دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برنامه ریزى و نظم و انضباط

No image
برنامه ریزى و نظم و انضباط

امام خمینى در زندگى، سخت معتقد به برنامه ریزى و نظم و انضباط بود. ساعات مشخصى از شبانه روز را به عبادت و ذکر حق و قرائت قرآن و دعا و مطالعه مى پرداخت. قدم زدن و در همان حال ذکر خدا گفتن و اندیشیدن جزئى از برنامه روزانه اش بود. او در حالى که عمرش به 90 نزدیک شده بود هنوز یکى از پرکارترین رهبران سیاسى جهان بود که نشاط خدمت در راه تعالى جامعه اسلامى و حلّ مشکلات آن را هیچگاه، حتى در سهمگین ترین حوادث از دست نمى داد. علاوه بر مطالعه روزانه اهمّ اخبار و گزارشات مطبوعات رسمى کشور و مطالعه دهها بولتن خبرى و گوش دادن به اخبار رادیو و تلویزیون داخلى، او در چندین نوبت در شبانه روز تحلیلهاى و خبرهاى رادیوهاى بیگانه فارسى زبان را گوش مى داد تا شخصاً در جریان روند تبلیغات دشمنان انقلاب قرار گیرد و راههاى مقابله با آنرا اندیشه کند. فعالیتها متراکم روزانه و تشکیل جلسات با مسئولین نظام اسلامى موجب نمى شد تا ارتباط با قشرهاى مردم عادى را بعنوان اصلى ترین سرمایه هاى نهضت اسلامى نادیده بگیرد. او هیچ تصمیمى را که مربوط به سرنوشت جامعه اش باشد نمى گرفت مگر آنکه صادقانه با مردم در میان مى گذاشت. مردم را محروم ترین کسان براى دانستن حقایق مى دید.

چهره اى مصمّم و مهربان داشت، نگاهش پرجاذبه و سرشار از معنویت بود. جمعیت که در حضورش مى نشست بى اختیار غرق در جاذبه معنویش مى شد، بسیارى از حاضران ناخودآگاه اشک شوق مى ریختند. مردم ایران حق داشتند که سالها از صمیم قلب در شعارهاى دعاى گونه شان از خدا بخواهند که عمر آنان را با افزایش لحظه اى بر عمر امام معاوضه کند. اگر دنیاى بیگانه از معنویت باور نداشت اما آنان که با امام بزرگ شده بودند قدر لحظه هاى عمر آن عزیز را در عمل مى شناختند. زندگى اش وقف خدا و خدمت به خلق او بود.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS