دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات آیت الله جعفر سبحانی

No image
تالیفات آیت الله جعفر سبحانی

تألیفات

استاد سبحانى همپاى تحصیل و تدریس، به تحقیق و تألیف نیز دلبستگى خاصّى دارد به گونه اى که از همان ایّام تحصیل در تبریز دست به تألیف زد وى خود مى گوید:

از دوران نوجوانى به تألیف علاقه داشتم و اوّلین نوشته من «معیار الفکر» است که در تبریز نوشتم. از آن زمان تا کنون مقالات متعددى در مجلات علمى ارائه کرده ام و بیش از 150 کتاب تألیف نموده ام».([68]) «در هفده سالگى دو کتاب معیارالفکر و مهذب البلاغه را نوشتم».([69])

دوره دوم از تألیفات وى را باید مربوط به تقریر نویسى از درس خارج حضرت امام خمینى دانست که مربوط به دوره 28 سالگى اوست. امام خمینى در آغاز این کتاب مى نویسد:

ـ... و بعد فمّما منّ الله على هذا العبد اتّفاق صحابة جم من الافاضل و عدة من الاعلام ایدهم الله تعالى و منهم العالم العلم التقى صاحب الفکر الثاقب و النظر الصائب الآغا میرزا جعفر سبحانى التبریزى وفقه الله تعالى لمرضاته و کثر الله امثاله. و لقد جدّ و اجتهد فى تنقیح مباحث الالفاظ من بحث هذا الفقیر بحسن سلیقته و توضیحها بجودة قریحته فصار بحمدالله و له المنة صحیفة کافلة لمهمات المائد فى 24 شهر ربیع المود 1375هـ. ق.

روح الله الموسوى الخمینى([70])

چاپ این کتاب که چنین تمجیدهاى «العالم العلم التّقى صاحب الفکر الثّاقب و النّظر الصّائب» را از نویسنده 28 ساله آن از سوى امام خمینى در پى داشت، موجب تسریع در حرکت تألیفى وى شد.

در همین محدوده باید از ترجمه «اصول فلسفه و روش رئالیسم» علاّمه طباطبایى به زبان عربى هم نام برد. او در این باره مى گوید:

«به درخواست ایشان جلد نخستین «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را به عربى بازگردانیدم که با تقریظ استاد در نجف اشرف به چاپ رسید.»([71])

دوره سوم از تألیفات وى نیز به نگاشته هایى برمى گردد که بعد از دو دوره مذکور به رشته تحریر درآمده اند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS