دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدعت در دین در کلام امام جواد (ع)

امام جواد (علیه السلام)فرمودند: «هیچ ویرانگری برای دین بسان بدعت نیست و برای آدمی هیچ چیز، فساد آمیزتر از طمع و آزمندی نیست» (نور الابصار، ص 332)
بدعت در دین در کلام امام جواد (ع)
بدعت در دین در کلام امام جواد (ع)

قال الجواد (علیه السلام):

«... وَلا هَدمَ لِلدینِ مِثْلُ البدعِ وَلا اَفْسَدَ لِلرّجُلِ مِنَ الطَّمَعِ…»

(نور الابصار، ص 332)

امام جواد (علیه السلام)فرمودند:

«هیچ ویرانگری برای دین بسان بدعت نیست و برای آدمی هیچ چیز، فساد آمیزتر از طمع و آزمندی نیست»

توضیح:

«نقش مخرّب بدعت و طمع در دین و دل انسان»

در حدیث نورانی فوق امام جواد (علیه السلام) بدعت[1] را مهمترین عامل تخریب عقائد استوار دینی و طمع و آزمندی را مهلک ترین غده چرکینی معرفی می نمایند که جان آدمی را از درون فاسد و تباه می سازد.

طمع علاوه بر معنی مذموم که همان امید به غیر به گونه ای که انسان را دچار ذلت و خواری نماید، معنی ممدوحی نیز دارد و آن امید به رحمت حق است، بدون رؤیت عمل که این از مقامات عارفین بالله است که خود و عمل خود را ترک گفته و دست طمع خویش را به سوی حق گشوده‌اند، از دیگران منقطع گردیده به او پیوسته‌اند. وصف این گروه در قرآن چنین آمده است:

«وَالَّذی اَطمَعُ اَنْ یَغْفِرَ لِی خَطیئَتی یوم الدّین»[2]

«کسی که امید و طمع دارم،‌روز پاداش گناهم را ببخشاید»

که مراد از طمع در اینجا دل بستن به مغفرت گناهان است و یا به طور کلی امید به غفران حق است.

دلبستگی به آفریدگان و غفلت از حق یکی از حجاب‌هایی است که نور معرفت را خاموش و قلب را تیره می‌سازد و این که در روایات وارده از معصومین تمام خیرات در قطع طمع از مردم معرفی شده است، برای این جهت است که راه ورود و وصول به حق را برای انسان باز بگذارد و انسان را به سوی فطرت خویش که استغناء از مردم و امید به رحمت حق است، هدایت نماید.

    منبع: بی‌کران تسبیح، دکتر بتول خسروی، ص 208 – 206.
  • [1] .البدعة: ادخال ما لیس من الدین فی الدین.
  • [2] . شعراء، 82.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS