دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان اخلاقی کانت

No image
برهان اخلاقی کانت

كلمات كليدي : برهان اخلاقی، كانت، عقل نظری، عقل عملی، امر اخلاقی، برترین خیر، سعادت، فضلیت

نویسنده : مهدي جدي

ایمونوئل کانت عقل آدمی را به عقل نظری و عملی تفکیک کرد. او در حوزۀ عقل نظری، عقل را از اثبات وجود خدا ناتوان دانست. از سوی دیگر او به عنوان یک موحّد معتقد بود که راه دیگری «راه عقل عملی و اخلاقی» برای اثبات وجود خدا هست.

تقریر برهان

از نظر کانت، انسان موجودی است، اخلاقی و اخلاقاً مکلّف است که خود را کامل کرده و به برترین خیر برساند یعنی عقل عملی دائماً به ما فرمان می‌دهد که برترین خیر یا کمال مطلق را تحصیل کنیم. برترین خیر شامل دو مولّفه فضیلت و سعادت است؛ یعنی فضیلت تام (مطابقت تام اراده با قانون اخلاقی) و سعادت کامل (برآورده شدن همۀ امیال در سرتاسر عمر) است که توأم‌اند و فضیلت علّتِ سعادت است. از این رو اگر ما با فضیلت شدیم، بالضروره باید در پی آن سعادت بیاید. اما انسان نمی‌تواند این سعادت را ایجاد کند، یعنی او خالق جهان طبیعت نیست تا مطابق میل و ارادۀ خود آن را تغییر داده یا هماهنگ کند. بنابراین برای ایجاد سعادت باید خالقی را برای طبیعت فرض کرد تا بتواند این هماهنگی را برقرار سازد که آن همان خداست.

اشکال استدلال کانت

لازمۀ تصور خدا به عنوان هماهنگ کنندۀ فضیلت و سعادت این است که خدا اکثر انسان‌ها را مجبور به عمل اخلاقی کند که در این صورت، اختیار آنان را از بین می‌برد. با این توضیح که: سعادت که هماهنگی بین طبیعت و ارادۀ انسانی است، حیطه وسیعی را شامل می‌شود. به طوری که رابطۀ انسان‌ها با همدیگر نیز در بر می‌گیرد. ارتباط انسان‌ها با یکدیگر نقش بسیاری در سعادت فرد دارد تا ارتباط او با صرف طبیعت. یعنی انسانی که در یک جامعه‌ زندگی می‌کند رعایت احترام، حقوق، حرمت مال، جان و ناموس او توسط انسان‌های دیگر، بیشترین تأثیر را در سعادتش دارند. حال فردی را که ملتزم به اوامر اخلاقی و به تعبیری انسان بافضیلتی است در نظر بگیرید که در جامعه‌ای زندگی می‌کند. افرادی که با این شخص سر و کار دارند رفتار شایسته‌ای از خود نشان نداده و موجبات ناراحتی شخص را فراهم می‌آورند. این فرد با فضیلت، استحقاق سعادت دارد. بنا به فرض، خدا که تأمین کنندۀ سعادت است، باید متناسب فضیلت او، سعادت وی را تأمین کند. خدا برای تأمین این سعادت، باید رفتار و اعمال انسان‌های دیگر را نسبت به این شخص متناسب با فضیلت او کند، یعنی آنان را مجبور به کارهای اخلاقی کند که رفتار شایسته‌ای نسبت به این شخص داشته باشند. بنابراین اگر خدا آنان را مجبور کند، اختیار آنان از بین خواهد رفت.

اگر فرض کنیم که خدا هیچ توجهی به رفتار انسان‌های دیگر نسبت به این شخص ندارد، در این صورت بخش مهمی از سعادت او را فراهم نکرده است. یعنی این فرد دایماً به خاطر رفتار ناپسند آنان در رنج و عذاب است و چنین رنج و عذابی با سعادت او سازگاری ندارد.

بنابراین اگر خدا بناست که در تناسب سعادت با فضیلت، نقشی داشته باشد، باید انسان‌ها را مجبور به همکاری شایسته کند که در این صورت اختیار آنان از بین رفته و اعمال آنان نیز ارزش اخلاقی خود را از دست خاهد داد.لذا استدلال اخلاقی کانت، عاجز از اثبات وجود خدا می‌باشد.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS