‌شد تردید کرده‌اند در خصوص اولیات آنرا دارای ارزش معرفتی‌ای می‌داند که گذشتگان از این‌گونه مبادی انتظار داشتند.

در تعریف اولیات گفته‌اند: قضایایی است که عقل بدون در نظرداشت سبب خارجی، ‌صرفا با تصور طرفین قضیه (موضوع و محمول) و تصور نسبت میان‌آندو، آن‌را تصدیق می‌کند. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود "کل بزرک‌تر از جزء است"، در این‌صورت برای تصدیق آن نیاز به چیز دیگر بیرون از خود قضیه نیست، صرف تصور "کل"، "جزء" و مفاهیم "کوچک‌تر" و "بزرک‌تر"، برای تصدیق به این‌که کل بزرگتر از جزء است کفایت می‌کند. چنان‌که در قضیه "اجتماع نقیضین ممکن نیست" نیز همین حکم صادق است. این‌‌گونه قضایا افزون بر کلیت‌شان ضرورت نیز دارند، لذا در میان مبادی برهان از جایگاه خاصی برخوردارند. اساس و زیر بنای تفکر آدمی همین اولیات است. ممکن است گفته شود مواردی‌که به عنوان قضایای اولی از آن یاد شد، از سوی برخی از اندیشوران مورد انکار قرار گرفته است. ولی باید دانست که اگر آن‌ها به چنین حکمی تصریح نکرده‌اند یا به دلیل آن بوده که معنای موضوع و محمول درست فهمیده نشده است یا این‌که از موضوع و محمول معنای دیگری را اراده کرده‌اند. و گرنه اگر کسی درک درستی از "اجتماع نقیضین" و "امکان" داشته باشد، بی‌درنگ به عدم امکان اجتماع نقیضین حکم خواهد کرد.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS