دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بانوی کرامت

No image
بانوی کرامت

کلمات کلیدی: بانوي كرامت

نویسنده : صغری باقری

کویر برای حضورت نورانی می‌شود و پنجره‌ها به شوق رویت، نیمه شبی را به سوی خورشید باز نمی‌شوند. کوچه پس کوچه‌های قم به یمن حضورت نورانی می‌شوند و سروهای آزاد به احترامت قیام می‌کنند.

آرام آرام، بر پهنه کویر، حضور پر ولایتت شکوفه می‌دهد؛ غربت به یمن غریب معنا می‌یابد.

دلم می‌خواهد برایتان از بانویی سخن بگویم که خیال سبزتان نیمه شبی بر اقامه سبزش سلام می‌دهد و در آینه حرمش چهره می‌آراید. برایتان از بانویی سخن می‌گویم که همانند زینب (س) که برای قیام، قربانی داد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد، او هم با قدمهای پر حیاتش، به سرزمین کویری قم حیات بخشید و در رگ ایرانیان خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.

برایتان از بانویی سخن می‌گویم که به یمن حضورش، شهر قم، مرکز صدور علم ودانش علوی شد و محل رشد و بالندگی. برایتان از بانویی سخن می‌گویم که بارگاه زیبایش، پناهگاه دلهای عاشقی است که شبهای چهارشنبه در جمکران بیتوته می‌کنند. به نیابت از شیعه در نیمه شبهای کویری قم، سر بر آستان حرم حضرت دوست می‌سایند و برای ظهور گل نرگس دعا می‌کنند و از بانوی کرامت، برای شکوفه دادن درخت اجابت استمداد می‌طلبند.

معصومه (س)…

معصومه تفسیر معصومیت است که روزگاری در مدینه طلوع کرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاهها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت. معصومه نگاه سبزی است که از معصومیت سرچشمه می‌گیرد. معصومه، روزگار دلداگی است و از غربت به قربت رسیدن.

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زینب همسفر شدن.

معصومه فلسفه شیدایی است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است که در قم، شهر اقامه می‌درخشد.

معصومه، حکایت ارادت به ولایت است. معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است.

معصومه انتهای متبلور است. معصومه سرسلسله تنهایی است، معصومه فانی فی‌الله است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS