دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بد زبانی و ناسزا‌گویی

دخول در بهشت، بر هر شخص ناسزاگو و بد زبان، حرام است.
بد زبانی و ناسزا‌گویی
بد زبانی و ناسزا‌گویی

بد زبانی و ناسزا‌گویی

قال رسول الله(ص): «الجنّة حرامٌ علی کلّ فاحش أن یدخلها» (مجموعه ورام/ ج1/ ص110)

یکی از آفت‌های زبان، ناسزا‌گویی است؛ که در روایات، مذّمت‌های بسیاری پیرامون آن وارد شده است. این صفت بسیار زشت، باعث به‌وجود آمدن کینه و دشمنی و از بین رفتن پیوندهای عاطفی بین انسان‌ها می‌شود.

فحش و ناسزاگویی، گاهی به‌صورت جدّی و به‌قصد آزار دیگران، گاه به انگیزه شوخی و گاهی این صفت زشت به‌صورت یک عادت رخ می‌دهد.[1]

در هرصورت، ناسزاگویی از جمله صفات بسیار زشتی است که برخی از انسانها به آن مبتلا هستند.

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند:

«لوکان الفحشُ رجلاً لکان رجل سوء»[2]

اگر فحش و ناسزاگویی به‌صورت مردی در می‌آمد، به‌شکل مردی زشت، مجسّم می‌شد.

طبق روایات متعددی که در کتب معتبره وارد شده، کسی‌که بد زبان و ناسزاگو است، مورد غضب خداوند است و خداوند چنین شخصی را دوست ندارد.

حضرت امام باقر(ع) می‌فرمایند:

«ان الله یبغض الفاحش المُتفحِّش»[3]

شخص ناسزاگو و بد زبان، مورد خشم و غضب خداوند است.

از نظر برخی روایات، بدترین مردم کسی است که دیگران به خاطر بد زبانی و ناسزاگویی او، از مجالست و نشست و برخاست با او کراهت داشته باشند. حضرت امام صادق(ع) از پیامبر گرامی اسلام روایت کرده است که می‌فرمایند:

«انّ من شرّ عباد الله من تُکرَهُ مجالستُهُ لفحشِهِ»[4]

بدترین بندگان خداوند کسی ‌است، که دیگران به‌خاطر ناسزاگویی و بد زبانیش، از معاشرت با او کراهت داشته باشند.

    پی نوشت:
  • [1]. تهرانی، مجتبی؛ اخلاق الهی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1381ه.ش، چاپ دوم، جلد چهارم، ص265.
  • [2]. ابن ابی فارس، ورام؛ مجموعه ورام، قم، انتشارات، تاریخ، ج1، باب ما جاء فی المراء، ص110.
  • [3]. کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، تاریخ، چاپ چهارم، جلد دوم، ص324.
  • [4]. همان، ص325.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS