دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات آیت الله محمدرضا معزّی دزفولی

No image
تالیفات آیت الله محمدرضا معزّی دزفولی

تألیفات

آن مرد بزرگ در کنار خدمات دینی و اجتماعی مانند تدریس، تربیت شاگردان، امامت جماعت، راهنمایی مردم، بنیادِ ده ها اثر خیریه (اعم از مسجد و مدرسه و حمّام و کاروان سرا و پُل) موفّق به تألیف آثار علمی بسیار گردیده است. برخی از آن ها عبارت اند است:

1 ـ حاشیه بر رسائل

2 ـ حاشیه مفصّل بر مکاسب، به نام فیض الباری فی حاشیة مکاسب الانصاری

3 ـ حاشیه بر کتاب فصول (الفصول الغرویة فی الاصول)

4 ـ رسالة فی الرضاع

5 ـ رساله ی در ترجمه ی سهل بن زیاد آدمی رازی

6 ـ رساله ی عملیه ی فارسی به نام کلمة العُلیا. این کتاب در سال 1333 قمری به چاپ رسیده است.

7 ـ رساله ی عملیه ی عربی به نام کلمة التقوی. این کتاب در 1333 قمری به چاپ رسیده است.

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدعلی معزی ـ از شاگردان معظم له ـ شرحی مفصّل به نام تجدید الدوارس بر آن نگاشته و 7 جلد از آن به چاپ رسیده است. نیز مرحوم حاج شیخ مهدی آل طیب ـ از شاگردان مؤلف ـ آن را به فارسی ترجمه کرده است.

8 ـ منتخب منهج الرشاد (شیخ جعفر شوشتری)

9 ـ جهد المقلّ فی أجوبة المسائل. این کتاب مشتمل بر مسائل متفرقه فقهی از آغاز باب طهارت تا کتاب دیات، و در چند جلد بوده و مجموعه ای نفیس شبیه جامع الشتات میرزای قمی است.

گفتنی است، این همه رساله های فتوایی ایشان، نشان دهنده ی وسعت مرجعیت و کثرت مقلدان ایشان در بلاد غرب است. به گونه ای که تا ایشان در قید حیات بود، مرجعیت تقلید منحصر به او بود و پس از درگذشتش چشم ها به سوی آیت الله بروجردی دوخته شد و مرجعیت به ایشان رسید.

مرحوم آیت الله معزی طبعی روان و قریحه ای سرشار داشته و گاهی شعر می سرود. مقداری از آن ها در کتاب مخزن الدرر در اشعار شعرای دزفول و شوشتر، اثر ملّا خلیفه دزفولی (م1347 قمری)، در سال 1304 قمری در بمبئی به چاپ رسیده است.[16]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS