دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اَشکال اربعه

No image
اَشکال اربعه

كلمات كليدي : اَشكال اربعه، علم منطق، حد وسط ، قياس، حد اصغر، حد اكبر، قياس اقترانى

اَشکال جمع شکل به معنى صورت و هیئت و اربعه به معنى چهارگانه است. در اصطلاح علم منطق، چگونگى ترکیب حد وسط با دو حد دیگر در مقدمتین قیاس، یا هیئت و صورت قرار گرفتن حد وسط با حد اصغر و حد اکبر در دو مقدمه قیاس اقترانى را «شکل»مى‌نامند. این هیئت و صورت چهارگونه است و در نتیجه، قیاس داراى چهار شکل خواهد بود که از آن به اشکال اربعه تعبیر مى‌شود:

1) شکل اول: قیاسى است که حد وسط در صغراى آن، محمول و در کبراى آن موضوع است. مانند«انسان » در این قیاس: پرویز، انسان است (صغرى)، هر انسانى متفکر است (کبرى)، پرویز متفکر است (نتیجه).

2) شکل دوم: قیاسى است که حد وسط در هر دو مقدمه آن محمول است. مانند «حیوان» در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى) هیچ جمادى حیوان نیست (کبرى)، هیچ انسانى جماد نیست (نتیجه).

3) شکل سوم: قیاسى است که حد وسط در هر دو مقدمه آن موضوع است. مانند«انسان » در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى)، هر انسانى ناطق است (کبرى)، برخى از حیوانها ناطق هستند (نتیجه).

4) شکل چهارم: قیاسى است که حد وسط در صغراى آن موضوع و در کبراى آن محمول است (عکس شکل اول). مانند «انسان» در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى)، هر ناطقى انسان است (کبرى)، برخى از حیوانها ناطق هستند (نتیجه).

از دیدگاه اهل منطق، شکل اول برترین و کامل‌ترین اشکال قیاس است، زیرا حد وسط در آن، بر خلاف دیگر شکل‌ها، به صورتى طبیعى است. به همین سبب آن را مقدم مى‌دارند و در استدلال‌ها از آن بهره مى‌گیرند. شکل چهارم در برابر شکل اول قرار دارد. بدین معنى که نامأنوس ترین و غیر طبیعى‌ترین شکل‌هاست. به همین سبب آن را مؤخر مى‌دارند و حتى برخى از منطقیان به سبب دورى آن از طبع، آن را نادیده مى‌گیرند و در شمار اشکال قیاس قرار نمى‌دهند. چنان‌که ابن سینا در منطق دانشنامه علائى (ص 65- 64) و نیز در منطق نجات (ص 34-33)، قیاس را داراى سه شکل دانسته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS