دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات جهانگیر قشقایی

No image
تالیفات جهانگیر قشقایی

تألیفات

1 ـ شرح نهج البلاغه

2 ـ دیوان شعر([115])

جابرى انصارى که از شاگردان جهانگیرخان بوده است، مى نویسد:

«در مدرسه صدر خدمت آن بزرگوار نهج البلاغه مى خواندم و شرحى بر آن کتاب مستطاب مى نوشت».([116])

مؤلف «زندگانى حکیم جهانگیرخان قشقایى» آورده است:

«در کتب متعددى از شرح نهج البلاغه منسوب به حکیم قشقایى سخن رفته است، لکن به نظر مى رسد که منبع و مأخذ اصلى همان کتاب «تاریخ نجف و حیره» بلاغى، ص 82 باشد که آقا بزرگ تهرانى در کتاب نقباء البشر، ص 344 و الذریعه، ج 14، ص 122 و عمر رضا کحّاله هم در کتاب معجم المؤلفین، ج 3، ص 230 و آسید مصلح الدین مهدوى در کتاب رجال اصفهان، ص 39 و اخیراً آقاى رضا استادى در کتابنامه نهج البلاغه، ص 41 از آن نام برده اند».([117])

ولى تاکنون شرح نهج البلاغه منسوب به حکیم به دست نیامده است».([118])

در کتاب «طبقات المؤلفین» و کتاب «رجال اصفهان» نامى از «دیوان شعر» منسوب به حکیم قشقایى نیامده است بلکه در کتاب طبقات این عبارت است: (وَلَهُ شعرٌ فارسىٌّ) او داراى شعر فارسى است. داشتن شعر به معناى داشتن دیوان شعر نمىباشد.([119]) این شعر منسوب به حکیم قشقایى است:

دوش عشقت بُرد آرام از دل و از چشم خواب *** یاد رویت بُود کارم تا بر آمد آفتاب

دل گرفت از مدرسه یاران کجا کوى حبیب *** جان فِسُرْد از وسوسه، ساقى بده جام شراب([120])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS