دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تأییدکتاب از ناحیه معصومین(علیهم السلام)

No image
تأییدکتاب از ناحیه معصومین(علیهم السلام) خلاصة الکلام فى افتخار الاسلام.([33])

این اثر در موضوع امتیازات و برترى هاى اسلام بر سایر ادیان و بنا بر درخواست خواص از علما و مردم به ویژه مردم اصفهان در سال (1322 هـ .ق.) به رشته تحریر درآمده است و بنا بر تصریح مؤلّف آن در 28 جمادى الاوّل همان سال در منطقه سرقنات جى نزدیک امامزاده حسن تهران، نوشته شده است.([34])

فخرالاسلام در تأیید این کتاب از ناحیه معصومین(علیهم السلام) به خوابى که یکى از بستگان وى دیده است استناد مى کند و جریان را در آن کتاب مى نگارد که خلاصه اش چنین است:

«یکى از بستگان وى در خواب مى بیند که درب منزل را مى کوبند، به درب منزل مى رود مى بیند دو نفر جلوى درب ایستاده اند، یکى لباس سادات و دیگرى لباس جنگ به تن دارد. مى گوید: شما کى هستید. آن کسى که لباس رزم به تن دارد مى گوید: «آقا هستند»؟ مى گوید چه کار دارید؟ مى گویند: از طرف سیّدالشهدا(علیه السلام)براى فخرالاسلام، عصا آورده ایم. مى گوید: به من بدهید تا من به او بدهم. مى گوید: ما باید خودمان عصا را به او بدهیم از این رو وارد خانه شده و عصا را به فخرالاسلام مى دهد و مى فرماید: این عصا، مرحمتى و هدیه حضرت سیّدالشهدا براى شماست، به خاطر آن رساله اى که در «سرقنات» در مورد اصول دین نوشته اید. فخرالاسلام سؤال کرد: شما که هستید: فرمود: من عبّاس(علیه السلام) هستم.»([35])

این رؤیا، نشانه اى از ارزشمندى اثر فوق و قبولى زحمات طاقت فرساى وى نسبت به ترویج معارف دینى است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS