دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به سوى دریا

No image
به سوى دریا

به سوى دریا

کاروان عاملیان پس از چند ماه به نجف رسید. سید محسن در نخستین فرصت خانه اى در محل «حویش» اجاره کرد و در درس بزرگان حوزه حضور یافت. سید على بن سید محمود عاملى، سید احمد کربلایى، شیخ محمد باقر نجم آبادى، شیخ الشریعه اصفهانى گروهى از استادان نجف شمرده مى شدند که ستاره «شقرا» را در آموختن کتابهاى شرح لمعه، قوانین و رسائل یارى دادند. سید محسن سپس در درس خارج اصول شیخ محمد کاظم خراسانى شرکت جسته، یک دوره اصول فقه از آن بزرگ مرد بهره برد و در کنار آن از درس فقه حاج آقا رضا همدانى و شیخ محمد طه نجف نیز کامیاب شد.

هرچند ستاره جبل عامل دانشجویى تهیدست بود و حتى نان خویش را از نیک مردى به نام حاج احمد نسیه مى خرید ولى پاکدلى و اخلاص در دانش اندوزى را با هیچ ثروتى عوض نمى کرد. بنابراین هنگامى که برخى از آشنایان از وى خواستند تا در درس استادى که توانایى مادى بسیار داشت حضور یابد، بى درنگ گفت: هرچند آن استاد دانشورى گرانقدر است ولى نمى توانم خود را راضى کرده، در درسى حاضر شوم که بهره مندى از ثروت استاد مى تواند یکى از انگیزه هاى آن شمرده شود.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS